beauty beauty and beauty
5 stories
𝐈 𝐃��𝐨𝐧'𝐭 𝐖𝐚𝐧𝐭 𝐚 𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐑𝐨𝐬𝐞 by _KimKameh_
_KimKameh_
  • WpView
    Reads 293
  • WpVote
    Votes 22
  • WpPart
    Parts 1
꒰I Don't Want a Black Rose꒱ «خونه درحال حاضر جایی بود که همشون بهش احساس نیاز می‌کردن. جایی که میتونستن به‌دور از این هیاهو و شلوغی‌ها زیر پتو یا تو کمد قایم بشن تا دست هیچ احدی بهشون نرسه.» 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Hyunin 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, Slice of life -OneShot-
La Liorona "Hyunin" by PurpleHyuninAcinth
PurpleHyuninAcinth
  • WpView
    Reads 173
  • WpVote
    Votes 14
  • WpPart
    Parts 1
#One shut "یورونا" Couple; Hyunin Genre; Romance, Angst جونگین(یورونا) روح سرگردونیه که شب ها، کنار رودخونه غم انگیزو پر تلاطمی که آخرین بار جسد بی جونش اونجا پیدا شد، پرسه میزنه! اون به خاطر عشق از دست رفته اش فریاد میکشه و میخواد که به زندگی که به ناحق ازش گرفته شده برگرده! "یورونا؛ مرا به همان رودخانه ببر! و صورتم را میان پر کلاغی های ابریشمی و خوش عطرت پنهان کن! چرا که دارم میمیرم، از سرمای آغوشی که تورا درحصارش خالی دارد." حتما به همراه این موسیقی بخونیدش; "La Liorona (Cavela Vargas)"
black pearl by ronayeari
ronayeari
  • WpView
    Reads 13,771
  • WpVote
    Votes 2,155
  • WpPart
    Parts 38
این امپراطوری به یک جانشین نخست وزیری نیاز داشت، مقامی که دو فرد یک خاندان بر سرش جنگ داشتند، همه چیز از همین جنگ شروع شد. مین یونگی و کیم تهیونگ، دو آلفای خاندان مین، کسانی بودند که در صف اول نامزد های جانشینی نخست وزیری بودند. همه چیز از یک جنگ بر سر قدرت شروع شد. اما... هیچ چیز همانطور نمی‌ماند، رقابت سست می‌شود و حاصلش چیزی جز بدیمنی نخواهد بود.. #black_pearl #مروارید_سیاه
𝙈𝙮 𝙨𝙚𝙘𝙤𝙣𝙙 𝙡𝙤𝙫𝙚𝙧 by Magi_know
Magi_know
  • WpView
    Reads 377
  • WpVote
    Votes 71
  • WpPart
    Parts 1
[completed] " نوار کاست روی میز رو داخل ضبط گذاشت . زمزمه وار با اهنگ میخوند . همچیز یادش بود ، خانوادش ، دوستاش ، زندگیش و حتی این آهنگ اما پسر زیبایی که روی تخت دراز کشیده بود رو نه . " کاپل : سونسون ژانر : رومنس ، انگست ، فلاف
•|Sweet Ecstasy|•     :     •|خلسه شیرین|•     ‌ by ShinyArmyOT7
ShinyArmyOT7
  • WpView
    Reads 8,912
  • WpVote
    Votes 1,874
  • WpPart
    Parts 34
وقتی ک شب شروع شد.. ماه اغاز گر تمام عشق پاک وجودم بود ...با من همدردی میکرد و میگذاشت تا ستاره ها درخشش طولانی ای داشته باشند..هیچکس متوجه اشک های ماه که در پشت ابر های سیاه بارانی میریخت، نمیشد... هیچکس بجز ماه متوجه گریه های من در داخل مخفی گاه گوچکم نمیشد.. ستاره های کوچک و بزرگ چشمک های ریز و درشت میزدند... ماه تلخند میزد و میگذاشت اشک هایش همراه اشک هایم جاری شوند... شاید فرزند ماه بودن سخت بود...اما اشکهای پدرم برای عشق نافرجام من میریخت :) •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• فرزند ماه، اسم مستعاد نویسنده ای ک چند سال پیش همسرش میمیره، و کاملا میشکنه و قبلش خورد میشه، شروع ب نوشتن کتابها و شعرهایی میکنه و میزاره بقیه داستان عشق نافرجامش رو بفهمن...یونگی، پسر مونعنایی ، این کتاب هارو میخونه و درهای بزرگ و روشنی ب روش باز میشه...با فرزند ماه همدردی و زیر نور ماه گریه میکنه و ب مرور میفهمه قبلش فقط برای فرزند ماه هست ک میتپه...اما چی میشه اگر فردی بنام کیم تهیونگ وارد زندگیش بشه و پسر مونعنایی ندونه بین فرزند ماه و کیم تهیونگ، عاشق کدوم بشه...ایا همزمان میشه عاشق دونفر بود؟ یا اون دونفر درواقع ینفر هستن؟! ‌•°•°•°•°•°•°•°•°•°••°•°•°•°•°•°•°• فنفیکش کامل شده هست. ژانر: رومنس،poetry، BL