Fav
9 histórias
Fallin' Flower | Minsung ✓ de DemonWithRedEyes
DemonWithRedEyes
  • WpView
    Leituras 25,766
  • WpVote
    Votos 5,699
  • WpPart
    Capítulos 14
" همه زخمی میشن. ممکنه فکرش رو نکنی، ممکنه خیلی از گلت مراقبت کنی اما یه روز ببینی همه گلبرگهاش دارن میریزن. اینطور وقتا نترس. حتی اگه درد میکشی نترس و بفهم که همه زخمی میشن، حتی گل ها. حتی اگه ندونیم و نبینیم. " -How To Garden: For Beginners ⤷Persian Translate ⤷Completed ⤷Records: #1 minsung #1 minho #1 jisung
𝐌𝐲 𝐒𝐚𝐯𝐢𝐨𝐮𝐫 | 𝐌𝐢𝐧𝐬𝐮𝐧𝐠 de None2818
None2818
  • WpView
    Leituras 55,833
  • WpVote
    Votos 8,486
  • WpPart
    Capítulos 35
«رنگ سفید فریبنده اش باعث میشه گول ظاهر زیبای رز رو بخوری اما وقتی بهش نزدیکتر بشی بیشتر متوجه میشی چقدر قراره بهت آسیب بزنه. باز هم با وجود دونستن همه اینا من اونو توی گلدون گوشه خونم گذاشتم تا از دور بتونم دوستش داشته باشم.کششی که تو این علاقه ایجاد میشه التماس محبت رو داره پس زخم و خونریزیش بی ارزش ترین چیز محسوب میشه...» •. Status: Complete •. Couple: Minsung, Hyunlix •. Rating: NC-17 •. Tags: Drama, Mystery, Angst, Romance, Smut •HopeYouEnjoy!🤍
𝙂𝙖𝙢𝙚 de Theaurrora
Theaurrora
  • WpView
    Leituras 101,572
  • WpVote
    Votos 14,897
  • WpPart
    Capítulos 50
<<کامل شده>> قطعا کار کردن توی یک آسایشگاه روانی اون هم به عنوان بهترین روانشناس، سختی های خودشو داره! اما چی میشه اگه لی مینهو، مرد متاهل سی ساله ایی که بالاخره تونسته توی این آسایشگاه به عنوان روانشناس کار کنه، پرونده بیمار مرموزی به اسم هان جیسونگ رو به دست بگیره و با کشف حقایق پشت پرده تمام زندگیش تغییر کنه؟! _"عشق تو برای من یه باخت حتمی بود جیسونگ، یه بازی بود. یه بازی با اینکه میدونستم آخرش میبازم. آره میدونستم ولی من با تمام وجودم پرستیدمت، نفست کشیدم و با تمام وجودم ذره ذره ی خودم رو آب کردم توی این عشق. ازت هیچ انتظاری ندارم که متاسف باشی. چون این منم که باید متاسف باشم. نه برای تو جیسونگ، بلکه برای خودم متاسفم که عاشقت شدم" Fic Name : Game Couples : MinSung , HyunSung Genre : Romance , Smut , Psychology , crime , dark, Happy end Writer : Aurora
  ‌𝑨𝘶𝘳𝘰𝘳𝘢 de Theaurrora
Theaurrora
  • WpView
    Leituras 151,381
  • WpVote
    Votos 21,541
  • WpPart
    Capítulos 75
<<کامل شده>> مینهو خوناشام نود ساله که طلسم شده و تنها راه شکستن طلسمش، نوشیدن خونِ شاهرگ معشوقشه تا جایی که معشوقش جونشو از دست بده. پس مینهو قلبشو قفل و زنجیر میکنه تا هیچ وقت دلبسته کسی نشه. اما آیا سرنوشتش اینجوری رقم میخورد؟ شاید یک پسربچه عجیب وارد زندگیش بشه و قلب خوناشام سرد و غم دیده قصه رو به اسارت چشم های آبیش در بیاره! و این شروعی هست برای اغازِ این عشق بی ثمر، بین یک خوناشام طلسم شده و انسان. -"برای من برقص جیسونگ..بذار با هر تکونی که به پاهای زیبا و دست های ظریفت میدی بپرستمت..مثل مسیحی که خداشو میپرستید" و حالا مینهو رو به روش فقط یک قوی زیبا میدید که روی موج های کوچیک دریاچه میرقصید. مثل فرشته بی بالی بود که با هر چرخش میخواست پرواز کنه اما بال هاشو چیده بودن. اون پسر چی تو وجودش داشت که با اینهمه کبودی روی بدنش، هنوزم دلفریب و زیبا به نظر میرسید؟ Fic Name : Aurora Couples : MinSung , HyunLix Genre : vampire, Romance , Slice of Life, School life ,ballerina , Smut, Happy end Writer : Aurora
Glitter In Dark | Minsung de imtheasteria
imtheasteria
  • WpView
    Leituras 1,743
  • WpVote
    Votos 219
  • WpPart
    Capítulos 3
Multishot Couple: Minsung Genre: Romance, Angst, Psychological, Smut, Tragedy Writer: Asteria - لبخند که می‌زنی، قلبم محکم‌تر می‌تپه؛ از اون تپش‌های لذتبخشی که باعث می‌شه یادت بیاد هنوز داری نفس می‌کشی. - مگه تپش‌ها با همدیگه فرق دارن؟ با شنیدن صدای کنجکاو مینهو، خنده‌ی کوتاهی کرد. اینکه گاهی درجواب جملات عاشقانه‌اش سوال‌های کودکانه نصیبش می‌شد، چیزی نبود که خیلی جالب باشه ولی برای جیسونگ دوست داشتنی محسوب می‌شد پس سرش رو تکون داد و گفت: - آره. اون تپش قلب‌هایی که تو باعثشون می‌شی، با همه‌ی تپش‌ها فرق دارن. _____ چی می‌شه اگه پر آوازه‌ترین سرآشپز کره‌ی جنوبی به اوتیسم مبتلا باشه؟ لی مینهو، پسری که حسابی به دوست پسر کمک آشپزش یعنی هان جیسونگ، وابسته‌ست. اگه جیسونگ مدام حواسش پرت شرایط خاص سرآشپز بشه و بخواد ازش مراقبت کنه، چه اتفاقی براشون میفته؟
Cupid: The Last Mission de imtheasteria
imtheasteria
  • WpView
    Leituras 17,168
  • WpVote
    Votos 3,178
  • WpPart
    Capítulos 76
"سم و پیتر، فرشته‌های عشق جوونی که به‌خاطر یه اشتباه و خراب کردن مأموریتی که به اون‌ها سپرده شده بود، توسط دادگاه عدل محکوم شدن که در کالبد دو فانی، یعنی هوانگ هیونجین و هان جیسونگ، به زمین تبعید بشن تا آخرین ماموریتشون رو به پایان برسونن. کی می‌دونه روی زمین، چه چیزی انتظار اون دو فرشته‌‌ی ساده و بی‌تجربه رو می‌کشه؟ روی خوش و زیبای سکه‌ی عشق یا ذات حقیقی‌ و سیاهی که تابه‌حال ازشون پنهان شده بود؟" ________ - نمی‌تونی بیخیالم بشی ولی... هربار می‌بینمت به یه نحوی خردم می‌کنی. مینهو چرا فقط بهم نمی‌گی چیکار کنم؟ مینهو با انگشت شستش گونه‌ی نرم جیسونگ رو لمس کرد و اجازه داد پیشونی‌های داغشون چسبیده به همدیگه باقی بمونه. احساس می‌کرد توی سیاه چاله‌ی عمیق و سیاهی افتاده و فقط جیسونگ می‌تونه راهش رو روشن کنه. - وقتی بوسیدمت، احساس کردم یه تیر کوفتی به کمرم برخورد کرد و مستقیم به سینه‌ام رسید... من نمی‌دونم چی ‌شده، فقط می‌دونم نمی‌تونم ولت کنم. - Couple: Changjin, Minsung, Seungin - Genre: Fantasy, Flaff, Romance, Smut, Angst - Writers: Asteria, Drkangel
𝐈𝐥𝐥𝐮𝐬𝐢𝐨𝐧 | 𝐌𝐢𝐧𝐬𝐮𝐧𝐠 de None2818
None2818
  • WpView
    Leituras 7,781
  • WpVote
    Votos 992
  • WpPart
    Capítulos 11
«صدای آژیر، سرتاسر مدرسه رو پر کرده بود و تنها چیزی که با چشم غیرمسلح دیده میشد، رنگ سرخ بود و آبی تیره‌؛ خونی بود که روی سطح کنار استخر شناور بود و آسمونی که رو به طلوع میرفت. توهمّ هویت قاتل، بیماری مزمنی بود که به مدرسه سایه انداخت.» •. Status: Ongoing •. Couple: Minsung •. Rating: NC-17 •. Tags: School life, Crime, Mystery, Angst, Romance, Psychological drama, Smut •HopeYouEnjoy!🤍
Halcyon Days [MinSung] de blueskintobone
blueskintobone
  • WpView
    Leituras 4,286
  • WpVote
    Votos 693
  • WpPart
    Capítulos 4
«پایان یافته» "ما در خاطرات تابستون گذشته گم شدیم، و بین ملحفه های تخت. آگوست مثل بطری شرابی که تا انتها سرکشیدی، به پایان رسیده و پاییز بارونی حالا بالای سر منه." شخصیت ها: هان جیسونگ و لی مینهو (استری کیدز) ژانر: رومنس، انگست Ranked ✨1✨ in Minsung