hasssssoxni's Reading List
61 historias
Different like bitter honey por tina8585
tina8585
  • WpView
    Lecturas 2,205
  • WpVote
    Votos 303
  • WpPart
    Partes 16
[اولین بارها همیشه به‌ یادماندنی بودند مانند اولین نگاه، اولین بوسه، اولین عشق، اولین لمس، اولین لبخند، اولین رویا، اولین تلاش، اولین زخم و.. این زمان بود که دردناک یا دلشنین بودن آن‌ها را مشخص می‌کرد اما جونگ‌کوک یقین داشت، در همین اندک‌لحظه‌هایی که گذشت، اولین باری که تهیونگ را پر از آشفتگی می‌دید و آتش خشمش با زخم‌زبان‌هایش زبانه می‌کشید، قرار بود جزء دسته‌ی اولین‌بارهای تلخ از آنها یاد کند.] ⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆⋆ [هر زمان می‌خواستم آرزویی داشته باشم، یک نگاه به آسمان کافی بود تا بنگرم که چگونه هیچ ستاره‌ای برای برآورده‌شدنِ این آرزو وجود ندارد. آرزوهای من نامعقول بودند یا ستاره‌ها در سرنوشت 'من' جایی نداشتند؟] 「کاپل: ویکوک」 「ژانر: امگاورس، رمنس،روزمره، انگست، اسمات」
Freesia | vkook por Aivavk
Aivavk
  • WpView
    Lecturas 374,734
  • WpVote
    Votos 41,834
  • WpPart
    Partes 29
[پایان یافته] جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... Started:1404,5,1 Finished:1404,10,12
White Peacock  por Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Lecturas 63,297
  • WpVote
    Votos 7,984
  • WpPart
    Partes 26
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: سه‌شنبه
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ por Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Lecturas 143,425
  • WpVote
    Votos 13,967
  • WpPart
    Partes 33
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞 کیم تهیونگ که پس‌از مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور می‌شه به‌مدت شش ماه، بادیگارد و هم‌خونه‌ی جئون جونگ‌کوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیک‌تره، بشه. ژیمناستیک‌کاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسه‌ای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل می‌کرد. - من زن و بچه داشتم جونگ‌کوک، هیچ‌وقت از مردها خوشم نمی‌اومده. - برای همین وقتی تمرین می‌کنم خشتکت تنگ می‌شه؟ ⊹ نام⤟لمسِ گناه ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات
Crazy Boyfriends ||Multi Shot|| ᵛᵏᵒᵒᵏ por leoraishere
leoraishere
  • WpView
    Lecturas 12,534
  • WpVote
    Votos 979
  • WpPart
    Partes 14
جونگکوک فکر میکرد همه‌ چیز رو درباره‌ی دوست پسر چند سالش میدونه؛ از اخلاقش گرفته تا تعداد مژه‌های پایین پلک چشم راستش، همونی که زیرش یه خال داره. ولی یه شب وسط سینمای ماشینی، وقتی تهیونگ تحریکش کرد، فهمید یه راز مخفی وجود داره که هیچوقت حتی تصورشم نمیکرده: ✨"کینک فضای عمومی."✨ و از اون لحظه، همه‌ چیز تغییر کرد. حالا هرجایی میتونه تبدیل به مکان موردعلاقشون برای سکس باشه. هر چقدر عجیب غریب تر، موردعلاقه تهیونگ تر. فقط کافیه کسی نبینتشون. یا شاید هم... ببینه؟ Multi-shot Couple: Vkook ♡ Genre: Full Smut, Romance, Fluff Warning: 🔞 Public sex kink | Lots of smut #10 romance
Chocolate cake🂱 por mirelle4love
mirelle4love
  • WpView
    Lecturas 23,868
  • WpVote
    Votos 2,975
  • WpPart
    Partes 26
Genre: Romance, Mafia , Harsh , Angst ,smut , forced marriage ༘⋆ couple: Vkook, Yoonmin. ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ وقتى كه زندگیِ تو، مست از کلاب برمیگرده 🂱 و بعدش همه در و پنجره های زنگ زده رو پشت سرش مى بنده، تو میمونی و هوای یخ زده اطرافت، ولی بعدش در‌های جهنم به روت باز میشن. 𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝⋆.˚𓆝⋆.˚𓆝⋆.˚ 𓆝 روز تولد برادر ناتوان و معلولش، بخاطر یه کیک شکلاتی از شغل کوچیک و بی‌دردسرش اخراج شد. چيزى براى از دست دادن نمونده بود، جيب پاره و سرهم شدش خاليه خالی، قلب پاک و ابریش همین شب قراره بباره و اميدش از پل داغونِ رویاهاش سقوط کرد بود و الان درحال مرگِ. درون مخمصه آخرين تلاشش براى نجات قلب شکسته برادرش گند زده بود، الان با تکه شکسته های همون قلب دنبال يه شغل میگشت... اما جاشو توى يه کافه دنج و گرم ‌ ☕︎ پیدا نمى كنه. چی میشه اگه، وسط تاريكى و خون، با يه مافياى خشن وبى رحم روبرو شه؟؟؟ اما قصه فقط درباره‌ى بدهكارى و ترس نيست... يه قرارداد عجيب، يه بيشنهاد غير منتظره، و یه ازدواج اجباری وسط جهنم...