𝘍𝘪𝘯𝘪𝘴𝘩𝘦𝘥⛓️
72 stories
‌𝆺𝅥𝇁𝇃𝇂 𝐒𝐡𝐞𝐥𝐭𝐞𝐫 𝇁𝇃𝇂‌𝆺𝅥 oleh Phantommoh
Phantommoh
  • WpView
    Membaca 5,738
  • WpVote
    Vote 921
  • WpPart
    Bab 20
وانگ ییبو یک مافیای قدرتمند در ایتالیاست و شیائو جان تحت عنوان ″معلم پیانو″ برای پسر کوچک وانگ ییبو، در عمارت او استخدام می‌شود. در طی یک داستان پر پیچ و خم و پرماجرا، شاهد این هستیم که چطور زندگی این دو نفر دستخوش تغییر و تحولات می‌شود. تغییراتی که ممکن است چندان خوب نباشند... ૢ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Phantom ૢ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Mafia, Romance, Smut, Angst, Drama ૢ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Yizhan (BJYX) ૢ𝐢𝐝.𝐓𝐞𝐥𝐞𝐠𝐫𝐚𝐦: @PhantomIuna
TWO DIFFRENT WORLD oleh SHIA_Eunoia
SHIA_Eunoia
  • WpView
    Membaca 2,131
  • WpVote
    Vote 462
  • WpPart
    Bab 4
˓▾ 𝐅ICTION: two diffrent world ˓▾ 𝐆ENRE: romance , smut , angst ˓▾ 𝐀UTHR: shia _فردا برو به کمپانی بگو میخوام رابطه ام با ژان رو علنی کنم و این دفعه نمیذارم کسی از هم جدامون کنه یا به ژان آسیبی بزنه. هیچی هم برام مهم نیست حتی اگه تا آخر عمرم نتونم دیگه توی این حیطه فعالیت کنم. همین که ژان کنارم باشه راضیم
‌𝆺𝅥𝇁𝇃𝇂 𝐌𝐢𝐝𝐧𝐢𝐠𝐡𝐭 ���𝇁𝇃𝇂‌𝆺𝅥 oleh Phantommoh
Phantommoh
  • WpView
    Membaca 632
  • WpVote
    Vote 75
  • WpPart
    Bab 1
ییبو پسریه که چندباری توسط شیائوجان دستگیر شده و با جان درگیر ماجراهای زیادی میشه... ૢ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Phantom ૢ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romance, Smut ૢ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Yizhan( BJYX ) ૢ𝐢𝐝.𝐓𝐞𝐥𝐞𝐠𝐫𝐚𝐦: @PhantomIuna
‌𝆺𝅥𝇁𝇃𝇂 𝐇𝐨𝐦𝐞𝐥𝐚𝐧𝐝 𝇁𝇃𝇂‌𝆺𝅥 oleh Phantommoh
Phantommoh
  • WpView
    Membaca 13,507
  • WpVote
    Vote 2,061
  • WpPart
    Bab 30
شیائوجان و وانگ ییبو نیمه شب توی خیابونی خلوت باهم رو به رو میشن. شیائوجان انیگمایی هستش که زندگیش بخاطر اتفاقات ناگواری دچار تغییر شده و دوران سختی رو پشت سر میذاره و سعی میکنه گذشته‌اش رو فراموش کنه. و وانگ ییبو آلفایی‌ هستش که وارث خاندان بزرگ وانگه. پسری که برای پدرش اهمیت زیادی داره. رابطه‌ی شیائوجان و وانگ ییبو شروع میشه ولی با شروع مشکلات زندگی کم کم همه چیز تغییر میکنه و روزی بدترین اتفاق برای آن دو پدر میفته که همه چیزو تغییر میده... ૢ𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Phantom ૢ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Omegaverse, Mpreg, Angst, Smut, Romance, Drama ૢ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: Yizhan (zsww) ૢ𝐢𝐝.𝐓𝐞𝐥𝐞𝐠𝐫𝐚𝐦: @PhantomIuna
ENCOUNTER oleh ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Membaca 32,358
  • WpVote
    Vote 7,562
  • WpPart
    Bab 52
─نام فیکشن:࿐🐺ENCOUNTER🐺࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، خون‌آشامی گرگینه‌، رومنس، فانتزی ─نویسنده: ᴋɪᴍɴɪᴇʟʟᴇ88 ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─روز آپ: 5 شنبه ─یک بار ییبوی ده ساله توله گرگی رو دید که داشت وارد جنگل می‌شد، تا زیر نور ماه کامل دنبالش کرد و وسط راه متوقف شدن. توله گرگ متوجه حضورش نشده بود و به بچه‌ آدمیزاد زیبایی تبدیل شد. روز بعد، دوباره همون اتفاق افتاد. این اتفاق تا چند روز بعد ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز دیگه ازش خبری نشد. پسر تا دیروقت منتظر موند اما حتی پرنده هم پر نمی‌زد. بعد از برگشت به خونه‌‌، مادرش رو مجروح و جنازه‌ی پدرش رو روی زمین دید. بعد مشخص شد که گرگینه‌ها به اونها حمله کردن. از اونموقع از تمام گرگینه‌ها متنفر شد اما نتونست پسربچه‌ی زیبایی که وسط جنگل دیده بود رو جز اونها قراره بده. بعد از گذشت 12 سال، همینطور که کینه‌ی دیرینه‌‌ای که نسبت به گرگینه‌ها داشت تو دلـش حمل می‌کرد، بین خوناشام‌ها تبدیل بهترین قاتل گرگینه‌ها شد، قاتلی که هیچوقت نه دست پلیس‌های آدمیزاد بهش رسید و نه دست گرگینه‌ها. اما یک روز بهش ماموریت داده شد تا یه گرگینه رو بکشه، یه گرگینه‌ی درجه‌ یک که خیلی از اونها رو کشته بود. اما ییبو موفق به انجام مامویتش میشه؟! ➥All rights reserved to the original
ะ𝗪𝗵𝗲𝗻 𝗪𝗲 𝗪𝗲𝗿𝗲 𝗪𝗮𝗹𝗹𝗳𝗹𝗼𝘄𝗲𝗿𝘀⥽ oleh ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Membaca 4,150
  • WpVote
    Vote 752
  • WpPart
    Bab 5
─نام فیکشنะ𝗪𝗵𝗲𝗻 𝗪𝗲 𝗪𝗲𝗿𝗲 𝗪𝗮𝗹𝗹𝗳𝗹𝗼𝘄𝗲𝗿࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امگاورس، اسمات، فلاف ─نویسنده: ʏɪɴ_ᴄʜɪ ─مترجم: ꜱᴇʙᴀꜱᴛɪᴀɴ ─وضعیت:Full ─شیائو ژان درست روز تولد سی سالگیش با قدرتی از خواب بیدار شد که هیچوقت تقاضا نکرده بود و حالا هم نمی‌خواست. هرچند شاید با یهویی نزدیک شدنـش به وانگ ییبو، کراش و همکار چندین ساله‌اش، این نفرین تبدیل به یه نعمت می‌شد! وانگ ییبو دستـش رو سمت شیائو ژان دراز کرد و بی صبرانه با تیله‌های تیره رنگ، نگاه عمیق و نافـذی بهش انداخت. شیائو ژان مطمئن بود اگه همین حالا دستـش رو نگیره دچار حمله‌ی قلبی میشه. یه فیک فوق‌العاده جذاب دیگه از نویسنده‌ی داستان "نصف سود، نصف ضرر"🔥✨ ➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
The Formula Of Love oleh YizhanHub
YizhanHub
  • WpView
    Membaca 3,404
  • WpVote
    Vote 628
  • WpPart
    Bab 16
گاهی با اشتباهاتمون درست‌ترین مسیرها رو پیدا می‌کنیم. گاهی خجالت‌آورترین لحظات، تبدیل به زیباترین لحظات می‌شن. گاهی اتفاقی که برای پاک کردنش تلاش می‌کنیم به احساسی‌ترین اتفاق زندگی تبدیل می‌شه. گاهی فرمول عشق چاشنی زندگی‌مون می‌شه و طعم تلخ مشکلات رو به شیرینی عشق تبدیل می‌کنه‌. نام: فرمول عشق نویسنده: Maede & Faaa تایپ: جان‌‌ تاپ ژانر: فلاف، عاشقانه، اسمات وضعیت: پایان‌یافته
A flower in winter (Complete)  oleh zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Membaca 132,732
  • WpVote
    Vote 21,905
  • WpPart
    Bab 46
امگایی که باید خوشبختی اش را بخاطر شاهزاده بودنش فدای کشور و خانواده اش کند و تن به ازدواج با آلفایی دهد، که سال ها با کینه ای آزار دهنده از امگاها، زندگی کرده است
  My deal with devil (one Shot)  oleh zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Membaca 1,050
  • WpVote
    Vote 209
  • WpPart
    Bab 1
اهریمنی که در هفت دریا درباره ش داستان سرایی می شد. همه می گفتن اگر خون کسی با سنگ سیاه یکی بشه اهریمنی احضار میشه و عمیق ترین آرزوهات رو برآورده می کنه. ناخدایی که کشتی و افرادش در حال بلعیده شدن توسط طوفانن و حاضره هر کاری برای نجاتشون انجام بده... هر کاری حتی اگه احضار اهریمن باشه
charmed(one Shot)  oleh zahrasuju
zahrasuju
  • WpView
    Membaca 1,089
  • WpVote
    Vote 209
  • WpPart
    Bab 1
- طلسم شده - ⊹ خلاصه داستان : دو قبیله که در پرورش قهرمانان زبانزد همه بودند مهربانی شجاعت فداکاری صلح دوستی از خصوصیات افراد این دو قبیله بود. البته جز وانگ ییبو و شیائو ژان آن ها نمی توانستند چیزی به نام صلح و دوستی را بین خودشان قبول کنند. آن دو از هم متنفر بودند و از هیچ فرصتی برای آزار یکدیگر دریغ نمی کردند. تا اینکه روزی هنگام شکار شبانه مجبور می شوند شب را در یک کلبه با هم بگذرانند اما چه اتفاقی می افتد اگر جادوگری که بدنبالش بودند برای سرگرمی کمی با آن ها بازی کند؟ چه اتفاقی می افتد اگر صبح عریان در آغوش هم بیدار شوند؟ و چه اتفاقی می افتد اگر مجبور باشند برای کشتن اهریمنی که قصد نابودی قبایل داشت با هم همکاری کنند؟ آیا می تونن دشمنی و رقابتشون رو کنار بزنن و با هم برای نجات مردم بجنگن؟ آیا خاطرات و اتفاقات اون شب باز هم براشون تکرار میشه؟