I love them
63 storie
Desiree | Vkook | Completed di V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LETTURE 1,793,177
  • WpVote
    Voti 131,578
  • WpPart
    Parti 44
خلاصه: دهه ی نود میلادی. بوی قهوه ی تلخ و کلاه های کج فرانسوی. پوستر تئاتر های شکسپیر در همه جای شهر. و پسری که توی اتاق واحدش در ساختمان هبیتیت مارسی نشسته و به عاشق بودن فکر میکنه... عشق به شوهر خواهرش که نوزده سال از خودش بزرگتره... آیا تهیونگ هم میتونست دل به عشق برادر زنش بده؟ کسی که از مارسی تا سئول رو طی کرده بود تا قلب شکست خورده اش رو ترمیم کنه... .................. _ تو گنج منی...نقطه ی ضعف منی...بهونه ی من...دلیل جنونم...دلیل خشمم...خوب خودت و ببین...تو اگه مال من باشی کارت زاره...دیوونت میکنم، چشم هرکسی که نگاهت کنه رو از کاسه در میارم، دست هرکسی که بخواد بهت بخوره رو قلم میکنم، نفس هرکسی که به پوستت بخوره رو میبرم... اینارو میگم چون خودم و میشناسم، چون تو نیمه ی پنهان منی...چون تو رو سخت به دست میارم ولی اگه به دست بیارم...دیگه راه برگشتی نداری...از یه جا به بعد مال منی...و هرکسی که بخواد تورو از من بگیره باید اول از کلتم اجازه بگیره... Desiree Wr: quake Main couple: Vkook Genre: Dram, Angst, Romance, Smut
𝑨𝒔𝒉𝒆𝒔 𝑩𝒆𝒕𝒘𝒆𝒆𝒏 𝑼𝒔|𝐕𝐊𝐨𝐨𝐤| di Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    LETTURE 3,284
  • WpVote
    Voti 606
  • WpPart
    Parti 6
⊹اسـم: خاکستر میان ما ⊹خـلاصه: تهیونگ و جونگ‌کوک، زوجی که بیش از ده سال از ازدواجشون می‌گذره و دو تا بچه‌ دارن، حالا مقابل هم ایستاده بودن؛ اون هم برای امضایِ برگه‌های طلاق توافقی! «وقتی سکوت بینمون دیوار شد، فقط چشم‌هات باقی موندن که حقیقت رو فریاد بزنن.» ⊹کـاپل: ویـکـوک ⊹ژانـر: انگست، رومنس، درام، اسمات🔞 ⊹وضعیـت: درحال آپ
𝑩𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒎𝒂𝒕𝒆 ✘ⱽᵏᵒᵒᵏ di Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    LETTURE 63,608
  • WpVote
    Voti 7,753
  • WpPart
    Parti 28
خلاصه: جونگ‌کوک امگای سرتق قبیله‌ی جنوبی، پیوند جفتیِ پیشگویی‌ شده با تهیونگ، آلفای شمال رو سال‌ها پیش پس زد. حالا آلفا برگشته. با ارتش، با خشم و با عطش انتقام. جونگ‌کوک زخمی و بدون توانایی تبدیل، توی میدون شکار افتاده و تهیونگ فقط یک چیز می‌خواد: جفتِ طغیان‌گرش رو تسلیم، زانو‌ زده و شکسته ببینه. سرنوشت بالاخره به آلفا رسیده. اما این‌بار هیچکس قرار نیست رحمی نشون بده. Time Up: هر هفته
Freesia  [vkook] di Aivavk
Aivavk
  • WpView
    LETTURE 169,562
  • WpVote
    Voti 21,526
  • WpPart
    Parti 30
جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... t.me:Aivavk تایم آپ: چهارشنبه ها ، منظم نیست!
𝙎𝙐𝙆𝙄 || 𝘝𝘬𝘰𝘰𝘬 di GryEdviL
GryEdviL
  • WpView
    LETTURE 62,586
  • WpVote
    Voti 11,022
  • WpPart
    Parti 37
"زن بودن" یک نقش نبود بلکه یک زندگی بود و جونگ کوک انگار این زندگی رو یاد گرفته بود! نویسنده : RÊVE نوع داستان : کوتاه
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو di vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    LETTURE 352,776
  • WpVote
    Voti 29,541
  • WpPart
    Parti 37
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
🍷 Dancing In The Dark_VKOOK 🍷 di Sonya_vkooker
Sonya_vkooker
  • WpView
    LETTURE 386,006
  • WpVote
    Voti 59,801
  • WpPart
    Parti 49
جونگ کوک حتی تصورش هم نمی‌کرد زندگیش اینجوری بشه🍷✨ *** Couple:Vkook-Sope-Hopemin genre: Romance- Supernatural - Smut-Vampire
Loser | Vkook ᵃᵘ di Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    LETTURE 3,369,229
  • WpVote
    Voti 374,526
  • WpPart
    Parti 142
| کامل شده | دوست‌دخترم نود اکسش رو برای من فرستاد، میخوای بدونی بعدش چیشد؟ • ویکوک آیو | چت استوری • کمدی، رقابتی، توییتر، زندگی روزمره، عاشقانه و اسمات! • به قلمِ حنان
Incuriosity (VKook Ver) di 8Gemini8
8Gemini8
  • WpView
    LETTURE 109,718
  • WpVote
    Voti 14,925
  • WpPart
    Parti 10
~|کامل شده|~ 🌙نام: بی اعتنا 🌙کاپل: ویکوک 🌙ژانر: امگاورس-امپرگ 🌙خلاصه ای از داستان: من ازت انتظار ندارم دوستم داشته باشی... ولی حداقل می تونی یکم به بچمون توجه کنی... اون بچه تا کی باید دنبالت راه بیوفته و با امیدواری صدات کنه تا شاید جوابش رو بدی؟... ⭐شروع: 2020/08/05 ⭐اتمام: 2020/09/23 🚫نکته: این فیک با کاپل کوکوی هم نوشته شده ❌ادیت نشده 〰️ در دست ادیت❌
My you  di Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    LETTURE 496,872
  • WpVote
    Voti 63,113
  • WpPart
    Parti 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut