لیست انتظار
Истории 8
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو на vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Прочтений 413,306
  • WpVote
    Голосов 33,180
  • WpPart
    Частей 40
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
عسل و هروئین  на MaryamBahrami7
MaryamBahrami7
  • WpView
    Прочтений 1,755
  • WpVote
    Голосов 283
  • WpPart
    Частей 10
تهیونگ همیشه با بوسه‌ها و لبخندهای عاشقانه‌اش، دردهایش را در آغوش لوکا پنهان می‌کرد. اما آن شب... در بار، زیر نورهای قرمز و آبی، چیزی شکست. وقتی مست و گم‌شده میان خاطره‌ها، جونگوک را با لوکا اشتباه گرفت و روی پای دشمن لوکا نشست شاید فقط مست بود. شاید هم دلش یک آغوش می‌خواست... حتی اگر آغوش یک غریبه باشد. «عاشقانه تاریک و مافیایی با پیچیدگی‌های روانی و رازهایی که سکوت کردند» کاپل داستان کوکوی پارت گذاری:پنج شنبه شب ها حدود ساعت نه یا هشت و نیم شب و بعضی وقتا پارت های سورپرایزی وسط هفته
Russian roulette на nadejdagemini
nadejdagemini
  • WpView
    Прочтений 712
  • WpVote
    Голосов 152
  • WpPart
    Частей 13
"من هیچ وقت علاقه نداشتم چشم بسته پامو بزارم وسط بازی رولت روسی تو و دوست پسرم. من هیچ وقت نخواستم روی زانوهام برای نجات زندگی دوست پسر مستم به تو در حالی که کوکونات برندی میخوردی التماس کنم. و هیچوقت فکر نمیکردم تو با اون سلیقه گرونت که از کوکونات برندی توی دستت متوجهش شده بودم، منو انتخاب کنی آقای جئون. میدونستی اگه اون روز توی اون کالج لعنت شده هنر های طراحی مدرن روی اون پسر که چشماشو با مداد ارزون قیمتی که احتمالا از کشوی مامانش کش رفته بود، سیاه کرده بود، کراش نمیزدم..هیچ وقت مجبور نبودم برای گرفتن ساده ترین حق های زندگیم اونجور که تو میخوای برات لوندی کنم." Main couple: kookv Side couples: Yoonmin, Namjin Genre: Romance, Harsh, social, Thriller, Melodrama, crime اگه با سلطه گری و خشونت جنسی شخصیت ها نمیتونین کنار بیاین این مناسب شما نیست.
Cafune на Blue__siide
Blue__siide
  • WpView
    Прочтений 25,561
  • WpVote
    Голосов 266
  • WpPart
    Частей 6
و انگار که نتونسته باشه خود دار بمونه، با اشکی که ناخواسته رو گونش میریخت‌، دست گذاشت رو سینه‌ی پسرِ مقابلش و لب باز کرد تا جور دیگه‌ای گِله کنه. -اصلاً... امشب تولدمه؛ چرا یادت نیست؟ با دلگیری به چشم های جونگکوک خیره شد و با درک نکردنِ حسِ چشماش، اشکاش با شدت بیشتری راه خودشون رو پیش گرفتن. امشب حتی ذره‌ای ملاحظه تو وجودش نداشت... تمامِ درد ها و سختی هاش با چسبیدن به قفسه‌ی سینش‌، فرصتِ ابراز میخواستن و انگار‌ این جملات همون درد ها و سختی ها بودن که بیرون ریخته شدن! -سه ساله بهم تبریک نگفتی... چرا بهم نگفتی تولدت مبارک کافونه؟ تک به تکِ کلماتش‌، حال عجیبی به جونگکوک میدادن جوری که با شنیدن "کافونه" بی طاقت لب گزید و نگاهش رو به سقف داد. کاش این سؤال هایی که داشتن جونش رو میگرفتن... همین الان تموم میشدن! -چرا منو نگاه نمیکنی؟ مگه من کافونه‌ی تو نیستم؟ فشار دندونای پسر کوچیکتر رو لبش بیشتر شد و نفسش به شمار افتاد. تهیونگ خبر داشت با این طوری حرف زدنش، داره چی به سرش میاره؟. -بسه... ژانر: پزشکی، روزمره، رمانس، انگست کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین دیلی من: In_blueside@
𝐃𝐨𝐥𝐨𝐮𝐫 на Alyonaishere
Alyonaishere
  • WpView
    Прочтений 16,744
  • WpVote
    Голосов 3,531
  • WpPart
    Частей 41
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐃𝐨𝐥𝐨𝐮𝐫 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐌𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐥𝐲𝐨𝐧𝐚 خلاصه: چشیدن دائمی طعم طرد شدن و فرار، جریانی از پوچی به رگ‌های خالی از امیدش تزریق کرده بود و درست لحظه‌ای که باید پا پس می‌کشید از ورطه‌ی مهلک تقصیری سهمگین، لغزید. تن می‌داد به تحمل شماتت چشم‌هایی که سیاهی بی‌امانشون رو به دنبال ذره‌ای نرمش و دل‌بستگی، کاوش می‌کرد و همچنان کورکورانه، به انتظار لبخند سرنوشت، نشسته بود... روزی هم می‌رسید که دست روزگار برای نوازش تن رنج‌کشیده‌اش، به رقص دربیاد!
Blue Side [KookV] на Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Прочтений 219,690
  • WpVote
    Голосов 32,060
  • WpPart
    Частей 29
"آلفا در رو برام باز کن، خیلی درد دارم. چرا لباس‌هام رو درآوردی؟" "چون توی تمام سوراخ‌های لباست مواد پنهان کرده بودی، حسابی هم حرفه‌ای شده بودی نه؟" جونگ‌کوک با طعنه گفت و تهیونگ با بغض لب زد:"من و مسخره نکن." "به‌خاطر خریتت نازت رو بکشم؟ بگم عزیزم عیبی نداره که اول گند زدی به زندگی خودت و بعد تمام احساسات لعنتی من و زیر پاهای خوشگلت که حتی الان هم دوست دارم روی شونه‌هام باشه له کردی؟" Couple: KOOKV Genere: Omegaverse, Smut, Romance, Dark writer: Donya
𝐖𝐢𝐧𝐭𝐞𝐫 | ᴋᴏᴏᴋᴠ на ituhide
ituhide
  • WpView
    Прочтений 70,004
  • WpVote
    Голосов 10,954
  • WpPart
    Частей 17
- نمی تونی بری. این پایان بحثه. تهیونگ حس عجیبی داشت، انگشتاش مور مور می شدند و شکمش یه حالی بود. ولی خودشو جمع کرد و خیره به اون چشم ها با لحن محکمی گفت: - این کارو نکن. نمی دونی چقدر می تونم دیوونه باشم. زندگیتو جهنم می کنم. جونگ کوک لبخندی زد، ولی فاقد شوخ طبعی بود. - اگر تو دیوونه ای، من از تو دیوونه ترم. صداش تیز و چالش برانگیز بود. تهیونگ مطمئن نبود این جونگ کوکه داره باهاش حرف می زنه یا گرگی که درونش زندگی می کرد. تهیونگ جراتشو جمع کرد و پوزخندی زد: - تا استخوان هام لرزید واقعا. برام مهم نیست اگه دیوونه ای جئون جونگ کوک، توی خوابت ببینی منو حبس کنی. جونگ کوک لبخند کوچیکی زد. چشم هاش برای لحظه ای به رنگ عادی خودشون برگشته بودند و درحالی که لب هاش گوش تهیونگ رو لمس می کردند زمزمه کرد: - من نمی خوام حبست کنم. وقتی عقب کشید، چشم هاش طلایی بودند. با صدایی که بم تر از همیشه بود فقط یه جمله گفت. - جفت من. مال من. باید ازش مراقبت کنم. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭,𝐒𝐮𝐩𝐞𝐫𝐧𝐚𝐭𝐮𝐫𝐚𝐥 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
Rebel (AU) на Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Прочтений 173,997
  • WpVote
    Голосов 25,968
  • WpPart
    Частей 49
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Mpreg