Lunashabani's Reading List
18 قصة
My Other Side بقلم TXTFicRegion
TXTFicRegion
  • WpView
    مقروء 2,046
  • WpVote
    صوت 277
  • WpPart
    فصول 22
↱ 𝗡𝗮𝗺𝗲 : My Other Side ᝡ 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : Taegyu ᝡ 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : Romance, Psychological, Smut ᝡ 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿 : Setayesh ᝡ 𝗨𝗽 𝗗𝗮𝘆 : جمعه ╭┈┈⭒┈┈┈⭒┈┈┈⭒┈┈⭒ ╰⭒➛ 𝗦𝘂𝗺𝗺𝗮𝗿𝘆 : دو دوست جدانشدنی، پسرهایی که از وقتی که نوزادهای شیرخوار بودن کنار هم‌ بزرگ شدن. اونها همیشه با هم بودن، هیچوقت از هم جدا نشدن، اما یک اشتباه، یک اشتباه بزرگ همه چیز رو عوض کرد‌. سه سال از هم دورشدن، درحالی که کوچکترین خبری از دیگری نداشتن. بعد از سه سال، بلاخره با هم روبه‌رو شدن اما همه چیز عوض شده بود. تهیون، از بهترین دوست دوران بچگیش، بومگیو تنفر پیدا کرده بود و بومگیو حتی دلیل این تنفر هم نمی‌دونست. اون انقدر درگیر مشکلاتی که در سه سال اخیر براش پیش اومدن بود که حتی وقت نداشت فکر کنه چرا اون پسر ازش متنفره. اگر حسشون نسبت به هم عوض بشه چی؟ تهیون چطور میخواد تنفرش رو فراموش کنه؟ اون هم زمانی که بومگیو حتی یک پسر عادی هم نیست؟
+15 أكثر
I'łł fıgħт føя чøυ_S1 بقلم Mahiiisa
Mahiiisa
  • WpView
    مقروء 100,067
  • WpVote
    صوت 12,131
  • WpPart
    فصول 25
(ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ) 《عشق 》 ▪گاهی باعث نفرت میشه ▪گاهی کورت میکنه ▪گاهی اونقدر قشنگه که حس میکنی تو خیال زندگی میکنی ▪گاهی انقدر شیرینه که دلت رو میزنه 《عشق، به اندازه زیباییش دردناکه》 عشقی که باعث میشه با وجود همه ی درد ها و غم ها ،با اینکه سخته ولی قوی بمونن و بجنگن ‌... Geɴre : Roмαɴce , Drαмα ,Aиgυšт, S.. Coυple : Kooĸv ❅•───────── 🏷ᴹʸ ᶜʰᵃᶰᶰᵉˡ : @everythinganndnothing
+12 أكثر
Wrong Distance | Completed بقلم callmeParvaz
callmeParvaz
  • WpView
    مقروء 206,557
  • WpVote
    صوت 28,881
  • WpPart
    فصول 20
میگن بیمارهای روانی حد و مرز چیزیو تشخیص نمیدن و مرز بین عشق‌وتنفر فقط یه خط باریکه! ------------------------------- + دوستم نداری؟ از اولشم نداشتی نه؟ پس چرا باهام ازدواج کردی؟ داری انتقام چیو ازم میگیری؟ ------------------------------- توجه! بخش هایی از داستان حاوی سلف هارم میباشد. کاپل: ویکوک، یونمین ژانر: انگست، روانشناسی، رومنس، +18❌ [ورژن چانبک این فیک در چنل KarmanOffical به آپ رسیده.]
Blue Butterfly بقلم r_tesa_
r_tesa_
  • WpView
    مقروء 234,460
  • WpVote
    صوت 20,257
  • WpPart
    فصول 54
چی میشه اگه جیمین امگای باردار که تا حالا با کسیم نبوده از طرف الفاش هرزه خطاب شه و بعد یه شب جیمین از خونه الفا بزنه بیرون دردش بگیره و با یه الفا اشنا شه که بدون انتظاری حاضر به مراقب از اون و بچش بشه... ‌. ‌. . Kapel: Yoonmin , Jinmin , Vkook , Hopji Genre: OmegaWarse , Everyday , mpreg , Smut , drama
 💍⃤ REPLᴀCE💍⃤       بقلم ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    مقروء 939,287
  • WpVote
    صوت 105,564
  • WpPart
    فصول 50
( Completed ) «جایگزین» _ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ... من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ... حتی همین الان هم مجبورم ... مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن .. من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ... میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ... میترسم فراموشم کنی ... من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ... ________________________ •. #REPLACE💍⃤ ️ ↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18 ↳Couple↬ kookv .Yoonmin
Amnesia  بقلم I_Jaime
I_Jaime
  • WpView
    مقروء 110,906
  • WpVote
    صوت 15,309
  • WpPart
    فصول 13
[کامل شده] خلاصه: تهیونگ از رئیسش که همه کارای دنیا رو روی دوشش میندازه و بی وقفه بهش دستور میده خسته‌ست. برای همین وقتی جونگکوک تو یه حادثه رانندگی حافظه خودش رو از دست میده، تصمیم بزرگی میگیره. _کی هستی؟ _من همسرتم. * کاپل اصلی: کوکوی * کاپل‌های فرعی: نامجون و جیمین - ناممین| یونگی و هوسوک - سپ (کاپل‌های فرعی مومنت چندانی توی این فیک ندارن.) * تهیونگ یه پدر مجرده. * کمی اسمات * انگست * فلاف نویسنده اصلی: taekookshome
Will you marry me again? بقلم sookie_boo
sookie_boo
  • WpView
    مقروء 450,306
  • WpVote
    صوت 46,567
  • WpPart
    فصول 30
جونگ کوک و تهیونگ یه سال و نیمه که بخاطر شرکت باهم ازدواج کردن و حالا خانواده هاشون میخوان مطمئن شن که اونا عاشق همن... ژانر : روزمره ، اسمات ، لیتل کمدی ، رمنس کاپل : کوکوی ، ویکوک ( ورس ) Best ranking : #1 gay #1 kimtaehyung #1 jeonjungkook #1 fiction
I WISH - HopeMin - COMPLETED  بقلم Moonlike_Rmy
Moonlike_Rmy
  • WpView
    مقروء 100,079
  • WpVote
    صوت 17,847
  • WpPart
    فصول 28
خلاصه: هوسوک و جیمین هشت ساله که باهم ازدواج کردن و یه خانواده ی چهارنفره تشکیل دادن، اونا بیش از حد خوشبخت بودن ولی نویسنده چشم دیدن این خوشبختی رو نداشت و یه بلای آسمانی سرشون نازل کرد🥺 کاپل: هوپمین نویسنده: moonlike_Rmy ژانر: خانوادگی- برشی از زندگی - کمی فلاف🤔 شاید هم رمنس😃 اگر خدا بخواهد اسمات😐 چنل تلگرامی: @hopeminland
7 RING - 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 بقلم Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    مقروء 580,868
  • WpVote
    صوت 60,484
  • WpPart
    فصول 33
🌿پایان یافته🌿 تهیونگ امگای یتیمی که بعد از رهاشدن توسط خانواده عموش، وقتی تنها و نیمه هوشیار از ترس راهزنا پنهان شده بود با جونگکوک،فرمانده و شاهزاده کشورش آشنا میشه... _ظاهرأ اینجا یه الماس سفید داریم •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• قسمتی از فیک : _باید خودتو ببینی تهیونگ...خیلی خوشگلی...خیلی زیاد... کاش میتونستم چشمامو بهت قرض بدم تا ببینی چقدر قشنگی... زیر گوشش با صدای بمش زمزمه میکرد و تهیونگ سرخ تر و بی حال تو بغلش جمع میشد تا حالا کسی اینطوری ازش تعریف نکرده بود... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• ≈ Fic ↬ 7 RING ≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance , Fantasy , Smut , Omegavers , Happy End ≈ Age Category ↬ NC +18 ≈ Writer ↬ Alaric
THE SECRET HUSBAND  بقلم Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    مقروء 1,204,053
  • WpVote
    صوت 107,800
  • WpPart
    فصول 76
[Completed] کیم تهیونگ و جئون جونگکوک ازدواج کردن... اما اونا دو ساله که همدیگرو ندیدن...اونا فقط یکبار تو کل زندگیشون همو دیدن و اونم روز عروسیشون بوده ولی به همدیگه با دقت نگاه نکردن جونگکوک اسم شوهرش رو می‌دونه...چون این اسمیه که همه جا به عنوان سرپرست قانونیش ثبت شده ولی تهیونگ، اون حتی اسم همسرشم نمیدونه... تهیونگ کانادا زندگی میکنه و هر ماه مبلغ زیادی رو به یه حساب خاص منتقل می کنه ... جونگکوک دانش آموزی توی سئوله...همه توی کالج، حتی معلم ها هم ازش می ترسن...اون چیزی نمیگه و فقط با مشت حرف می زنه و برای همه قلدری میکنه... هیچکسی توی کالجش راجب خانوادش چیزی نمیدونه، اونا فقط دیدن که پسر سوار ماشین های اسپرت گرون قیمت میشه و لباس های گرون میپوشه. اون یه اکیپ دوست داره که به همون اندازه لوس و بدجنسن اما از خانوادش چیزی نمیدونن‌. جونگکوک میخواد طلاق بگیره. هرکاری می‌کنه تا طلاق بگیره...اون از ازدواج متنفره...اون مثل یه پرنده آزاده... ولی... چی میشه اگه کالج یه مهمونی برگزار کنه... یه جونگ کوکِ مست بدون اینکه بدونه با شوهرش میخوابه...؟؟؟؟؟؟ چرا تهیونگ به سئول برگشت...؟؟؟؟؟ واکنش اونا در مورد شناخت همدیگه چیه...؟؟؟؟؟ Genre: romance, angst, fluff,smut, melodrama, mafia Couple: Vkook Translator:Helen___Aw Writer: bora95purple 🥇 Romance 🥇 Taehyung 🥇 Vkook 🥇Fanfiction 🥇boyxb