تو سرتا پا رفتن بودی
من در تردید آمدن
تو تمام رفتی و من هیچ نیامدم
بگذار خالی بماند وسعت میان ما
بهم نمیرسد دنیایی که تو در آن میروی و من هیچ نمی آیم
[persian translation]
•ترجمه برای مدتی متوقف شده•
از نظر مردان قانون، اون روحی بود که هرگز دستشون بهش نمیرسید.
اون برای CIA «آدمی که کارها رو گره گشایی میکنه» بود.
اگه از بیرون نگاه کنید، اون فقط یه میلیاردر بود که کلابهای شبانه داشت.
اون یه روح بود که با وارد کردن یه کوکائین پونزده میلیارد دلاری به کشور، آغاز به نوشتن افسانهی خودش کرده بود و سابقهی کِیفَریش پر بود از قاچاق، جنایتها و باجگیریها.
اما اون برای هری استایلز، مثل یه نیمه شبِ ابدی بود.
چشم های جنگلی...
:هر لحظه ازم دور میشدی ولی فهمیدن اینکه نمیخوای جایی بری اونقدرا هم سخت نبود بیب.
میتونم همه چیزی که تمام مدت با چشمات ازم میخواستیو بهت بدم کیتن فقط بخوا و به زبون بیارش
: fuck me daddy