g0ld3n_1997's Reading List
188 stories
𝗧𝗶𝗴𝗿𝗶𝗱𝗶𝗮 ᵛᵉʳˢ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 381,122
  • WpVote
    Votes 45,810
  • WpPart
    Parts 73
𝙃𝙮𝙗𝙧𝙞𝙙 - 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 - 𝙏𝙝𝙞𝙡𝙡 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 - 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 سازمان EPA، در ظاهر یک سازمان محافظت محیط زیستی بود که از حیوانات دارای نژاد خاص حفاظت می‌کرد. اما در باطن روی انسان‌ها آزمایشاتی انجام می‌داد و با تزریق ژن و هورمون‌های حیوانی، سعی در تغییر رَویه بدنشون داشت. در این بین تنها یک مورد مثبت بوجود اومد! یک دختر... یک دختر که عاشق شد و از آزمایشگاه فرار کرد اما... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ 𝙏𝙖𝙚𝙠𝙤𝙤𝙠: - تو حق نداری ناراحت باشی، وقتی من اینجام، وقتی من کنارتم، وقتی من تک تک غم‌هات رو با قلبم به آغوش می‌کشم! تو متعلق به منی... تو خودِ خودِ روح منی... پس فقط قلبتو، روحتو، حستو به من بسپار... قسم می‌خورم تا ابد عاشقت باشم. 𝙎𝙪𝙗 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝗛𝗢𝗣𝗘𝗠𝗜𝗡 - بهم نگاه کن! منو می‌بینی؟ من با همین دست‌هام، با همین احساسم، با همین نبض ضعیفم، من با همین قلب خستم، تا ابد از تو محافظت می‌کنم~ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
𝗦𝗽𝗲𝗲𝗱 ᵃᵘ-ᵛᵉʳˢ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 4,006
  • WpVote
    Votes 671
  • WpPart
    Parts 10
بازی همیشه برای کسی که مسیر رو بلده یک نتیجه‌ی تکراری داره، برد. چیزی که قهرمان مسابقات فرمول یک بلدش بود و برای همین هفت‌سال پیاپی مقام قهرمانیش رو حفظ می‌کرد؛ بهش می‌گفتن فومو چون در پایان تک‌تک مسابقات باید از بین دودهایی که موتور ماشینش ایجاد کردن خارج می‌شد و اگر یکبار دیر می‌جنبید به مرگش ختم می‌شد. حالا برای فصل جدید مسابقاتش می‌خواستن موتوری رو طراحی کنن که با حداکثر سرعت و هزاران اسب بخار، آتش نگیره و آوازه‌ی این موتور رو توی ژاپن شنیده بود ولی نمی‌دونست با پا گذاشتن به ژاپن قراره گیر کوچکترین عضو خانواده‌ی یاکوزا که روانی ماشین‌هاست بیفته و باهاش معامله کنه!
Fuck You | Vkook by by_sar
by_sar
  • WpView
    Reads 91,483
  • WpVote
    Votes 13,121
  • WpPart
    Parts 25
[Completed] کیم تهیونگ یه مرد ایده‌آل و جنتلمنه که همراه نامزدش به جشن عروسیِ یکی از بهترین دوست های دوران دبیرستانش میره و چی می‌شه اگه اونجا اکسش جونگ‌کوک رو هم ببینه که دعوت شده؟ جئون جونگ‌کوک، پسری که صورت زیبا و رمانتیک بودنش زبان‌زد خاص و عام شده فقط یه نفر هست که ازش خوشش نمیاد، اکس دیوونه و وحشیش. و چه اتفاقی میوفته اگه سرنوشت دوباره اون دو نفر رو سر راه هم قرار بده؟ اما این‌بار به شیوه‌ی نوین و عجیب‌‌تری؟ + فاک‌یو تهیونگ تو همین الان اون زن رو کُشتی! _ اگه جاخالی نمی‌دادی اینطور نمی‌شد!! - عنوان: فاک‌یو. - وضعیت: کامل شده. - کاپل: ویکوک/نامجین. - ژانر: کمدی‌عاشقانه/ جنایی/ تخیلی/ زامبی. هشدار ❌ [داخلِ این داستان از الفاظ رکیک استفاده شده و محتویاتش مناسب برای هر سنینی نیست] 1 in teenfic 1 in طنز 1 in زامبی
KimSevil's Diary FM.  by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 1,820
  • WpVote
    Votes 338
  • WpPart
    Parts 3
"کیورِنسیا" :خونه ای که قابل اعتماد ترین خودت رو به نمایش میذاری... این استوری قراره یک دفترخاطرات مسخره و حوصله سر بر بشه... قراره دیالوگ آدمای پر حرف تو مغزم توش نوشته بشه... شاید بتونم بعدش بخوابم! احتمالا سخته ولی میخوام با صحیح ترین، واقعی ترین و قابل اعتماد ترین خودم رو به رو شم...و خوندنش رو پیشنهاد نمیکنم! میخوام که رو کاغذ بیارمش شما هم بیارین
Vɪᴏʟᴀᵏᵒᵒᵏᵛ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 12,854
  • WpVote
    Votes 2,446
  • WpPart
    Parts 14
توصیف زندگی توی دنیای ویولا، سه کلمه بود: خاکستر، برف، خون - داری برای مجازاتت بهم ایده میدی؟ جونگکوک فشارش رو از روی کتف های پسر کم کرد: - اونقدر ازت عصبانیم که نمیدونم باهات چیکار کنم ویولا. هیچ کس حتی نمیدونست تو چجوری از قصر رفتی. بار ها آدم فرستادم دنبالت ولی تو یاد گرفتی به اسم آدم های دیگه رستوران بزنی.. نه؟ نمیخواستی من رو ببینی. کم کم قلب تهیونگ داشت پر از غصه میشد. اشک به گوشه چشمش اومد و با پلک زدن هم برنگشت سرجاش. لبش لرزید: - اینطور نیست! * * * - سیب دوست داری ویولا؟ - سیبی که تو برام بچینی، شاهزاده. ژانر: کوکوی🥂تاریخیِ اروپایی🏰 عاشقانه🌨 انگست🌼ماجراجویی⚔️ Start: 10.10.1403 End: ?
Ai no DNA  by Bora444
Bora444
  • WpView
    Reads 10,932
  • WpVote
    Votes 1,278
  • WpPart
    Parts 17
سلام، من نویسنده فیکشن Ai no DNA هستم. این فیکشن از همه لحاظ با فیکشن هایی که خوندید تفاوت داره. از آشنایی گرفته تا عشق ... همه متفاوت از بقیه فیکشن هاست. امیدوارم از این فیکشن خوشتون بیاد. نویسنده: مین بورا
Echo of us[پژواکِ ما] by Sahera_ot7
Sahera_ot7
  • WpView
    Reads 2,343
  • WpVote
    Votes 248
  • WpPart
    Parts 37
هک؛ ماموریت؛ عشق؛ وقتی همه چیز به هم می‌ریزه تو می‌مونی و یه انتخاب سخت! --- تو دنیایی که هر قدمش پر از رمز و خطره، وقتی یه هکر نابغه وارد یک ماموریت مرموز می‌شه، همه چیز به هم می‌ریزه. اما وسط این بازی پر از راز و دروغ، چیزی که انتظارش رو نداشت پیدا می‌کنه: عشقی که نمی‌تونه نادیده بگیره. حالا باید بین دنیایی که ازش فرار می‌کنه و قلبی که بهش گره خورده؛ انتخاب سختی بکنه. ماموریت‌ها، رمزها و دشمنان کم نیستن، اما بزرگ‌ترین چالشش اینه که بتونه باور کنه عشقش واقعیه. این داستان یه سفره؛ سفری از تاریکی به سمت روشنایی، از شک و دودلی به سمت اعتماد و از تنهایی به سمت همراهی. هر قدمش پر از هیجان، خطر و البته حس‌های ناب... --- couple: Vkook Kookv Sope namjin #taekook#vers#pazhvak genre: action ; romance ; smut ; angst ; crime
Bloody Roses Of Heaven  by ARKAYOG
ARKAYOG
  • WpView
    Reads 2,444
  • WpVote
    Votes 475
  • WpPart
    Parts 5
در دوران امپراتوری زرد از سال 2698 قبل از میلاد یونگ لو امپراتور بزرگ چین؛ دارای یک پسر دو رگه ، که زیبایی خیره کننده اش چشم هر بیننده ای را معطوف خود می کرد و به لطافت شبنم های صبحگاهی بود شد اما یک چیز درباره این پسر درست نبود و همه آن پسر را شوم می نامیدند و از پادشاه خواستار نجات جانشان بودند... ᯓɴᴀᴍᴀ: Bloody roses of heaven ᯓᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Yizhan ( Yibo Top ✓ ) ᯓɢᴇɴᴇʀ :Vampire,Angst,Romance,Smut,Historical ᯓsᴛᴀʀᴛ ᴜᴘ : 1400/12/30 وضعیت : درحال آپ ( روزهای آپ شنبه ) 「 #Fic #bloodyrosesofheaven 」⁦ ─────────────── 「 너에게서 나를 발견하고 자랐어 」⁦ ⩩𝗪𝖺𝗇𝗀 𝗬𝗂𝖻𝗈𓈃𝗫𝗂𝖺𝗈 𝗭𝗁𝖺𝗇 𓂃ˑ ִ ֗ ⏱️ ִ ۫ ˑ
YOU'RE NOT MINE by jimsuminimin
jimsuminimin
  • WpView
    Reads 22,708
  • WpVote
    Votes 4,780
  • WpPart
    Parts 58
اون افسانه ی مسخره ی جفت حقیقی رو شنیدی؟ ازش متنفرم همه میدونن چقدر مزخرفه... البته که همچین چیزی وجود نداره... اما چرا وقتی بهش نگاه میکنم تمام افسانه های غیرواقعی برام واقعی میشن؟ 🤍🩶
Achmaz by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 93,516
  • WpVote
    Votes 8,284
  • WpPart
    Parts 11
جونگ‌کوک حتی فکرش رو هم نمی‌کرد نودفرستادن برای استاد کیمی که ازش متنفره، باعث بشه درگیر راز کثیف و غیرقابل‌تصور اون استاد بشه؛ چه برسه به اینکه بابت اون اشتباه، باید هر شب خسارتی بپردازه که زندگیش رو به دور از تصورش ببره! _داستان اینه وروجک؛ تو می‌خوای بدویی و من بیفتم دنبالت، منم دویدن رو خوب بلدم. - مگه موش و گربه‌ایم؟ _ تو شکار منی، منم شکارچی‌ام. - غذا نیستم من. اخم‌هاش رو توی هم کشید؛ به غرور پسرانه‌اش برخورده بود خب! اما مرد، خیره به لب‌های آویزون پسر که تبدیل شده بود نقطه‌ضعفش، گفت: _ اما خوشمزه‌ای. - معلومه که هستم! 𝅏 𝗡𝗮𝗺𝗲: Achmaz-Vkook 𝅏 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:‌ Comedy, Smut, BDSM, School life