ییجان
82 stories
⚓forgotten|ازیادرفــته⚓ by Supernatural313
Supernatural313
  • WpView
    Reads 8,096
  • WpVote
    Votes 1,982
  • WpPart
    Parts 68
📌وضعیت: پایان یافته.🕯️💜📚 ⏳آغاز: ۶ نوامبر ۲۰۲۵ ⌛پایان: ۵ دسامبر ۲۰۲۵. ⏰بازنویسی: --- ⟨چگونه پیدایت کنم، وقتی به‌ یاد نمی‌آورم چگونه گُم‌ات کرده‌ام؟!⟩ یک وصیت‌نامه، یک شرطِ ناممکن. او باید با کسی ازدواج کند که روزی دشمنش بود، و تا پیش از گذشت یک سال، فرزندی از عشقشان متولد شود. اما هیچ‌کس نمی‌دانست عشق، درست در میان اجبار و انکار، چطور ریشه می‌دواند... در میان بوی تلخ نارنج و قلب‌هایی که از هم می‌ترسند. #S_M_H #ییبو‌تاپ #آنگست #هپی‌اند #امگاورس
𝐼 𝐿𝑜𝑠𝑡 𝑇𝑜 𝑌𝑜𝑢...✍︎ by ll_yizhan_ll
ll_yizhan_ll
  • WpView
    Reads 14,971
  • WpVote
    Votes 2,543
  • WpPart
    Parts 27
خلاصه : وقتی نگاهشان باهم تلاقی کرد، جان لبخندی زد و گفت:بالاخره میفهمم کی هستی و مجبورت میکنم با میل خودت پا توی تختم بزاری وانگ ییبو، و ییبو با قفل نگاهشان در هم با خود گفت:تو سمی جان، و من اجازه نمیدم مسمومم کنی! کاپل: ییژان جان تاپ ✨ ژانر:رومنس،اسمات،خب بقیش بستگی به روند داستان داره 🙊💛 پایان.
𝑰 𝑾𝒂𝒏𝒕 𝑻𝒐 𝑩𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒐𝒎𝒆𝒐𝒏𝒆 𝑻𝒐 𝑮𝒖𝒔𝒖 by wangyibooxiao
wangyibooxiao
  • WpView
    Reads 273
  • WpVote
    Votes 74
  • WpPart
    Parts 6
𝑰 𝑾𝒂𝒏𝒕 𝑻𝒐 𝑩𝒓𝒊𝒏𝒈 𝑺𝒐𝒎𝒆𝒐𝒏𝒆 𝑻𝒐 𝑮𝒖𝒔𝒖❤️ 🩵𝑇𝑦𝑝𝑒: 𝑊𝑎𝑛𝑔𝑋𝑖𝑎𝑛 📖𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 🌙می‌خوام کسی رو به گوسو بیارم در میان دیوارهای سفید و بامبوهای خاموش گوسو، پسر جوانی زندگی می‌کرد که یاد گرفته بود چطور در سکوت نفس بکشد. لان وانگجی، پسر دوم خاندان لان، کسی که دنیا را با کمترین کلمه می‌فهمید. او از حرف زدن می‌ترسید؛ چون هر واژه برایش یادآور آخرین صدایی بود که از مادرش شنیده بود. در آن‌سوی دیگر، در کوچه‌های خیس یولینگ، پسر دیگری می‌خندید؛ اما نوری در چشم‌هایش دیده می‌شد که هیچ گدایی نداشت. او وو‌شیان بود؛ پسرکی که یاد گرفته بود زندگی را با پوست هندوانه هم جشن بگیرد.🐇 روزی در میانه‌ی جشن، در ازدحام و خنده، دو نگاه کاملاً نابرابر با هم تلاقی کردند. یکی ترسیده و گرسنه، دیگری آرام و بی‌احساس؛ اما با دلی که ناگهان لرزید. «می‌تونی بخوریش...» صدای تمسخر دیگران در هوا پیچید و درست همان‌وقت، دستی از میان جمع آرام، خونسرد، با تکه‌ای هندوانه بیرون آمد. آن روز هیچ‌کس نفهمید که آن پسر سفیدپوش پس از مدت‌ها سکوت، آن شب با صدایی گرفته گفت: «می‌خوام کسی رو به گوسو بیارم.» و از همان جمله، همه‌چیز تغییر کرد.
Love & hate  by crazyofvmin
crazyofvmin
  • WpView
    Reads 4,364
  • WpVote
    Votes 828
  • WpPart
    Parts 34
جان خون آشامی که به اجبار باید برای مدتی داخل قصر گرگینه ها زندگی کنه ! آیا نفرتش از گرگینه ها به عشق تبدیل میشه؟! نام فیک: عشق و نفرت ♠️♥️ کاپل اصلی: yizhan 🌊 کاپل فرعی:vkook , sope 🌜 ژانر:فانتزی /خون آشامی/گرگینه/انگست/اسمات ⛔ نویسنده:لیلا 🔮 💫توجه: فیک بازگردانی شده💫
He's just a Girl ! by stancomabene
stancomabene
  • WpView
    Reads 672
  • WpVote
    Votes 123
  • WpPart
    Parts 5
𝘏𝘦'𝘴 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘢 𝘨𝘪𝘳𝘭: به محض دور شدن مرد ونهان خودش رو به سمت ییبو کشید و ضربه‌ای روی شونه‌ش کوبید - هی..سخت‌ نگیر.. ییبو بازدمش رو کلافه بیرون فرستاد اما با شنید صدای ونهان برای بار دوم عصبی به سمتش چرخید - شاید یه روزی یه دختری که عین شیائو جان بود واست پیدا کردیم.. - فقط خفه شو ! صدای داد ییبو بلافاصله توی محوطه‌ی اداره پیچید و بار دیگه مایه‌ی خنده‌ی اعضای تیمش شد.. . . . - 𝐌𝐢𝐧𝐢 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞" 𝖧𝖾'𝗌 𝗃𝗎𝗌𝗍 𝖺 𝗀𝗂𝗋𝗅 ! 𝐓𝐲𝐩𝐞" 𝖡𝗃𝗒𝗑/ 𝗒𝗂𝖻𝗈 𝗍𝗈𝗉 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞" 𝖼𝗋𝗂𝗆𝖾, 𝖽𝗋𝖺𝗆, 𝖺𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇, 𝖲𝗆𝗎𝗍 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫" 𝖸𝗂𝗇 𝖲𝖾𝗉10 ,2025
مَن‌ْخُـوبَـــ‌شِکَستَم‌ــمْ ...|... I AM brOKen by Supernatural313
Supernatural313
  • WpView
    Reads 3,566
  • WpVote
    Votes 842
  • WpPart
    Parts 43
📌وضعیت: پایان یافته.💜📚 ⏳آغاز: ۸ مارس ۲۰۲۳ ⌛پایان: ۵ نوامبر ۲۰۲۵ ⏰ بازنویسی: --- ‹‹ دیدی یه وقتا وسط گریه خدا رو صدا میزنی ؟ میگی خدایا تو رو خدا یه کاری کن ؟ " من اگه خدا بودم اون لحظه ها میومدم‌ پایین ... محکم بغلت میکردمو میگفتم باشه ! اصلا هرچی تو بگی ؛ فقط دیگه اینجوری قسمم نده ! 💔🥀 ›› #S_M_H #امگاورس #ییبو_تاپ #هپی‌اند
Right Person, Wrong Time by stancomabene
stancomabene
  • WpView
    Reads 13,422
  • WpVote
    Votes 2,409
  • WpPart
    Parts 55
𝘳𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘱𝘦𝘳𝘴𝘰𝘯, 𝘸𝘳𝘰𝘯𝘨 𝘵𝘪𝘮𝘦 : آدم‌ها برای احساساتشون اسم انتخاب می‌کنن تا راحت‌تر خودشون و حالشون رو توصیف کنن. یکی از اون احساسات اسمش عشقه؛ چیزی که من بهش اعتقادی ندارم! هیچ چیزی به اسم عشق وجود نداره..هیچ‌وقت امکان نداره کسی رو به قدری دوست داشته باشی که نتونی بدونِ اون زندگی کنی. اگه این یه استدلالِ درست و منطقیه، پس چطور قبل از شناختِ اون آدم زنده بودیم و زندگی می‌کردیم؟ اون آدم.. امکان نداره وجود داشته باشه.. اون آدم.. قرار نیست هیچ‌وقت تو زندگیم بیاد.. اون آدم.. خودش نیست.. من با اون آدم هیچ چیزی به اسم عشق رو تجربه نکردم.. ═───~•⊱❃⊰•~───═ name- Right Person, Wrong Time genre- romance, dram, angst, smut, au couple- yizhan type- bjyx / yibo top part's- teaser + 60 ch. Author- yin Nov 30.2024
Sugar Daddy  by crazyofvmin
crazyofvmin
  • WpView
    Reads 31,010
  • WpVote
    Votes 5,496
  • WpPart
    Parts 64
سلام قشنگام با فیک جدید در خدمتتونم داستان پسر ۱۸ساله ای که به دنبال آرزوش از شهرش به سئول میاد.... این داستان به درخواست خواننده ها با سه ورژن اپ میشه Minv_jikook_yizhan این ورژن: yizhan 📗Name; sugar daddy Couple:#yizhan ganer: fluff/romance/smut ✍️Writer:Leila
HE ALWAYS WAS / او همیشه بود by Supernatural313
Supernatural313
  • WpView
    Reads 3,557
  • WpVote
    Votes 773
  • WpPart
    Parts 10
📌وضعیت: پایان یافته.💜📚 ⏳آغاز: ۱۷ نوامبر ۲۰۲۲ ⌛پایان: ۱ دسامبر ۲۰۲۲. ⏰ بازنویسی: --- [ نمیدانم... نمیدانم این « بدترین شب‌ها » را شروع کرده‌ام یا دارم شروع می‌کنم. اما به هر تقدیر، این ساعات تاریک و بی‌امید، این روزهایی که دست کم اگر هیچ موفقیت دیگری درش نبود، اینش بود که به امید دیدار تو شروع می‌شد و حتی اگر هم در آخرین ساعات شب با نوامیدی کامل، مثل دفتری بر هم نهاده میشد، باز این امید که فردا بتوانم ببینمت زنده نگهم میداشت، میدانی؟ از فردا صبح، دیگر این امید را هم از دست خواهم داد.♡ ] زن مردد پرسید: یعنی اون پدرته؟ پسر اما با غم پیشانی ژان‌اش را بوسه زد: اون همه چیزمه! پدرم مادرم برادرم رفیقم و تنها عشق زندگیم:). اون ژانِ منه...💔 🫀🫀🫀چند‌شاتیِ:او‌همیشه‌بود🫀🫀🫀 #S_M_H #هپی‌اند #پدرخوانده #ییبو‌تاپ #آنگست #برومنس