The best
9 stories
Book II Of Bad Moon Series:Perigee(Persian Translation) de phoenix852
phoenix852
  • WpView
    Leituras 3,512
  • WpVote
    Votos 853
  • WpPart
    Capítulos 53
زیاد پیش نمی آید که پشتم را به ماه کنم.ولی به خاطر او با تاریکی دوستی میکنم. یا با ان و تمام هیولاهایش میجنگم. ☪️ نُه ماه از ماه بد گذشته است‌.گروه برگشته بود و داشت به سمت کالیفرنیا حرکت می‌کرد تا به کنسول قمر درباره زیا و اتفاقات ان شب بپیوندند.انجا،در ان هتل گران قیمت رز،صدها گرگ دور هم جمع شده بودند تا تعیین مقامشان را جشن بگیرند.اما محل جشن و سرور میتواند به زودی محل جنگی جدید شود. آیا جیلین میتواند ضربه روحی ای را که در آخرین مبارزه اش داشت درمان کند؟آیا میتواند راه خود را از درد گذشته اش پیدا کرده و خوشبختی را به همراه کوانتین برونکس پیدا کند،یا هیولای وجودش فقط برای او مصیبت دیگری به همراه خواهد داشت؟
Bad Moon[BxB](persian Translation){completed} de phoenix852
phoenix852
  • WpView
    Leituras 9,756
  • WpVote
    Votos 1,403
  • WpPart
    Capítulos 66
*بهترین داستان تخیلی سال ۲۰۱۸ *رتبه ۱ فیکشن گی *برنده جایزه بهترین داستان واتپد در سال ۲۰۱۹ در پس فرار از گرگ ها 'جیلین مکس ول' شیفته 'کوانتین برونکس' میشود و آن دو در کنار یکدیگر دیو درون قلب جیلین را آزاد می کنند . _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ 'جِیلین مکس ول' یک رابطه عجیبی با گرگ ها دارد.آنها جانش را قبلا نجات داده بودند ولی حال به دنبال او هستند.در حمله دوباره،او با دخالت 'کوانتین برونکس' نجات میابد.مردی خوشتیپ که گرگ خود را به این پیکار می آورد.کوانتین غرقِ جیلین میشود و جدای از رابطه عاشقانه آن دو کوانتین حقیقت خطرناکی را برایش آشکار میکند. هیولایی در وجود جیلین است.هیولایی که گرگ های روی زمین را به سراغش می آورد. تحت حفاظت کوانتین،جیلین طبیعت هیولای خویش را یاد میگیرد و با تلاش برای به دست آوردن قدرت درونش و عشقی که به محافظ خود دارد، جیلین خود را برای نبرد با هیولاهای در پی خود و هیولای وجودش آماده میکند...
Last Keeper + Season 3 updating 🔰 de maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Leituras 90,889
  • WpVote
    Votos 18,395
  • WpPart
    Capítulos 109
خونه رو ترک کردم. تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد. بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم. از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک
خون آبی ✥ نامجین؛ یونمین؛ ویکوک de maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Leituras 366,623
  • WpVote
    Votos 62,219
  • WpPart
    Capítulos 61
تو جامعه ای که رنگ خون تعیین کننده ی طبقه ی اجتماعیه نمیشه دنبال عدالت گشت. شعار مدرسه ی ما این بود... درد زیباست. - پارک جیمین
Broken Demon #2 de larryshadinn
larryshadinn
  • WpView
    Leituras 191,247
  • WpVote
    Votos 27,585
  • WpPart
    Capítulos 192
تو احمق ترین آلفایی هستی که به عمرم دیدم ...تو نمیتونی یه هیولا رو با شکنجه و شکستن استخون هاش و له کردن وجودش از بین ببری!یه هیولا با شکستن از بین نمیره...تو با هر بار شکستن یه هیولا اونو از بین نمیبری...تو فقط اونو قوی تر از اون چیزی که بود میکنی ... . . . بدون اینکه نگاهمو از ماه کامل و نورانی بگیرم یه نفس عمیق کشیدم و از روی سقف به حیاط بزرگ و روشن زیر نور ماه خیره شدم... جنگ تموم شده بود.جفتم و تموم اعضای خانوادم با آرامش خواب بودن و من تمام عضلاتم سنگ شده بود!از وقتی تونستم بفهمم جریان چیه خودمو آماده نگه داشتم...میدونستم هرگز...هرگز نباید شدت گاردمو کم کنم.جنگ تموم شده بود ولی بزرگترین خطری .که میتونست خانوادمو تهدید کنه هنوز اون بیرون بود...یه هیولای شکسته....خودم
Broken Demon #1 de larryshadinn
larryshadinn
  • WpView
    Leituras 355,329
  • WpVote
    Votos 43,357
  • WpPart
    Capítulos 157
لوییس تاملینسون.نمره الف رشته ی باستان شناسی ،پسرکوچولو و ریزه ای که تو سری خور بودنش بین المللی شده! پروژه ی بزرگی که قرار بود کل دپارتمان تاریخ باستان شناسی رو تکون بده و لویی تمام انرژیشو روش گذاشته بود ولی با یه کل کل ساده با استاد کلاس تمام زحمتش رو به باد میده و مجبور میشه تو یه پروژه ی جدید باورشو ثابت کنه... "موجودات ماورالطبیعه وجود خارجی ندارن!" یعنی...بیخیال!گرگینه؟خون آشام؟پری دندون؟هنوزم کسی به اینجور چرندیات باور داشت؟ ************************ هری استایلز.قد بلند ،قوی و مقتدر و تو یه کلمه "کامل!" گرگینه ای که همه ازش حساب میبردن و حتی جرات نداشتن مستقیم به چشمهاش نگاه کنن و مشکل اصلی کجا بود؟ اون یه بتای لعنتی بود و برای پیروزی تو جنگی که زیاد باهاش فاصله نداشتن نیاز به یه آلفا داشت،یه آلفای قوی و برای پیدا کردن اون آلفا مجبور بود به حرف یه پیشگوی کثیف اعتماد کنه و بعد چند سال فقط دوتا گزینه براش باقی مونده بود! زین مالیک،از لحاظ بدنی قوی،مقتدر،با یه هاله ی بزرگ و قوی که تمام اطرافیانش رو مجبور میکرد تا ازش حساب ببرن و تو یه جمله "اون میتونه یه آلفای خفن باشه!" و دومین گزینه...لوییس تاملینسون؟ فکر نکنم!
Whispers of Red String (Tears Of An Angel S02) de _parisa86_
_parisa86_
  • WpView
    Leituras 1,291
  • WpVote
    Votos 170
  • WpPart
    Capítulos 4
خدای عزیزم، یه وقت بهش نگی نیمه شب های بیشمار یکی هست که دلتنگشه.. . . . فصل دوم اشک های یک فرشته، . ~ WangXian FanFic🐇 ~ MoDaoZushi🍂ر
Tears Of An Angel ♡. de _parisa86_
_parisa86_
  • WpView
    Leituras 83,521
  • WpVote
    Votos 15,897
  • WpPart
    Capítulos 84
میتونی صدای گریه بهشت رو بشنوی؟ این اشک های یک فرشته است... . من سالهاست که با عشق پنهان تو در بهشت خداوند فرمان برده ام... ~ WangXian FanFic🐇 ~ MoDaoZushi🍂
Leica de BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Leituras 64,769
  • WpVote
    Votos 12,260
  • WpPart
    Capítulos 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢