Yizhan
17 Geschichten
It started with a whisper von Zerokuniscool
Zerokuniscool
  • WpView
    GELESEN 196,826
  • WpVote
    Stimmen 6,867
  • WpPart
    Teile 25
Lan Shizui, Lan Jingyi, Ouyang Zizhen and Jin Ling were on a night hunt when Jinling, the troublemaker of the group ran into a magic array which may or may not have sent them back to when Wei Wuxian, Lan Zhan, Jin Zixuan, Jiang Cheng, Jiang Yanli, Lan Zhan and Lan Xichen were still attending Gusu Clan Lessons. Will the juniors be able to stop the tragic bloody future? Main Ships WangXian Xicheng (Jingyi is their adoptive child.) the peacock x Jiang Yanli Lan Shizui x Jin Ling Zizhen x Jingyi
Don't ever trust the DEVIL ver.2 von YasiSH83
YasiSH83
  • WpView
    GELESEN 925
  • WpVote
    Stimmen 134
  • WpPart
    Teile 1
مربوط به وان شات don't ever trust the devil ورژن وانگشیان این ورژن شیچنگ ـه
 با من شراب بنوش von Draken88eren
Draken88eren
  • WpView
    GELESEN 4,825
  • WpVote
    Stimmen 712
  • WpPart
    Teile 10
+جفت من شو _ها؟ جانم؟ چی چی؟ +گفتم جفت من شو +ولم کن دادا تو حالت خوش نیست،تو که فقط امروز من و دیدی،چه جفت شدنی :P کاپل:وانگشیان ژانر: امگاورس،اسمات
I'M YOUR ALPHA von lili_y20
lili_y20
  • WpView
    GELESEN 139,725
  • WpVote
    Stimmen 21,942
  • WpPart
    Teile 44
هر امگایی آرزوشه جفتش رو ملاقات کنه. یه جفت قوی که مراقب امگا و توله‌هاشونه. احتمالا یه آلفا جذاب و قدرتمند. اما چی می‌شه اگه جفت امگای داستان ما اونی نباشه انتظارش رو داشته؟! کاپل: ییژان ژانر: درام، فانتزی، امگاورس، اسمات ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄 بخشی از داستان: [+باید بفهمه متعلق به کیه و اینجا براش بهترین جاست... باید مطیع بشه... _ولی اون مطیع تو نمی‌شه..‌. اون جفت داره پیوند خورده خودت که بهتر می‌دونی..‌. با این کارا فقط عذابش می‌دی... گرگش همین الانم به خاطر وضع جسمی‌ش و اتفاقاتی که براش افتاده از نظر روحی آسیب دیده... اذیتش نکن... +کافیه گفتم که نگران نباش..‌. من مطیعش می‌کنم...]
The Alpha's Soulmate |wangxian  von Sara0m0a
Sara0m0a
  • WpView
    GELESEN 2,830
  • WpVote
    Stimmen 446
  • WpPart
    Teile 14
زمانی که وی وو وشیان نیمی از تالی ببر یین رو از بین برد، مرد. خب.... لا اقل اون فکر می کرد مرده ، اما انتظار نداشت که دوباره توی بدن پانزده سالش در اسکله لوتوس بیدار بشه. اما یه چیز متفاوت بود. به نظر می رسید دنیایی که در حال حاضر توش گیر افتاده، یه جور دنیای موازیه و جنسیت ها پیچیده تر از زن و مرد هستند. Couple: لان ژان | لان وانگجی/وی یینگ | وی ووشیان ⭕️هشدار:این ناول MM هست.(یائویی) که شامل: صحنه های نامناسب، Mpreg(بارداری مردان) و امگاورس هست. 🛑فن فیک انگویئنگ هست❗️
crossroads fate / چهارراه سرنوشت von Lotus_WX_YX
Lotus_WX_YX
  • WpView
    GELESEN 21,283
  • WpVote
    Stimmen 4,605
  • WpPart
    Teile 85
✔️ به شرکت برندینگ گوسو خوش اومدید. دو برادر امگا و نخبه مقابل دو برادر آلفا و جذاب شرکت گوسو چه چیزهایی برای گفتن داره؟ داستانی مهیج و بی نظیر
The Stars Of Our Destiny von lili_y20
lili_y20
  • WpView
    GELESEN 8,809
  • WpVote
    Stimmen 1,429
  • WpPart
    Teile 18
شاهزاده امگایی که از آلفاها متنفره اما تو عجیب‌ترین اتفاق ممکن جفتش رو پیدا می‌کنه... الهه ماه چه تقدیری رو برای آلفاها و امگاهایی رقم می‌زنه که سعی دارن جفت‌هاشون رو پس بزنن؟! ژانر: تاریخی، درام، امگاورس، اسمات کاپل: ییژان ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄
𝙢𝙮 𝙡𝙤𝙫𝙚𝙡𝙮 𝙛𝙖𝙢𝙞𝙡𝙮 (Completed) von Sahel328
Sahel328
  • WpView
    GELESEN 64,934
  • WpVote
    Stimmen 12,524
  • WpPart
    Teile 57
• عنوان: خانواده‌ی دوست‌داشتنیِ من • جان تاپ، امگاورس، امپرگ، عاشقانه، اسمات. شیائو جان، آلفایی که به دلیل بالا رفتن سنش و اصرارهای بیش از حد پدر و مادرش مجبور به ازدواج با امگایی می‌شه که زندگی سرد و بی‌حوصله‌ش رو با وجودش گرم و رنگین‌کمونی می‌کنه. "کامل شده"
My Alpha, My Lord von lili_y20
lili_y20
  • WpView
    GELESEN 122,494
  • WpVote
    Stimmen 21,568
  • WpPart
    Teile 47
یه ولیعهد امگا که باید با پسرعموی آلفاش که تا حالا ندیدتش ازدواج کنه و پادشاهی رو بهش بده، این تنها راه زنده موندنشه...! ژانر: تاریخی، درام، امگاورس، اسمات کاپل: ییژان ***توجه*** این داستان برداشتی آزاد از رابطه بین کاپل‌هاست و هیچ ارتباطی با واقعیت نداره!🙄 قسمتی از داستان: [لب‌هاش فقط یه نفس با ژان فاصله داشتن که متوقف شد و تو همون حالت آروم گفت: +ژان؟! ژان خجالت‌زده و مست از رفتار ملایم آلفاش گفت: _ب...بله..‌. سر... سرورم؟ +این لب‌ها... قبلا... لمس شدن؟! ژان متعجب و مبهوت گفت: _سر... سرورم... هی...هیچ..‌‌. کس... تا حالا... طوری که شما... لمسم می‌کنید... من رو... لمس... نکرده... با شنیدن این حرف، گرگ ییبو غرش سرشار از غروری کرد ‌که گرگ ژان رو خوشحال می‌کرد...]
The Fairy And His Human (Multishot) von song-of-dark-cloud
song-of-dark-cloud
  • WpView
    GELESEN 94
  • WpVote
    Stimmen 15
  • WpPart
    Teile 1
ـ چرا باید یه ادمو تو جعبه میاوردین اینجا؟ ـ خب معلومه. هدیه تولدم توی جعبه بوده. که ظاهرا با تو اشتباه شده. ـ یعنی.. چی؟ جان لبخند زد: تو انسان خونگی منی.