Fantasy
19 stories
MY HUMAN by KOOKIE_FOR_ME
KOOKIE_FOR_ME
  • WpView
    Reads 4,256
  • WpVote
    Votes 588
  • WpPart
    Parts 5
« زمانی که غرق خوابم...یک‌نفر من رو میبوسه و برهنه م میکنه» Couple: vkook Genre: Lovely. Super natural. Angst. Smut. M preg.
wall breaker by magicalbean1
magicalbean1
  • WpView
    Reads 358,374
  • WpVote
    Votes 49,335
  • WpPart
    Parts 76
جئون جونگ کوک پسری که خانواده ش رهاش کردن و توی یه روستا بزرگ شده و بعد بعنوان برده به پادشاه فروخته میشه... و دقیقا کدوم پادشاه وقتی چوسان روی دست شاهزاده ی خوناشام ارباب کیم میچرخه... کسی که همه از شنیدن اسمش وحشت دارن! و درست وقتیکه کیم تهیونگ میخواد از خونش استفاده کنه میفهمه که اون یه دورگه ی خوناشامه! _باید تبدیل بشه... وگرنه میمیره! اگه به این ژانر علاقه دارین میتونین این داستانو امتحان کنین♡ با ورود شخصیتای جدید فیک مهیج تر میشه♡ بنا بر این از دستش ندین♡ #vkook #yoonmin #namjin Best rankings #1 teahyung🎖 #1 comedy🎖 #1 jungkook🎖 #2 bangtan⛧ #3 romance✔ #6 namjin✔ #4 vkook✔ #6 yoonmin✅ #22 bts✅ # 1 نامجین🎖 # 1 جونگ کوک🎖 # 1 بنگتن🎖 # 1 تهیونگ🎖 # 2 یونمین⛧ # 2 ویکوک⛧ # 7 فارسی✔
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 104,391
  • WpVote
    Votes 16,707
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
All Of My Life🧚‍♂️Vkook by DaryaVkook
DaryaVkook
  • WpView
    Reads 296,061
  • WpVote
    Votes 39,048
  • WpPart
    Parts 51
[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00
Son of Satan by Nazanin_low
Nazanin_low
  • WpView
    Reads 9,176
  • WpVote
    Votes 1,274
  • WpPart
    Parts 9
Completed "تو... چی هستی❓" با چشمهای بسته پرسید و بعد دوباره نگاهش رو به چشمهای تهیونگ داد. میتونست حس کنه.. از این مکالمه متنفره.. میتونست حس کنه توی عذابه❗️ "مطمئنی میخوای بشنوی❓" "میخوام بشنوم.. " " نیمی از من.. دقیقا مثل توعه! همون نیمی که عاشقته.. که داره باهات همین الان حرف میزنه.. ولی یه نیمه ی دیگه ازم... " جونگکوک ضربان قلبش رو با پیش رفتن جمله ی اون پسر توی حلقش حس میکرد. و به لبهاش خیره بود تا زودتر بشنوه.. ولی تهیونگ اون لبارو گاز گرفت و چشمهاش رو روی هم گذاشت. "نیمه ی دیگت چی❓❗️" "اهریمن... شیطان! پلید! همون چیزی که.. امشب دیدی❗️" Name : son of Satan Couple: vkook Ganre: Fantasy_Romance_Horror_smat
Devil wears prada || VKook by Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Reads 163,581
  • WpVote
    Votes 29,510
  • WpPart
    Parts 31
[ شیطان پرادا میپوشد. ] پایان یافته ژانر : رمنس/ انگست / فانتزی / سوپرنچرال / اکشن / حاوی اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین "این چرخه‌ی تکراری تا ابد ادامه داره و درمان عشق نافرجامی که هر روز و هر روز بهت یادآوری میشه، دست نیافتنیه! برای همینه که عشق برای ما درست نیست، ما نمیمیریم تهیونگ؛ هزار سال من رو حبس کن و من هزار سال و یک روز دیگه میام و میبوسمت. پس اگه میخوای قیدم رو بزنی باید من رو بکشی." - عشق بین یک شیطانِ پرادا پوش و رییس مافیا بی‌نهایت غیرقابل‌باوره؛ ولی اتفاق افتاده... یا شاید این هم یک بازی دیگه بود؟
My pumpkin 🐰 by zakiehj
zakiehj
  • WpView
    Reads 67,937
  • WpVote
    Votes 9,345
  • WpPart
    Parts 15
قرار نبود مریض شدنِ ساده‌ی خرگوشِ موردعلاقه‌ی دامپزشک کیم، به عجیب‌ترین اتفاقِ زندگیش مبدل بشه! مرد فقط قصدِ مراقبت و بهبودِ خرگوش کوچولویِ نحیفِ باغ‌وحشش رو داشت ولی انگار قرار نبود همه‌چیز به همین سادگی پیش بره... Couple:vkook Genre: hybrid, fluff, mpreg, smut
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵛᵏᵒᵒᵏ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 88,508
  • WpVote
    Votes 13,346
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
Bangmasan by ti_VK_na
ti_VK_na
  • WpView
    Reads 35,674
  • WpVote
    Votes 5,461
  • WpPart
    Parts 58
(completed) • Couples: VKook, NamJin, hoseok (دختر پسری) • Genres: Fantasy, Horror, Thriller, Mystery, Romance, Smut خلاصه: بانگماسان... بهش میگن کوه شیطان، بلندترین کوه کره جنوبی که تابحال ناشناخته و بکر باقی مونده... زیبایی هاش از دور همه ی مردم جهان رو به خودش جذب میکنه اما راه پر مخاطرش باعث شده هرساله صدها کوهنورد و گردشگر قربانی صعود این کوه بشن... . . . قسمتی از داستان: _اخه این بانگماسانه همون کوهی که همه میگن نفرین شدست و هر آدمی که به اونجا بره و به بدترین شکل ممکن مجازات میکنه... میفهمی چی میگم؟؟؟؟ نامجونا من مقاله هارو خوندم فقط برو ببین مردم محلی چی میگن، همشون معتقدن قربانیای کوه بر اثر حادثه نمردن یه نیروی عجیبی باعث مرگشون شده.. محض رضای خدا چرا تو باید قبول کنی از کوهی بری بالا که تا حالا حتی یک نفرم زنده ازش برنگشته؟؟؟!! ** دوستای عزیز خوب به ژانر ها دقت کنید .. ژانر اول این بوک فانتزیه پس انتظار هر چیزی و تاکید میکنم، انتظار هرچیزی رو داشته باشید... تو این داستان با هرچیزی ممکنه روبرو بشید پس لطفا با ذهنی باز داستان و شروع کنید ..💜ماچ به کله هاتون((: شروع: ۲۳آذر۱۴۰۰ پایان: ۹اسفند۱۴۰۰