mios505's Reading List
176 cerita
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] oleh anittashere
anittashere
  • WpView
    Membaca 21,303
  • WpVote
    Vote 2,345
  • WpPart
    Bab 16
تو جفت مقدر شده من بودی، کسی که باید در شادی و بیماری کنارم میبود تا زمانی که مرگ مارو از هم جدا بکنه اما تصمیم گرفتی یک روز زیر سایه یک سرو بلند این پیوندو بهم بزنی و من نباید مزاحم زندگیت با زنی که عاشقشی باشم، حالا کی بعد از ده سال مزاحم زندگیه اون یکی شده جونگکوک؟ ژانر:امگاورس،رومنس،دراما،انگست،اسمات کاپل:کوکوی،یونمین،هوسوکxگرل
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  oleh azin613
azin613
  • WpView
    Membaca 25,594
  • WpVote
    Vote 4,834
  • WpPart
    Bab 43
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
Claimed تصاحب شده oleh suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Membaca 98,467
  • WpVote
    Vote 6,101
  • WpPart
    Bab 19
Claimed تصاحب شده ژانر: ددی کینک، طنز، پزشکی، روزمره کاپل: کوکوی kookv - yonmin-namjin and ... وقتی یک جراح مغز سرد و موفق، سرپرستی پسری هفده‌ساله با گذشته‌ای سوخته رو قبول میکنه، زندگیش آروم ‌آروم از منطق به احساس کشیده میشه. تهیونگ: «اگه من پسر خوبی باشم... امشب بغلم می‌کنی ددی؟ فقط یه کوچولو؟
Under Fang oleh ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Membaca 70,642
  • WpVote
    Vote 13,362
  • WpPart
    Bab 27
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، بهشون حمله‌ی سختی کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Historical, Smut Written by Luna🌙
Silver oleh Forshine
Forshine
  • WpView
    Membaca 29,372
  • WpVote
    Vote 3,533
  • WpPart
    Bab 25
"سیلور" _ نمیتونی بهم بگی پرنسس! من پسرم. +چرا که نه! تو از همشون خوشگلتری. 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦:𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷-𝘠𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘖𝘮𝘦𝘨𝘢𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦- 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵- 𝘚𝘮𝘶𝘵- 𝘚𝘱𝘰𝘳𝘵 𝘭𝘪𝘧𝘦 - 𝘏𝘢𝘱𝘱𝘺 𝘦𝘯𝘥 𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳:𝘚𝘩𝘪𝘯𝘦 "بهش عشق بورزید"
Malign oleh hanikookv1997
hanikookv1997
  • WpView
    Membaca 7,519
  • WpVote
    Vote 732
  • WpPart
    Bab 26
(بدخیم ) 𝑴𝒂𝒍𝒊𝒈𝒏 تهیونگ پسری که در گذشته بهش تجاوز شده و به خاطر مشکلات مالی در آستانه ی فروپاشیه، با ورود ناگهانیش به دانشگاه سئول ، آغازگر برملا شدن تمام حقایقه. ) _من از خیر بچه ام گذشتم ،تو بگو بهم! دیگه چیزی برام مونده عزیزم ؟ سرش رو روی شونه ی مرد شکسته گذاشت تا اشک هاش معلوم نشه ، بغض خفه شده اش رو با هق هق درمونده ای بیرون داد، محکم کت معشوقش رو چنگ زد تا سرپا بمونه ، بابیحالی چشم هاشو روی هم گذاشت _ منو ببخش 𝑴𝒂𝒍𝒊𝒈𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝒅𝒓𝒂𝒎 , 𝒂𝒏𝒈𝒔𝒕 , 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝒌𝒐𝒐𝒌𝒗, 𝒚𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏 ... روز آپ :نامشخص
My Avatar oleh mahlaaz7
mahlaaz7
  • WpView
    Membaca 26,533
  • WpVote
    Vote 4,674
  • WpPart
    Bab 30
تو آواتار آتشی و من آواتار آب. دو نقطه دور از هم. دو نقطه مخالف و متفاوت.... آب و آتش اما.... با این همه تفاوت من و تو مکمل هم هستیم. همونطور که آب آتش رو خاموش می کنه. من هم می تونم آرومت کنم و مرهم دردت باشم ؛ آواتار من کاپل اصلی: کوکوی کاپل فرعی: یونمین ، نامجین ژانر : رومنس ، معمایی ، تخیلی ، اسمات ، اکشن
DOMINIC/Kookv oleh rama-gh
rama-gh
  • WpView
    Membaca 23,385
  • WpVote
    Vote 2,438
  • WpPart
    Bab 25
dominic/دامینیک تهیونگ امگایی بود که تنها چیزی که توی‌ دنیا نیاز داشت نادیده گرفته شدن و تنها بودن بود. اون داشتش، نه دوستی نه پارتنری از اول زندگیش همین بود. البته قبل از ورود اون دردسر... جئون جونگ‌کوک یه دردسر واقعی برای امگا بود و خب می‌گید چرا باید دردسر باشه شاید به خاطر اینه که جئون لعنتی در دیدار سوم به بهانه وجود یه زنبور روی باسنش بهش در کونی زد. <<من تو رو زندگی می‌کنم،خوشگله. + من رو زندگی می‌کنی؟ یعنی چی -بیشتر از خیلی، دوست دارم؛ اما هنوز عشق نیست، برای همین کلمه‌ی Love و Like روکنار هم گذاشتم و Live به دست اومد، بنابراین من تو رو زندگی می‌کنم. من باهات زندگی می‌کنم،خوشگله. +اینو از خودت دراوردی؟ -خب نه، دختری که پارسال باهاش سکس می‌کردم این رو بهم گفت، گفت تو یه کتاب خوندتش. +تو یه عوضی هستی، اما من هم تورو زندگی میکنم دامینیک.>> *پایان یافته* Name:Dominic Couple: kookv Genre:Dram,Fluff,Comedy,smut, Omegaverse,Mpreg,RPF_AU [این فیک‌ ترجمه‌ شده‌‌اس]
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 oleh xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Membaca 70,718
  • WpVote
    Vote 5,837
  • WpPart
    Bab 23
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر نداشت. فقط میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور اتاق چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧10٪, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞 80%, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 10%, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 100% به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
𝐕𝐀𝐍𝐈𝐋𝐋𝐀 oleh asaltito
asaltito
  • WpView
    Membaca 15,690
  • WpVote
    Vote 1,939
  • WpPart
    Bab 22
وانیل «پایان یافته» ژانر: امگاورس، عاشقانه، اسمات، انگست، رومنس کاپل:کوک‌وی رایحه: تهیونگ-وانیل _ جونگکوک-قهوه‌‌تلخ رابطه‌اشون بخاطره یه سوع‍ تفاهمه مسخره تموم شده بود؛ اما اون دونفر، حتی بعد از گذشت یکسال از آخرین خداحافظیشون، هنوزم در خَفا عاشقانه همدیگه رو میپرسیدن، با این تفاوت که تهیونگ فکر میکرد آلفای بی‌رحمش تمام مدت اونو بازی داده بود ⋆ ⋆ _حالا که از هم دوریم، از این ناز و عشوه دست بردار، وانیل. +تو تسلیم شدی و ترکم کردی آلفا، یادته؟ _لطفا این کارو باهام نکن زندگی، لطفا به عشقم شَک نکن، این تنها چیزیه که ازش مطمئنم، لطفا +عاشقِ تو بودن عواقب داره قهوه تلخِ من