My favorite (2)
12 Geschichten
Whiskey[ویسکی] von Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    GELESEN 2,647,803
  • WpVote
    Stimmen 242,290
  • WpPart
    Teile 73
Vkook/kookv [completed] 《صد بار بهت گفتم تو کابین خلبان نباید سیگار بکشی...حرف حساب حالیت نمیشه انگاری؟...بلند شو برو بیرون.》 《اه کیم...با این طرز نگاه کردنت فقط اون پایینیه که واست بلند میشه》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 《بیاین بریم تو دنیای میلیاردرای دلاری... هوم؟ زندگی سرشار از زرق و برقشون... کسایی که حتی با دلار سر میز دور دهناشون و تمیز میکنن... این یکم هیجان داره و ترسناکه نه؟ دیدن زندگیشون از نزدیک... فاک... میخوام تورو بکنم یه میلیاردر دلاری.》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: vkook/kookv کاپل فرعی: yoonmin " namjin" ژانر:dram " romence " smat " omegavers نویسنده: biti حمایت یادتون نره 🐻🐰 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
Take Me To Church von ImLucfer
ImLucfer
  • WpView
    GELESEN 23,900
  • WpVote
    Stimmen 674
  • WpPart
    Teile 17
vkook taekook
My boss von Mini_mo0chi
Mini_mo0chi
  • WpView
    GELESEN 24,706
  • WpVote
    Stimmen 2,818
  • WpPart
    Teile 11
کوک رییس مافیای سرد و خشن و فاکر که یه شرکت برای پوشش مافیاییش داره. چی میشه اگه یه روز زنگ بزنه به یکی از باراش و درخواست یه پسر برای بفاک دادن بکنه، و از قضا همون روز تهیونگ بخواد برای مصاحبه استخدامش برای شرکت کوک به اونجا بره و کوک فکر کنه تهیونگ همون پسریه که منتظرشه. و از اون بدتر، چی میشه اگه تهیونگ شرط کوک رو قبول نکنه و کوک اونو با تنها داریی زندگیش تهدید بکنه، برادر کوچکترش. ************ یونگی مافیایی که مدت هاست عاشق کسیه و بلاخره یه فرصت پیش میاد که اونو برای خودش بکنه، جیمین، برادر تهیونگ هوسوک کسی که مدت هاست عاشق جیمینه ولی بهش نگفته، البته جیمین فقط فکر میکنه که اون هیونگشه ولی هوسوک در اصل... _________________________________________________ ::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: نام:رییس من کاپل :سپمین، کوکوی(هردو اصلین) کاپل فرعی:نامجین ژانر:مافیایی، اسمات، عاشقانه، ددی کینگ، گروگانگیری، هیجانی زمان آپ:دو روز درهفته (شنبه و یه روز دیگه در هفته) نویسنده:آرامیس(مینی موچی)
Dark sky/Vkook von sad-moon102938
sad-moon102938
  • WpView
    GELESEN 709,617
  • WpVote
    Stimmen 69,741
  • WpPart
    Teile 54
⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه! ⛓چیزی که جونگکوک نداره... ---------------------------- - پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم! + تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک... --------------------------- + وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟ جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد - میگم نَسَخِتم... ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین
𝐇𝐞𝐫𝐦𝐞𝐬 | 𝐕𝐊 von Linda-fanfic
Linda-fanfic
  • WpView
    GELESEN 38,272
  • WpVote
    Stimmen 7,301
  • WpPart
    Teile 35
✍︎ هِرمِس ____ 𝐇𝐄𝐑𝐌𝐄𝐒 | 𝐚𝐮 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄 ↳ 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐬𝐨𝐩𝐞 𝐉𝐄𝐍𝐄𝐑 ↳ 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐦𝐲𝐬𝐭𝐞𝐫𝐲, 𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐬𝐦𝐮𝐭... 「⌯ 𝐒𝐔𝐌𝐌𝐀𝐑𝐘 ⌯」 کیم تهیونگِ سی و هشت ساله، رئیس کمپانی Hermes میخواست توی هفته مد پاریس دست به یه ریسک بزرگ بزنه.. استفاده از یک مدل مرد برای یک برند زنانه.. این هنجار شکنی قراره کلی جنجال بپا کنه..... ▪︎▪︎▪︎ " همه ما تو زندگیمون یه گناهی مرتکب شدیم، برادرم یه فراریِ، مادرم یه قاتل، خودم یه روسپی و تو... تو عاشقی، اینم یه جور گناهه... " 𝔏𝔦𝔫𝔡𝔞✍︎
 💍⃤ REPLᴀCE💍⃤       von ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    GELESEN 939,386
  • WpVote
    Stimmen 105,566
  • WpPart
    Teile 50
( Completed ) «جایگزین» _ من مجبور بودم ...مجبور بودم اون خودکار لعنتی رو بین انگشتهام بگیرم و اون سند ازدواج رو امضا کنم ... من مجبور بودم که برای تک تک لحظه هایی که کنارت بودم بترسم ... حتی همین الان هم مجبورم ... مجبورم روبروت بشینم و تو چشمهات که عاشقانه به من نگاه میکنه و لبخندت که رو لبهای خطی و ارومت میشینه و دستت که دستمو محکم فشار میده رو ببینم و بدونم هیچکدوم از اینا متعلق به من نیستن .. من درست شبیه یه گل فراموشم نکن کنار یه جاده وسط زندگی تو دارم به خودم میلرزم ... میترسم بدون اینکه من رو ببینی از روم رد بشی ... میترسم فراموشم کنی ... من از اینکه تو فراموشم کنی میترسم جونگکوک ... ________________________ •. #REPLACE💍⃤ ️ ↳Genre↬Romance_ Mystery_smut +18 ↳Couple↬ kookv .Yoonmin
Love or Hate von Theryo36
Theryo36
  • WpView
    GELESEN 52,404
  • WpVote
    Stimmen 5,855
  • WpPart
    Teile 41
افسر جوونی که با جذبش با ی نگاه تن همه رو به لرزه در میاره... اما از ی نفر کینه ی قدیمی به دل داره و تا انتقامش رو نگیره، آروم نمیگیره... و چی میشه اگه اون ی نفر کیم تهیونگ رئیس بزرگترین مافیای کره باشه؟ ∆ ∆ ∆ قسمتی از فیک: ناگهان پسر رو به دیوار چسباند و پایین تنه اش را به آرامی به پایین تنه ی پسر کوبید.. پسر با این حرکت او آهی از کنج لب هایش خارج شد و با نفرتی تمام به او نگاه میکرد،پسر بزرگتر درحالی که نیشخندی کثیف بر کنج لب هایش نشسته بود گفت: +سلام خرگوش کوچولو... بالاخره گیرت انداختم... خیلی دوست داشتی پیدام کنی نه؟ حالا حالاها دیگه مهمون منی و قول میدم خوب ازت پذیرایی کنم... . . . شروع فیک:9 نوامبر 2022 پایان:درحال آپ ژانر:رمنس_اکشن_مافیایی_اسمات_خشن و کمی هم بی دی اس ام کاپل ها: ویکوک_نامجین_یونگسوکمین
Wild [KookV] von Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    GELESEN 419,644
  • WpVote
    Stimmen 55,524
  • WpPart
    Teile 38
چشم‌هاش پر از اشک بود و نگاهش پر از خشم. نمی‌خواست مقابل این مرد سر خم کنه. نمی‌خواست قبول کنه از عرش به فرش رسیده. نمی‌خواست قبول کنه که تا پنج ساعت پیش همه مقابلش خم می‌شدند و برای بردن اسبش به اسطبل پیش‌قدم می‌شدند و حالا اینطور تحقیر‌آمیز باهاش رفتار می‌کردند. مقابل رهبرِ پک دشمن زانو زده بود و دست‌هاش بسته بودند. جئون جونگ‌کوک، آلفای خون‌خالص و قدرتمندی که تنها با یک‌ماه سابقه رهبریت نیمی از کشور رو زیر سلطه داشت خیره نگاهش میکرد. بلند شد و جلو‌ اومد. مقابلش روی یک زانو نشست و محکم چونه‌اش رو توی دستش گرفت. "چه پایان غم‌انگیزی...مگه نه کیم تهیونگ؟" با نفرت به چشم‌های مرد خیره شد و جونگ‌کوک از نگاه امگا به خنده افتاد. سرش رو جلوتر برد و با لحن آرومی گفت:"از این به بعد تو قراره به من خدمت کنی امگا، هم توی قصر، هم روی تخت!" لبهاش رو به گوش امگا چسبوند و زمزمه کرد:"فقط و فقط به من نطفه نحس." Couple: KookV Genere: Omegavers, Smut, Romance, Mystry
King Of Emotions (VKook) von armyyon
armyyon
  • WpView
    GELESEN 1,198,360
  • WpVote
    Stimmen 127,682
  • WpPart
    Teile 65
کاپل اصلی: ویکوک. کاپل فرعی: سپ«یونگی تاپ» و ناممین. خلاصه: تهیونگ پادشاه کره جنوبیه و ده سالی هست که دنبال جفت حقیقیشه... چی میشه که وقتی با یونگی، دوست و محافظش، قایمکی رفته بیرون، پسر امگایی رو کنار دوست پسر هیونگش ببینه که شدیدا از پادشاهی که خودش باشه متنفره و دست بر قضا... همون لحظه بفهمه که اون امگای تخس... جفت حقیقیشه؟! بخشی از فیک👇🏼 _ جئون جونگ کوک هستم... شما هم توی کاخ کار می‌کنید؟ _ آ-آره... من هم مثل یونگی... محافظ پادشاهم. ' البته من خوده پادشاهم!' جونگ کوک با فضولی بو کشید و گفت: _ چرا هیچ بویی نمیدی؟ ته لبخند کوچیکی زد و مسخره‌ترین دروغ زندگیش رو به زبون آورد: _ خب راستش... من بتام! *** ژانر: عاشقانه، سلطنت مدرن، امگاورس، امپرگ، اسمات، کمدی، کمی انگست🌳 Start:02/05/01 End:03/01/15 Rankings: 🥇Bts 🥇Omegaverse 🥇Bangtan 🥇Farsi 🥇Persian 🥇Mpreg فیک🥇 🥇NamMin 🥇Sope 🥇Jungkook 🥇Hoseok ویکوک🥇 بنگتن 🥈 🥈Fiction 🥈Namjoon 🥈Jimin 🥉Vkook 🥉FanFiction 🥉Royal وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🖤
GALOCHER von nill_vk
nill_vk
  • WpView
    GELESEN 35,886
  • WpVote
    Stimmen 4,231
  • WpPart
    Teile 5
💋اون شب توی مهمونی بزرگ سالانه که تمام سلبریتی‌های کره حضور داشتن همه چیز آروم بود. همه چیز جز قلبِ جئون جونگکوک، خواننده‌ی محبوبِ سولو که برای دیدن آیدل و کراش چند ساله‌اش کیم تهیونگ، بی‌قرار بود.💋 . . . وضعیت: فول شده 🍷part of part🍷 جونگکوک نگاه خیره تهیونگ به پایین تنه‌اش رو غافل‌گیر کرد. - چیز جذابی چشمتون رو گرفته قربان؟ تهیونگ نگاهش رو تا چشم‌های شیطون پسر بالا کشید و هول شده تک سرفه‌ای کرد. - نه... یعنی چرا! نه نه هیچی. جونگگوک خندید و با قدم های اروم به تهیونگ نزدیک شد اونقدر نزدیک که عطر گرم و کمی تلخش توی بینی‌اش پیچید. - چرا قربان؟ خوشتون نیومد‌؟ تهیونگ اخم کرد. اما می‌دونست نباید از پسر شیطون رو به روش کم بیاره پس پوزخند زد و با لحن جذابی گفت: - اگر خوشم بیاد بهم می‌دیش؟ جونگکوک دوباره خندید و ابرویی بالا انداخت. - بستگی داره چی رو درخواست کنی. تهیونگ به لب‌های جونگکوک خیره شد که ماتیک روش به چشم میومد و برق عجیبش توی چشم بود. - برای شروع لب‌هات؟ جونگکوک مستانه خندید و صدای خنده‌اش گوش‌های تهیونگ رو مشتاقانه نوازش کرد. - برای اولین دیدار خواسته‌هاتون یکم زیاد نیست آقا؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: Galocher 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Vkook 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Smut┃Romance 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: #Nill