Fe
5 cerita
𝄀 ⋆𝅥 𝙔𝙤𝙪 𝘽𝙚𝙡𝙤𝙣𝙜 𝙏𝙤 𝙐𝙨 𝅥⋆ 𝄀 oleh Mind_land
Mind_land
  • WpView
    Membaca 7,310
  • WpVote
    Vote 616
  • WpPart
    Bab 4
چی میشه اگه یه پسر عاشق پدرش بشه؟ اونم پدری که از پسرش متنفره و اون رو مقصر مرگ و از دست دادن عشق زندگیش میدونه! جونگ‌کوکی که همه میدونن چقدر تو کلان شهر سئول خواهان داره، چه دختر، چه پسر! جونگ‌کوکی که با وجود تمام زیبایی هاش، جذابیت هاش، جذب هیچکس نمیشه و هیچکس اونطوری که باید درونش رو به آتیش نمی‌کشه، هیچ حس عطش و خواستنی رو درونش به وجود نمیاره! حالا چی میشه اگه جونگ‌کوک اون حسی که دنبالش بود و از هیچکس دریافت نمیکرد، از پدرش پارک جیمین دریافت کنه؟ این عجیبه، اما زمانی عجیب تر میشه که کیم تهیونگ دایی جونگ‌کوک از آمریکا برمیگرده و با دیدن شوهرخواهرش بهش دل می‌بنده! و حالا اینجا دایی و خواهرزاده ای رو داریم که عاشق یه نفر شدن، اونم وقتی برای یه نفرشون حکم شوهرخواهر رو داره و برای دیگری حکم پدر!!
Capo | KookMin | AU oleh evena202
evena202
  • WpView
    Membaca 191,613
  • WpVote
    Vote 28,541
  • WpPart
    Bab 71
جئون جونگكوك، كاپوى قدرتمندِ مافياى نيوجرسى، باید با دخترِ مشاورِ مافیایِ بوستون به قصد صلح ازدواج كنه، اما درست قبل از مراسم نامزدى با خبر فرار اون دختر، همه چيز بهم ميريزه و جونگكوك براى حفظ غرور و تحقيرى كه در خفا صورت گرفته، خبرِ ازدواجش با پسرِ اون خانواده رو اعلام ميكنه... قوىِ وحشى! ↳Name: Capo ↳Couple: Kookmin ↳Genre: Romance / Smut / Crime ↳Writer: #Sahel 🥇 Jimin 🥉 Fiction 🥇 Romance 🥉 Jimin 🥇 jk
𝐌𝐲 𝐂𝐫𝐞𝐚𝐦𝐲 𝐁𝐫𝐞𝐚𝐝 | Yoonmin oleh Green-YM
Green-YM
  • WpView
    Membaca 17,529
  • WpVote
    Vote 2,546
  • WpPart
    Bab 4
『 نون خـامه‌ای مـن 』 | •Yoonmin | •completed✔ | •mpreg ,fun ,fluf ,omegaverse ,smut اون به مثال حکم نون خامه‌ای رو داشت برای پدرش اما در نظر اون یکی پدرش، یه شیطان که برای گول زدن همسرش خودشو داخل زندگیشون جا داده بود.
𝑰𝒏𝒔𝒂𝒏𝒊𝒕𝒚 | 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 oleh sheri326
sheri326
  • WpView
    Membaca 34,854
  • WpVote
    Vote 3,980
  • WpPart
    Bab 17
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک ، فراموش نشه☆ Name: Insanity Genres: smut dark romance drama psychological Couple: kookmin , vmin Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: #Full [پارت ها طولانی هستند] ☆خلاصه☆ ●"جنون" شاید اسمش قشنگ باشه ، ولی پشت صحنه ای تاریک داره که برای هرکسی قابل رویت نیست جیمین داستان ما منتخب شده تا سر از نیمه ی تاریک شخصی که بیماری "جنون" داره در بیاره... ولی آخر داستان چی میشه؟ ●جیمین باید برای پروژه ی پایان نامش بیماری رو در تيمارستان به عهده بگیره و خوب شدن اون رو تضمین کنه... ولی آیا میتونه این پروژه رو به خوبی و خوشی کنار دوست پسرش تهیونگ‌ تموم کنه و با خیال راحت برای آینده اش برنامه ریزی کنه ! یا محو چشم‌های بیمارش میشه و ناخودآگاه خودش رو تسلیم خواسته هاش میکنه !؟ -------------------------------------------------------- ☆قسمتی از فیک☆ -کوک نکن ،مردم نگاهمون میکنن... سرش رو توی گودی گردن جیمین فرو برد -بزار نگاهمون کنن؛ در هر صورت اونها راجب عشق قضاوت میکنن و همونطور که بینیش رو روی گردن جیمین می‌کشید پوزخندی از سادگی پسر زود باور توی بغلش زد...
𝑴𝑶𝑼𝑳𝑰𝑵 𝑹𝑶𝑼𝑮𝑬 [𝑲𝑶𝑶𝑲𝑴𝑰𝑵] oleh panikamm
panikamm
  • WpView
    Membaca 182,092
  • WpVote
    Vote 34,050
  • WpPart
    Bab 166
"مولن روژ" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی،رمنس،انگست،اکشن،اسمات" کاپل: "کوکمین/جیکوک،سپ،ناممین،نامجین، چانبک" ~•~•~•~•~•~•~•~• با آرامش شمع مشکی رنگ رو روی سکو گذاشت: _از کدوم خدا حرف میزنی پدر؟ وجود خدا توی زندگی من حتی یک لحظه ام حس نمیشه! کشیش به آرومی لب باز کرد: _خدا برای هر کسی به اندازه ای وجود داره که اون شخص بهش ایمان داره، این یه رابطه دوطرفه است! جیمین پوزخند بی صدایی زد، گردنبند صلیبش رو لمس کرد و با کنایه گفت: _پس خدا پارتنر خوبی نیست! بعد از مدتی سکوت حرکت تثلیث رو انجام داد: _به نام پدر، پسر و روح القدس کف دست هاشو جلوی سینه اش بهم چسبوند و نرم زمزمه کرد: _به مردانی که امشب جونشون رو از دست دادن آرامش ببخش... مکثی کرد و با پوزخند ادامه داد: _پارتنر مغرور من! ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ وضعیت: پایان یافته