We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
:)
171 stories
TUQBURNI║KOOKV-YOONMIN by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 12,419
  • WpVote
    Votes 2,023
  • WpPart
    Parts 30
فقط کافیه یه دفعه‌ی دیگه من رو اینطوری صدا بزنی تا سگ بشم و یه کار دست جفتمون بدم...
𝐆𝐨𝐢𝐧𝐠 𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫~ 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷 by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 278,929
  • WpVote
    Votes 47,740
  • WpPart
    Parts 41
- میشه یه ویولن بهم بدین؟ - چی میگی؟ داری میمیری و ویولن میخوای؟ - چون دارم میمیرم ویولن میخوام. ****** - بهت گفتم اوپا صداش نکن - من گی ام. نگران خودت باش جناب جئون! ****** - انگار خیلی دلت برام تنگ شده بود. - میدونی از این زبون خوشم نمیاد برای همین استفادش میکنی؟ - درست مثل تو منم عاشق چیزایی ام که تو ازشون بدت میاد. **** ژانر: عاشقانه🍬، مافیا🚬، کمی روزمره🍓، مقداری انگست، طنز کوچولو🧁 اسمات نداره❤ کاپل: کوکوی
ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 132,152
  • WpVote
    Votes 25,638
  • WpPart
    Parts 26
کیم تهیونگ دیگه اون بچه دماغوی قدیم نیست ولی متاسفانه جئون جونگکوک هنوز هم فکر میکرد میتونه اون موجود نی‌نی و کیوت رو توی وجود تهیونگ پیدا کنه🍀 ژانر: طنز🥬عاشقانه✨️خونوادگی🧃روزمره🥢پایان خوش🍌 کاپل: ویکوک 开始:1403/11/07 结束:1405/04/29
Rose and whiskey🥃 by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 65,767
  • WpVote
    Votes 7,438
  • WpPart
    Parts 36
[تکمیل شده] امگای من بویِ بارانِ شکوفه هایی از رُز رو می‌داد و من... بویِ سرما و ویسکی! 🥃 ​در دنیایِ بی‌رحم و تجاریِ خاندانِ مین، جایی برای عشق نبود... تا اینکه اون شکوفه ی رُز اومد. جیمین، امگایی که قرار بود فقط یک قربانی باشد، اما تبدیل شد به تمامِ داراییِ مین! از شب‌هایِ سیاه و پر از تنفر، تا لحظه‌ای که پیچیدنِ بویِ شیر و عسل در عمارت، یخ ها رو ذوب کرد. «من اگر صد بار دیگر هم به دنیا بیام، باز هم انتخاب می‌کنم که جفتِ تو باشم...» couple: YOONMIN Genre: Forced Marriage - Romance - smut⁺¹⁸
𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 71,846
  • WpVote
    Votes 9,183
  • WpPart
    Parts 22
-من خیلی بهتر از سربازهای شما می‌تونم شمشیر به دست بگیرم. -برای همین دفعه آخری که یواشکی از قصر بیرون رفته بودی کنار یه مشت دزد پیدات کردم؟ -به زور که اونجا نبودم! -متوجه‌ای که این حرفت بدتره؟! -من که نمی‌دونستم اون‌ها دزدن. -فقط برو بیرون تهیونگ... آه خواجه چئو بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم تنها هدفش تو زندگی اینه که من رو شکنجه بده. - - ازدواج‌های جونگکوک، پادشاهِ سرزمین جوسئون، تا الان همگی به خاطر حفظ موقعیت و راضی نگه‌داشتن وزرا بوده. اما اوضاع زمانی پیچیده میشه که ازدواج به اجبار امگای سرکش خانواده‌ی کیم، تهیونگ، با جونگکوک هنوز واقعی نشده. البته چطوری قراره واقعی بشه وقتی تنها کاری که تهیونگ انجام میده اینه که اعصاب پادشاه بیچاره رو به بازی بگیره و پیرش کنه؟ با این وجود، تهیونگ تنها کسیه که توی حرمسرا میتونه قانون شکنی کنه و از مجازات‌هاش فرار کنه. • Author: Abby • Couple: KookV • Genre: Historical, Omegaverse, Romance, Comedy, Smut, Mpreg
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 460,958
  • WpVote
    Votes 40,282
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
⌠ Senior Kim ⌡ by TaehyunBTS
TaehyunBTS
  • WpView
    Reads 10,784
  • WpVote
    Votes 1,093
  • WpPart
    Parts 5
༢ FakeChat શ |•Genre: BDSM-Comedy-Smut શ |•Coɴdιтιoɴ : FULL - جـین فقـط قـرار بـود بـا الـفایـی کـه بهـش پیشـنهـاد داده بـود یـک وان نایـت داشتـه باشه. ولی انتظـارشو رو نداشـت اون الـفا سیـنیـور کیـم از خـانـدان سلطنـتی باشه!
••✴️Stigma✴️•• by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 1,591,685
  • WpVote
    Votes 229,726
  • WpPart
    Parts 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿
Trust Me Baby Boy [Vkook] by MooniShadoow
MooniShadoow
  • WpView
    Reads 329,060
  • WpVote
    Votes 36,412
  • WpPart
    Parts 24
[Completed] چی می‌شه اگه تهیونگ، کسی که برادر دوستش رو مجبور به ازدواج با خودش کرد، بعد از ازدواج متوجه بشه که همسرش یه لیتله؟ و قسمت بد ماجرا اینجا بود که تهیونگ شدیدا از لیتل‌بودنِ جونگ‌کوک متنفره. ═────•⊱𖣔⊰•────═ •کـاپـل: VKOOK •کـاپـل فـرعـی: JINMIN •ژانــر: امگاورس، لیتل اسپیس، ازدواج اجباری، رومنس، اسمات، امپرگ. •نــویـسـنــده: Mooni
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
meral_writ
  • WpView
    Reads 298,765
  • WpVote
    Votes 31,373
  • WpPart
    Parts 79
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg