tahtahKoooki's Reading List
16 cerita
Loser | Vkook ᵃᵘ oleh Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Membaca 3,366,557
  • WpVote
    Vote 374,249
  • WpPart
    Bab 142
| کامل شده | دوست‌دخترم نود اکسش رو برای من فرستاد، میخوای بدونی بعدش چیشد؟ • ویکوک آیو | چت استوری • کمدی، رقابتی، توییتر، زندگی روزمره، عاشقانه و اسمات! • به قلمِ حنان
𝐍𝐎𝐈𝐑 𝐏𝐔𝐋𝐒𝐄 oleh purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    Membaca 4,719
  • WpVote
    Vote 435
  • WpPart
    Bab 2
«جشن عروسی ای که به کابوس تبدیل شد... غریبه‌ای آشنا با نگاهی مبهم، که قرار نبود وارد زندگی‌اش شود... و رازی که مثل سایه دنبالش می‌کند. جایی که او فکر می‌کرد همه‌چیز تمام شده... اما سرنوشت نقشه‌ی دیگری برایش داشت. او گرفتار عشقی می‌شود که از همان اول اشتباه به نظر می‌رسد. پشت تمام تاریکی‌ها، قلبی بود که فقط برای یک نفر می‌تپید. حالا عشقشان باید در میان دروغ‌ها و دشمنی‌ها نفس بکشد... و هیچ‌کس نمی‌داند این نبض تا کجا دوام می‌آورد. وقتی نقاب‌ها یکی‌یکی از چهره هایشان بی افتد، آیا قلب هایشان می‌تواند حقیقت را تاب بیاورد؟» داستانِ تهیونگی که درست بعد از اون افتضاح در شب عروسیش با دختری که عاشقش بود، وقتی که فکر می‌کرد همه‌چیز براش تموم شده، با جونگ‌کوک آشنا شد... آشنایی‌ای که کاملا ساده و اتفاقی بنظر میرسید، اما هیچ‌کس نمی‌دونست پشت لبخند اون مرد چه حقیقتی پنهان شده. Name: Noire Pulse (نبض تاریکی) Couples: Vkook / Kookv, Yoonmin Genre: Mafia, Romance, Crime, Mystery, Smut🔞, Angst, Happy End Wr: Nellin
𝗟𝗜𝗔𝗥 | دروغگو oleh vkookland_82
vkookland_82
  • WpView
    Membaca 350,913
  • WpVote
    Vote 29,481
  • WpPart
    Bab 37
𝑳𝒊𝒂𝒓🫀 جونگ‌کوک پسری ساده با قلبی مریض، بی‌خبر از اینکه اطلاعاتی در دست داره که می‌تونه مافیای ژاپن رو به هم بریزه. تهیونگ، رئیس بی‌رحم مافیای ژاپن، برای رسیدن به اون اطلاعات مجبور می‌شه به جونگ‌کوک نزدیک بشه و با قلب مریضش بازی کنه...اما در نهایت عاشق اون پسر میشه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ «چطور میتونی بگی همش...دروغ بود؟» تهیونگ بدون نگاه کردن به جونگکوکی که تا چند ساعت پیش، مثل بت میپرستیدش، پک عمیقی به سیگارش زد. جونگکوک دستش رو روی قلبی که حالا تند تر از همیشه میکوبید گذاشت و بعد از مدت ها بلاخره قطره اشکی از چشمش پایین ریخت«چطور تونستی با..قلب مریضم بازی کنی؟» مرد با چشمهایی که حالا تاریک تر از هر وقت بودن به چراغ های توکیو خیره شده بود«بازی تموم شد حالا..حذف شدی.» ˢᵗᵃʳᵗ : ¹⁴⁰⁴/²/¹¹ - 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑹𝒂𝒉𝒂 - 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕, 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 - 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 - 𝑰𝒏𝒔𝒕𝒂𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑰𝑫: 𝒕𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82 - 𝑻𝒆𝒍𝒆𝒈𝒓𝒂𝒎: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌_𝒍𝒂𝒏𝒅82
🎭Puppeteer _ عروسک‌گردان 🎭 oleh ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Membaca 164,477
  • WpVote
    Vote 14,684
  • WpPart
    Bab 20
(Completed) _ نگو که فکر میکردی دیگه منو نمیبینی! قدمی سمت جونگکوک برداشت و با پوزخند غلیظی که روی لبهاش نقش بسته بود ادامه داد: _ فکر میکردی تموم میشه؟؟ باید احمق باشی من 12 سال عاشقت نبودم که به اون بچه ببازمت. _ حق نداری حتی بهش اشاره ای کنی... میفهمی؟! روبروش ایستاد و اجازه داد نفس هاشون فاصله کم بین صورت هاشون رو پر کنه : _ دو تا شیر هیچوقت نمیتونن تو یه جنگل حکمرانی کنن جونگکوک... همونطور که ما نتونستیم از قدرت نمایی مون بگذریم و هر بار عادلانه همدیگه رو تصاحب کنیم... Geɴre : Crιмe , roмαɴce , ѕмυт +18 Coυple : ĸooĸv_yooɴмιɴ_нopeV Season1_2 full 📚(Read in the old account)
تُو تنها متعلّق به منی‌! | Completed S¹ oleh Manelios
Manelios
  • WpView
    Membaca 97,089
  • WpVote
    Vote 12,610
  • WpPart
    Bab 23
خلاصه‌ی قصه این است: ²⁰¹⁸ «_ اونقدر قوی‌ای... که حتی منو هم زمین انداختی... اونم بدون اینکه کار خاصی کنی... فقط با ساده ترین سلاحی که داری انجامش دادی... چشمات! ~~~ _ ازت بدم نمیاد، تا حالا هم انقدر به گرایشم فکر نکردم که بخوام به این نتیجه برسم که فقط از دخترا خوشم میاد... فقط... زندگی کوفتیم همیشه بهم ثابت کرده نباید چیزیو بخوام... چون بدتر، از دستش میدم و تو... خیلی خواستنی‌ای... از دست دادنت سخت به نظر میاد‌. » *** | زرد به‌سان روشناییِ روز | Nαмe: Yoυ Are Jυѕт Mιɴe! {S1}⭐ Geɴre: Roмαɴce & Sᴄʜᴏᴏʟ Lɪғᴇ & Drαмα Coυple: KooĸV, YooɴMιɴ Completed.
تُو تنها متعلّق به منی! | Completed S² oleh Manelios
Manelios
  • WpView
    Membaca 122,863
  • WpVote
    Vote 13,298
  • WpPart
    Bab 45
خلاصه‌ی قصه این است: ²⁰²⁴ « - آدما فرق دارن! شاید من به قدری برات ارزش نداشتم که اون‌موقع بمونی به پای حرفی که بیست و چهارساعت هم ازش نگذشته بود... اما من، فکر کردم مال منی... که قلبت، فکرت، تنت، همه‌شون به من تعلق داره... همه بهم می‌گفتن بهت اعتماد نکنم... می‌گفتن شدم عروسک اختصاصیت... ولی باورم نشد... می‌خواستم داد بزنم و بگم شما هیچی نمی‌فهمید... من براش متفاوتم... من تو قصه‌ی اون، ستاره‌ی آسمونم... شب اون صبحی که منو به هر دلیل لعنت‌شده‌ای ول کردی رفتی اونور دنیا، من با این فکرها خوابیده بودم عوضی!» *** | آبی به‌سان نیمه‌شبی پر ستاره | You are just mine | S2 Geɴre: Roмαɴce & Drαмα & Aɴɢѕт & +18 Coυple: KooĸV, YooɴMιɴ Completed.
𝐀𝐦𝐞𝐭𝐡𝐲𝐬𝐭ᴷᵒᵒᵏᵛ oleh OfManySouls
OfManySouls
  • WpView
    Membaca 238,053
  • WpVote
    Vote 16,059
  • WpPart
    Bab 45
بذارین اینجوری بگم بهتون... می‌خوام با کسی آشنا شم که وقتی باهاش نبودم، نفسم بگیره و دلم طاقت نیاره. یکی که روحمو بشکافه... که هر اتم از بدنش برام عزیز باشه. کسی که وقتی بهش رسیدم و طعمِ بودن باهاشو چشیدم، تازه متوجه شم که چقدر تا اون لحظه تشنه بودم... کسی که با دیدنش قلبم یک‌ در میون بزنه... حتی بعضاً نزنه! کسی که بودن باهاش اونقدر هیجان‌انگیز باشه که وقتی برگشتم و به گذشته‌م نگاه انداختم، هیچ پشیمونی‌ای نداشته باشم و به خودم بابت اون زندگی آفرین بگم... اینجوریه که می‌چسبه بهم پدر! کاپل‌ها: کوکوی، نامجین، سوپمین ژانر: امگاورس، رمنس، اسمات
Saint (AU) oleh Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Membaca 27,885
  • WpVote
    Vote 4,622
  • WpPart
    Bab 33
کیم تهیونگ، جراح محبوبی که همه به‌خاطر کارهای خیر و درستی که انجام می‌ده اون رو قدیس صدا می‌زنن؛ اما چی می‌شه که با دزدیده شدن دختر کوچولوی پنج ساله‌اش، واقعیت زندگی این مرد بی‌نقص و درست‌کار برملا بشه؟ می‌دونی از چی می‌سوزم جئون؟ من یه عوضی‌ام که صد بار هم بمیره و زنده بشه کافی نیست، کثافت‌کاری‌هاش پاک نمی‌شن؛ اما تاوانش رو باید دختربچه‌ای پس می‌داد که منِ حروم‌زاده عاشق لبخندهای بدون دندونش شده بودم! Writer: Ashil Couple: Vkook/Kookv Genre: Crime, Action, Mystery, Angst, Smut هشدار: با توجه به ژانر، این داستان شامل صحنه‌هایست که ممکن است برای همه مناسب نباشد❗️
Rebel (AU) oleh Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Membaca 163,831
  • WpVote
    Vote 24,724
  • WpPart
    Bab 47
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Mpreg