Leilamoosanejad's Reading List
165 cerita
Switching Body with Your Soulmate (Xicheng) oleh XichengLoverXX
XichengLoverXX
  • WpView
    Membaca 11,160
  • WpVote
    Vote 657
  • WpPart
    Bab 39
After a particularly difficult day of dealing with the pestering of his sect elders, Jiang Cheng spends his evening drinking. It wasn't like he couldn't let loose inside of Lotus Pier, there were plenty of disciples who would bring him back if his drunken self were to run off. Except, when he wakes up he's in an unfamiliar room. Not only that but he's not even in Yunmeng anymore. What could possibly be worse than not being in his own home? Not being in his own body. Taking on the role of sect leader Lan, Jiang Cheng wants to get back to his own body. Something which becomes exponentially more difficult after the Lan's uncle has him restrained for even mentioning traveling to Yunmeng. Even if he manages to get back to his original body, will he be able to fix the life-altering mess Lan Xichen caused whilst in his body? This story is a total of 39 Chapters . There will be a new chapter posted every Tuesday and Saturday (25/3 - 5/8).
It started with a whisper oleh Zerokuniscool
Zerokuniscool
  • WpView
    Membaca 196,800
  • WpVote
    Vote 6,867
  • WpPart
    Bab 25
Lan Shizui, Lan Jingyi, Ouyang Zizhen and Jin Ling were on a night hunt when Jinling, the troublemaker of the group ran into a magic array which may or may not have sent them back to when Wei Wuxian, Lan Zhan, Jin Zixuan, Jiang Cheng, Jiang Yanli, Lan Zhan and Lan Xichen were still attending Gusu Clan Lessons. Will the juniors be able to stop the tragic bloody future? Main Ships WangXian Xicheng (Jingyi is their adoptive child.) the peacock x Jiang Yanli Lan Shizui x Jin Ling Zizhen x Jingyi
Don't ever trust the DEVIL ver.2 oleh YasiSH83
YasiSH83
  • WpView
    Membaca 925
  • WpVote
    Vote 134
  • WpPart
    Bab 1
مربوط به وان شات don't ever trust the devil ورژن وانگشیان این ورژن شیچنگ ـه
moon stone ( سنگ ماه) oleh Fmf_yizhan
Fmf_yizhan
  • WpView
    Membaca 10,085
  • WpVote
    Vote 1,542
  • WpPart
    Bab 43
عشقی میان امگایی زیبا و ولیعد کشورش... سختی هایی که در این مسیر بر سر راهشان ایجاد می شود. 🦋 امپراطور سهون که قصد دارد از فرزند و همسرش مراقبت کند... شیائو جان که به هیچ عنوان‌نمی تواند از وانگ ییبو دست بردارد... عاشقانه ای در دل دو امپراطوری بزرگ چین و کره ... ⛩️ 🏯 🪷 ♡~جان تاپ 🌠~♡ ژانر : اسمات، امگاورس، امپرگ، انگست، رمنس ، تاریخی
𓆩Maleficent𓆪 oleh ii_Anii
ii_Anii
  • WpView
    Membaca 181
  • WpVote
    Vote 33
  • WpPart
    Bab 4
همه‌تون قصه‌ی زندگیِ پرنس جونگ‌کوکِ زیبا و ملیفیسنتِ بدجنس رو شنیدین؛ اما چی می‌شه اگه داستان اون‌طور که برامون تعریف کردن، نباشه؟ «وقتشه مورز رو بهت نشون بدم هیولا کوچولو.» «نگران نباش پاپی، من الان بزرگ شدم و فهمیدم که تو معشوقمی، نه پدرخوانده‌ام.» ᯏ𝑵𝒂𝒎𝒆: Maleficent🩶𔐬 ᯏ𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: Vkook ᯏ𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance, Fantasy
𝗥𝘂𝗻𝗮𝘄𝗮𝘆 𝗕𝗿𝗶𝗱𝗲 | ᴋᴏᴏᴋᴠ oleh ituhide
ituhide
  • WpView
    Membaca 901,159
  • WpVote
    Vote 110,742
  • WpPart
    Bab 32
[Completed] جونگ کوک تمام عمرش دنبال جفتش می گشت ولی هیچ وقت انتظارشو نداشت وقتی پشت چراغ قرمز داخل ولووی قرمزش نشسته اون امگای لعنتی با کت و شلوار سفید عروسیش توی ماشین بپره و داد بزنه "گاز بده!" ______________ -[با فکی قفل شده به چشم های معذب پسر کوچیک تر خیره شد. - گذاشتی... مارکت کنه...؟ شمرده شمرده و با صدای سردی پرسید و قدم های آرومشو به سمت تهیونگ برداشت. - گذاشتی امگای منو مارک کنه؟ با نیشخند زهرآگینی پرسید و تهیونگ درحالی که لبشو می گزید با استرس دستشو روی گردنش گذاشت تا مارک کمرنگش رو پنهان ‌کنه. این جونگ کوک رو حتی بیشتر عصبی کرد. - حالا چیکارت کنم؟ یا نه... چطوری بکنم؟]- 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕, 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭, 𝐌𝐩𝐞𝐫𝐠, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,+𝟏𝟖 "روز آپ: دوشنبه ها" 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
 با من شراب بنوش oleh Draken88eren
Draken88eren
  • WpView
    Membaca 4,824
  • WpVote
    Vote 712
  • WpPart
    Bab 10
+جفت من شو _ها؟ جانم؟ چی چی؟ +گفتم جفت من شو +ولم کن دادا تو حالت خوش نیست،تو که فقط امروز من و دیدی،چه جفت شدنی :P کاپل:وانگشیان ژانر: امگاورس،اسمات
I'M YOUR ALPHA oleh lili_y20
lili_y20
  • WpView
    Membaca 139,725
  • WpVote
    Vote 21,942
  • WpPart
    Bab 44
هر امگایی آرزوشه جفتش رو ملاقات کنه. یه جفت قوی که مراقب امگا و توله‌هاشونه. احتمالا یه آلفا جذاب و قدرتمند. اما چی می‌شه اگه جفت امگای داستان ما اونی نباشه انتظارش رو داشته؟! کاپل: ییژان ژانر: درام، فانتزی، امگاورس، اسمات ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄 بخشی از داستان: [+باید بفهمه متعلق به کیه و اینجا براش بهترین جاست... باید مطیع بشه... _ولی اون مطیع تو نمی‌شه..‌. اون جفت داره پیوند خورده خودت که بهتر می‌دونی..‌. با این کارا فقط عذابش می‌دی... گرگش همین الانم به خاطر وضع جسمی‌ش و اتفاقاتی که براش افتاده از نظر روحی آسیب دیده... اذیتش نکن... +کافیه گفتم که نگران نباش..‌. من مطیعش می‌کنم...]
Mondlicht Kookv oleh llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Membaca 82,132
  • WpVote
    Vote 14,175
  • WpPart
    Bab 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
True love oleh sara_010101
sara_010101
  • WpView
    Membaca 1,018
  • WpVote
    Vote 127
  • WpPart
    Bab 11
لازم نیست روی اسیب پذیرتو به کل دنیا نشون بدی نیاز نیست خود واقعیت رو برای همگان فاش کنی یک نفر هم میتونه کافی باشه پیش یک نفر خودت باش پیش یک نفر زندگی کن .... به خودت اجازه نفس کشیدن بده با اون یه نفر که زنده باشی دیگه اهمیت نمیدی اطرافت چی میگذره تمام فکر و ذهنت معطوف اون میشه سنگ روی سینت برداشته میشه و حس میکنی بالاخره ازادی این رو از خودت نگیر این حق رو از خودت سلب نکن وان یین... التماست میکنم