mtaekook97's Reading List
18 قصة
𝐀𝐞𝐳𝐫𝐚𝐞𝐥'𝐬 𝐂𝐡𝐢𝐥𝐝 بقلم Ladykim--
Ladykim--
  • WpView
    مقروء 235,079
  • WpVote
    صوت 18,191
  • WpPart
    فصول 58
-چرا اجازه نمیدی به سیگار لب بزنم؟ _چون نمیخوام به چیزی جز من معتاد شی. ✡⟷✧⟷✡ اون مَردِ تنها برای من حکمِ اکسیژن رو داشت،کنارِش نفس میکشیدم، یادم میرفت چه گذشته ی بی معنی ای داشتم، ریه هام پر میشد از عطرِ همیشگی‌ش"همون سیگارِ قهوه ای،همونکه هرزگاهی بهش حسادت میکردم، چرا باید اینقدر خوش شانس میبود که بین لبهای تهیونگ جا خوش میکرد؟ اونجا متعلق به زبونِ من بود!"هر چند، هنوز هم دوست داشتم بین لبهای معشوقه‌م ببینمش، وقتی دودِ سیگار رو ازبین لبهای نم‌دارِش به بیرون دعوت میکرد، قلبِ من یک تپش رو جا می انداخت،حتی سیگار کشیدنش هم پرجذبه و مسخ کننده بود، حتی اون دودِ خوش شانس هم وقتی از بین لبهای رییس کیم خارج میشد توی هوا به رقص در میومد! ᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒ 🖤کاپلها : تهکوک(اصلی)_چانبک_جونگمین 🤍نویسنده: لی‌لی(--ladykim) 🖤ژانر: رمنس.درام.جنایی 🖤محدودیت سنی : 18+ چنل تلگرامِ فیکشن:Aezraelschild@ #vkook #taekook #chanbaek #kai #jimin #mafia #police #lisa #rose #chaelisa
Golden Captain  بقلم Mia__Seven
Mia__Seven
  • WpView
    مقروء 6,030
  • WpVote
    صوت 564
  • WpPart
    فصول 22
کاپیتان طلایی که لقب معروف کیم تهیونگ که مردی بسیار جدی و منظمی بود که با وجود اینکه در ظاهر مردی کمی سرد بنظر می‌رسید اما در واقعیت اون چیزی نبود که نشون می‌داد ! سالها بعد از تلاش و سخت گیری هایی که به خودش برای اینکه موفق تر بشه ، با بدنساز محبوب و معروف کره جنوبی به اسم جئون جونگ کوک در پادگان آشنا شد . پادگان ؟ درسته ! جونگ کوک بچه که بود آرزوی پلیس شدن داشت ولی با گذشت سالها میلش سرد شد اما نه خاموش ! پس تصمیم گرفت برای کمک کردن به سرباز ها و افسر ها به پادگان نظامی کره جنوبی بره که با فرمانده ایی بسیار جدی که زیباییش دل هر کسی رو می‌برد، آشنا شد ! - جئون ! اینجا باشگاه خودت نیست که بیای با سربازا شوخی کنی ! اینجا پادگانه اگه نمیفهمی پس همین الان از پادگان برو بیرون ! + کاپیتان کیم چرا انقد بد اخلاقی ؟ - باید به تو توضیح بدم؟ + چرا انقد به خودت سختی میدی ؟ همه ما تحت فشاریم ! - برای من هنوز کافی نیست + نه ! فشاری که تو می‌کشی با فشاری که من میکشم یکیه ، فقط نیتش فرق داره ! - تو اولین و تنها کسی بودی که غم توی چشمام رو خوند ! کاش میتونستم برات مرد کامل تری باشم ولی هیچ وقت کافی نبودم! + تهیونگا ! وجودت کافی ترین چیزیه که میتونم داشته باشم !
Blood & bond🩸 بقلم suni_22_
suni_22_
  • WpView
    مقروء 127,228
  • WpVote
    صوت 10,371
  • WpPart
    فصول 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : در حال آپ کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»
Killing Me Softly| KookV بقلم Emmary_kim22
Emmary_kim22
  • WpView
    مقروء 6,656
  • WpVote
    صوت 824
  • WpPart
    فصول 12
_ستاره ها رو نگاه میکنی تهیونگی هیونگ؟ اونا واقعا قشنگن. به نظرت ستاره تو کدومه؟ _من ستاره ای ندارم بچه. یا اگر هم دارم احتمالا یه گوشه ی تنگ و تاریک از آسمون توی تنهایی خودش قایم شده. _نه هیونگ؛ تو ماهی. همونقدر زیبا و پرستیدنی‌. انقدر درخشنده، بزرگ و زیبایی که از همه جدا افتادی و فکر میکنی تنهایی ولی اون ستاره رو ببین. اون که از همه به ماه نزدیک تره منم. هیچ وقت ماهم رو تنها نمیزارم ______________________________ داستان روایت گر زندگی دو دوست قدیمی از دوران یتیم خونست که مدت خیلی زیادیه هم دیگه رو ندیدن تا زمانی که تهیونگ به عنوان کالبد شکاف و جونگ‌کوک به عنوان کارآگاه یک پرونده قتل سریالی انتخاب میشن و ماجراشون تازه شروع میشه. Genre: Romans , Criminal, Mysterious اگر علاقه به قتل و خون و کثافتی‌جات دارین به هیچ وجه این فیک رو ازدست ندید🤡🩸💉 تایم آپ: دو روز در هفته 🚫Do Not Copy🚫 By Emma
ᴄʜᴏꜱᴇɴ | منتخب بقلم azkabanwriter_1
azkabanwriter_1
  • WpView
    مقروء 141,789
  • WpVote
    صوت 18,466
  • WpPart
    فصول 55
couple:کوکوی-kookv genere:omegaverse-mpreg-romance-historical-action-smut . تاریخی-امگاورس-آمپرگ-اسمات- شما به صرف چای گوچانگ و شراب مرغوب برنج دعوت شدید.پس،لطفا چند ده پارتی مهمون ما باشید. خلاصه:تهیونگ ، نوجوانی که الهه ماه پس از سال ها از خواب بیدار شده و با عطا کردن موهبتش به فرزند عزیز کرده ش ؛ در یک شب مسیر زندگیش رو عوض کرده بود و تهیونگ رو به دام امپراطور جاه طلب چوسان انداخته بود. تیزر و چنلمون در ت.ل.گ.ر.ا.م: @chosenwriter
𝐅𝐨𝐫𝐠𝐞𝐭 𝐦𝐞!  بقلم SHAHDOKHT_4543
SHAHDOKHT_4543
  • WpView
    مقروء 44,924
  • WpVote
    صوت 4,779
  • WpPart
    فصول 30
⊹ 𝐅𝐨𝐫𝐠𝐞𝐭 𝐦𝐞! ⊹ بیگناه ترین فردی که قربانی یک انتقام میشه .... " _چرا من لعنتی؟ چرا من؟ چرا تقاص اشتباه های اون رو از من گرفتی ؟ _چون عزیز تر از تو کسی براش نبود ضربه خوردن تو باعث شکستن کمر اون میشد ..... " ◆Genre : Omegaverse. Revenge. Mperg. Romance. Drama. Smut. ◆Main Couple : KOOKV ◆Writer : shahdokht✨️ ⵂ @Taekook_p ⵂ تاریخ شروع فصل اول : 1403/05/12 02:18 تاریخ پایان فصل اول : 1404/01/28 16:04 تاریخ شروع فصل دوم : 1404/04/05 23:30
Bereeta |Vkook|Kookv (کایا) بقلم HaniRahmanpoor
HaniRahmanpoor
  • WpView
    مقروء 1,931
  • WpVote
    صوت 446
  • WpPart
    فصول 21
کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که عشق رو ضعف می‌دید عاشق نفری شد که فهمید دشمنشه ..... و در واقع دشمنش جئون جونگ کوکه آلفای اصیل زاده ..... _تهیونگ من نمیخوام دلیل نگرانی هات و اذیت شدنت باشم باید از اول بهت میگفتم! _پس دلیل زندگی کردنم باش آلفا......اسلحه ام باش بِرتا! _ترکم نمیکنی اِروس؟ _بند روح سیاهم به تو وصله!ترک کردن؟اون روزی که میمیرم هم ترکت نمیکنم! | ____________________________________________________________________ دو پسری که از خانواده هاشون ضربه خوردن... از نزدیکانشون،قرار بود همه چیز برنامه ریزی باشه ولی دو آلفا نتونستند این بازی رو ادامه بدن،گرفتار عشقی شدن که ول کن نیست و ریز به ریز از این عشق به متلاشی شدن نزدیکه!اما چرا متلاشی؟ این متلاشی شدن تکه هاش تبدیل میشه به خاطره های فراموش نشدنی یک زندگی! جونگ کوک با برنامه به کیم تهیونگ مسابقه دهنده ی ماشین رانی نزدیک شد،اما فارغ از اینکه توی بد ترین شرایط متوجه شد که اون..... «جفتشه» کیم تهیونگی که از هرچی احساسه فراری بود چون کل زندگیش طرد شد! با یه بار دیدن رئیس مافیای اوبسیدین جئون جونگ کوک،زندگیش متلاشی شد..... متلاشی ای از جنس عشقی در دل سیاهی و تاریکی.... هپی اند.... Happy end........ ____________________________________________________________________ | نویسنده:haniv ژانر: دارک رومانس:اسمات:امگاورس:مافیایی کاپل:kookv vkook
رز سفید خونین🥀🖤BLOODY WHITE ROSE بقلم Anil_vanile
Anil_vanile
  • WpView
    مقروء 74,713
  • WpVote
    صوت 5,439
  • WpPart
    فصول 55
ژانر:اکشن،مافیایی،عاشقانه،اسمات،معمایی،هیجان انگیز کاپل:"ویکوک"مایل به ورس" ، یونمین" خلاصه:جئون جونگ کوک ، پسر بزرگترین رئیس باند مافیای کره که عاشق تک تیرانداز ماهرش کیم تهیوونگ میشه..... بازرس کیم تهیونگی که برای انتقام خواهر به قتل رسیدش توسط ادمای جئون جونگ کوک برای انتقام مرگ خواهرش وارد باندشون شده
My you  بقلم Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    مقروء 495,757
  • WpVote
    صوت 63,049
  • WpPart
    فصول 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ بقلم meral_writ
meral_writ
  • WpView
    مقروء 243,993
  • WpVote
    صوت 27,989
  • WpPart
    فصول 73
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg