۵
160 stories
𝐕𝐢𝐩𝐞𝐫(Kookv) by hony_shadkam
hony_shadkam
  • WpView
    Reads 16,022
  • WpVote
    Votes 1,550
  • WpPart
    Parts 8
جئون جونگ‌کوک وارث بزرگترین شرکت‌های زنجیره‌ای دل به پسر رقصنده‌ای می‌بازه. و چی می‌شه اگر سر و کله‌‌ی افعی وسط زندگی شیرینشون پیدا بشه؟ افعی مار خوش و خط‌خالی که هرکسی اون رو ببینه کشته می‌شه. + امشب، دوست‌داشتم بدون توجه به کل اون مهمونی، روی اون میز خَمِت کنم و بفاکت بدم ته. _ پس باید خَمَم می‌کردی و اونقدر محکم توم می‌کوبیدی که پدرت بفهمه من فقط مطیع تنِ توام. کاپل: کوکوی ژانر: مافیا، رمنس، انگست، اسمات
『 𝑳𝑶𝑺𝑬 𝑰𝑻 𝑨𝑳𝑳 ᴬᵁ 』 by Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Reads 116,777
  • WpVote
    Votes 11,933
  • WpPart
    Parts 14
≋ پایان یافته ≋ " چی میشه اگه پدر جونگکوک، اون رو بزور به شریکش، تهیونگ بده و هیچکس ندونه اون چه موجود لعنتیه و دنبال طمعس تا سیر بشه؟ " COUPLE: VKOOK GNRE: ROMANCE, FLUFF, SMUT, FANTASY "HAPPY ENDING"
𓏲࣪ ִֶָ𝐒𝐮𝐭𝐨𝐧𓂃(Kookv) by hony_shadkam
hony_shadkam
  • WpView
    Reads 2,883
  • WpVote
    Votes 219
  • WpPart
    Parts 2
" _ کیم هم یه حرومزادست درست مثل خودت. + تهیونگ مقدس‌ترین چیزیه که من دارم حرومزاده، پس دهنت رو آب‌بکش و بعد اسم پسرم رو بیار." ண 𝐒𝐮𝐭𝐨𝐧 𓂃 ⛓️ ᯥ Main Couple ➟Kookv ᯥ Genre ➟ Crime, Police, Action, Horror, Smut ᯥ Writer ➟ Lark & Kylo
ll KookV ll by llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Reads 372,360
  • WpVote
    Votes 32,826
  • WpPart
    Parts 66
☁️داستان های کوتاه کوکوی☁️ Ganer : Romance , AU , fakechat , SMUT
The Beast. [vkook/kookv] by blueloubear
blueloubear
  • WpView
    Reads 14,986
  • WpVote
    Votes 2,271
  • WpPart
    Parts 22
«عروسک من، آغاز و پایان من، غم ناتمام من.. من باز هم به دنیا میام و باز هم عاشقت میشم. من این بار خوب خواهم بود؛ و جایی پیدات میکنم که عشق من برای هردوی ما کافی باشه. تو یه دنیای دیگه.» این داستان شامل خشونت، آدم‌خواری یا کانیبالیسم (Cannibalism) هست. اگر روحیه‌ی حساسی دارید از خوندن خودداری کنید. کاپل: تهکوک،کوکوی ژانر: درام، تریلر، رومنس، بخشی از زندگی، اسمات
❊𝐏𝐨𝐥𝐢𝐥𝐥𝐚❊ [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 270,710
  • WpVote
    Votes 34,996
  • WpPart
    Parts 44
࿐[کامل شده] کیم تهیونگ آلفایی که از آلفابودنش متنفر بود؛ و جونگ‌کوک امگایی که از تمامیِ امگاها، ازجمله جنسیت ثانویه‌ی خودش نفرت داشت... . . شاپرک با قلبی غنی‌از غمِ فراوان، همیشه لبخندِ دروغین می‌زد و می‌خندید. شاپرک غصه‌دار و عاشق بود... شاپرک نفهمید و ندونست که با یک پیام‌دادن به شخصی که دورادور دوستش داشت، قلبش می‌شکنه و بال‌هاش ترک برمی‌دارن... «می‌شه فقط من رو دوست داشته باشی؟ قول می‌دم هرگز نفهمی که زندگیِ قبل‌از من چقدر برات سخت می‌گذشت، جونگ‌کوکی...» «فقط دست از سرم بردار، فقط ولم کن احمق!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Polilla ༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Wrong file [ VKOOK ] by sosha3133
sosha3133
  • WpView
    Reads 135,255
  • WpVote
    Votes 11,489
  • WpPart
    Parts 11
[ تمام شده ]‌ چی میشه اگه جونگ‌کوک به جای فایل درسیش فایل نود‌هاش رو برای استادش بفرسته؟ اسم داستان: Wrong File [ فایل اشتباه ] کاپل اصلی: Vkook ژانر: کمدی | فیک‌چت | رمنس
Vɪᴏʟᴀᵏᵒᵒᵏᵛ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 14,218
  • WpVote
    Votes 2,568
  • WpPart
    Parts 15
توصیف زندگی توی دنیای ویولا، سه کلمه بود: خاکستر، برف، خون - داری برای مجازاتت بهم ایده میدی؟ جونگکوک فشارش رو از روی کتف های پسر کم کرد: - اونقدر ازت عصبانیم که نمیدونم باهات چیکار کنم ویولا. هیچ کس حتی نمیدونست تو چجوری از قصر رفتی. بار ها آدم فرستادم دنبالت ولی تو یاد گرفتی به اسم آدم های دیگه رستوران بزنی.. نه؟ نمیخواستی من رو ببینی. کم کم قلب تهیونگ داشت پر از غصه میشد. اشک به گوشه چشمش اومد و با پلک زدن هم برنگشت سرجاش. لبش لرزید: - اینطور نیست! * * * - سیب دوست داری ویولا؟ - سیبی که تو برام بچینی، شاهزاده. ژانر: کوکوی🥂تاریخیِ اروپایی🏰 عاشقانه🌨 انگست🌼ماجراجویی⚔️ Start: 10.10.1403 End: ?
MIDNIGHT SEQUENCE 🐛 by TemisBarany
TemisBarany
  • WpView
    Reads 887
  • WpVote
    Votes 80
  • WpPart
    Parts 5
نام فیک : سکانس نیمه شب ژانر : سلطنتی، مدرن ، رمانس، عاشقانه، لیتل اسمات، انگست کاپل : کوکوی ، سیکرت .......................... ....................... قسمت هایی از فیک : ......... + اون مال منه ! فقط من ! فهمیدی ؟؟؟؟ _ کاری نکن دلخور بشه ، اون تو رو نمیخواد + من ازش محافظت میکنم حتی اگر توی بغلم به گریه بیوفته و التماسم کنه ، من نمیزارم بره ، من از دستش نمیدم؛ چون اون مال منه ... .......................... _ باورت میشه ؟؟ اون خیلی خوشتیپ بود تاحالا ندیده بودمش این اطراف ! + تو همه رو رد میکردی !چی شده سوگلی داره از یکی تعریف میکنه؟؟؟ _ من فقط ...آممم ..اولین باره اینجوری شدم + گونه هات سرخ شده تهیونگی ! باز کیو عاشق خودت کردی .؟؟؟ _ بهتره بگیم ، من عاشق کی شدم !. ................ + من تنها زمانی تو رو ازدست میدم که در گرمای ماهِ اکتبر باشه ، در ساعت 99 : 85 دقیقه ، و در دمای 50 درجه ی کوه های آلپ .... _ ولی این غیر ممکنه ، اینا اتفاق نمی افتن که ؟ اصلا وجود ندارن ! + درسته پس غیرممکنه من تو رو ول کنم :)
Assassino | آدمکش by liafanfic
liafanfic
  • WpView
    Reads 6,492
  • WpVote
    Votes 789
  • WpPart
    Parts 17
« فیکشن آدمکش » - با پای خودت اومدی داخل عمارتم هیونگ اما هیچوقت نگفتم رفتنت هم به اختیار خودته! ...... ...... میتونست جاخالی بده. از تیررس گلوله ای که مستقیم اونو هدف قرار گرفته بود. اما اگر اینکارو میکرد گلوله صاف تو مغز پسر ۱۲ ساله پشتش فرو رفته بود. قاتلی که برای نجات جون یه پسر بچه بازوش رو سپر میکنه و پسر بچه ای که حالا بزرگ شده و دنبال عشق بچگیش میگرده. ..... ..... ژانر : اکشن، عاشقانه، مافیایی کاپل : کوکوی نویسنده : لیا