moona_sleepy's Reading List
23 stories
V in whish site | Taekook Kookv by nayayanuo
nayayanuo
  • WpView
    Reads 5,238
  • WpVote
    Votes 549
  • WpPart
    Parts 6
فیک چت - اتمام یافته. couple: #Taekook / #KookV Genre: Romance, Fluff, Gen, slice of life توی دو سال اخیر، سایتی به وجود اومده بود که رویای هرکسی بود؛ سایتی که آرزوها رو برآورده می‌کرد. تهیونگ یه اسپانسر همیشگی داشت که زودتر از همه به آرزوهاش رسیدگی می‌کرد؛ کسی که تهیونگ، شوگر ددی صداش می‌زد. و حالا، دقیقا زمانی که تهیونگ یه ویدیو از جونگ‌کوکِ کادوپیچ شده توی صفحه‌ش گذاشته بود و توی کپشن نوشته بود: لطفا آیدولم رو بهم هدیه بدید، اسپانسر همیشگی زیر ویدیو براش کامنت گذاشت: نمی‌دونستم جز کادوهای همیشگی خودم هم می‌خوای، چاگی!
「  Last Wish  」 by GyujunCore
GyujunCore
  • WpView
    Reads 8,873
  • WpVote
    Votes 1,767
  • WpPart
    Parts 32
🤍︙بومگيو زندگیِ آرومي نداشت؛ اما حداقلش اين بود كه اتفاقِ غير طبيعی‌ای براش رخ نميداد. البته... تا قبل از اينكه صداش موقعی كه برای نابودی جهان آرزو می‌كرد، به گوشِ موجود انسان نما برسه و در كمالِ ناباوری، اون برای برآورده كردنِ اين آرزوش، پيش قدم شه... by︙marnnie & goldie genre︙angst - romance - fantasy - smut [ tel︙@GyujunCore ]
Next to you by boyfr1
boyfr1
  • WpView
    Reads 309
  • WpVote
    Votes 76
  • WpPart
    Parts 9
نزدیک نیمه‌شب، یونجون پسربچه‌ای بی‌پناه و خسته رو از خیابون نجات می‌ده و به خونه‌ی خودش می‌بَره. اما کی فکر می‌کرد شبی که فقط با یک کمک ساده شروع شد، آینده‌ی هر دوی اون‌ها رو عوض کنه؟ ☆̸ ׄ ྀིׅׄ ⊹ 𓂃𓈒 ❀ ۫ ִ 𓈒‌  𔓘生きがい ִֶָ ◞ Writer : the_wolfland . In Telegram
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 659,102
  • WpVote
    Votes 55,817
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
Freesia  [vkook] by Aivavk
Aivavk
  • WpView
    Reads 125,497
  • WpVote
    Votes 17,129
  • WpPart
    Parts 30
جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... t.me:Aivavk تایم آپ: چهارشنبه ها ، منظم نیست!
✨️Elodie✨️ || by mahrbi
mahrbi
  • WpView
    Reads 6,543
  • WpVote
    Votes 1,319
  • WpPart
    Parts 25
|در حال آپ| اِلودی، نیمه‌خدایی که به خاطر ماموریت زمینی به شکل انسان متولد میشه و سال‌ها طول می‌کشد تا همکارش را پیدا کنه. چون دوستش داخل جسم اشتباهی به دنیا اومده و برای جبران این اشتباه، باید به دنبالِ کالبدی بدون روح، بگرده... ❌️توضیحات تکمیلی❌️ اِلودی داستان عاشقانه یکی از کاپل های فرعی رمان لایتر که برای درک کامل و بهتر، مطالعه هر دو کتاب توصیه میشه... * اتفاقات این جلد، به ۱ سال قبل از جریانات لایتر بر میگرده... ● گی ورس کاپل ● عاشقانه، فانتزی، ماجراجویی، اسمات ✨️✨️✨️ هر کامنت یا وت بهم انگیزه ی نوشتن میده. دوستتون دارم❤️❤️ tlg channel: novellighter #عاشقانه ، #روانشناسی ، #علمی تخیلی ، #یائویی ، #گی #فیک #فیکشن #ایرانی #gay #yaoei #boyxboy #fantasy #love #bl #romantic #gaystory #scifi
His To Ruin | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 80,236
  • WpVote
    Votes 10,924
  • WpPart
    Parts 23
دو نوع انسان تو دنیای جئون جونگکوک وجود داشت. اونایی که ازش وحشت می‌کردن و اونایی که زخمی می‌شدن چون فکر می‌کردن نیازی به ترسیدن نیست. اون سرد بود و محاسبه‌گر، جوان‌ترین رئیس مافیا، با دست‌های تتو شده و چشم‌هایی مثل یخ. جونگکوک با دیدن التماس و خونریزی آدم‌ها تکون هم نمی‌خورد. خیلی وقت بود که شکسته بود. و بعد کیم تهیونگ اومد. با پلیورهای نرم و ناز، شکلات‌‌های تمشکی، و سوال‌هایی که هیچکس جرات پرسیدنشون رو نداشت. "چرا سوکجین هیونگ گفت می‌خوای من رو بخوری؟ آدم‌ها رو گاز میگیری؟" جونگکوک نمی‌دونست که می‌خواست از اون پسر محافظت کنه، یا نابودش کنه تا فقط نزدیک نگهش داره. Couple: Kookv. Genre: Romance, mafia, comedy, smut. Author: MaryBTS2013. Translator: Asal. روزهای آپ: دوشنبه و پنجشنبه ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (MaryBTS2013), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 96,380
  • WpVote
    Votes 9,791
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Solivagant by Saaba9407
Saaba9407
  • WpView
    Reads 123,478
  • WpVote
    Votes 17,694
  • WpPart
    Parts 59
تهیونگ‌برادر ناتنی نامجونه با این که از یک خون نیستن اما عمیقا بهم نزدیکن جونگکوک پسرک دوس داشتنی پدرش یعنی کیم‌نامجونه و چی می شه اگه تویه مسافرت تفریحی بزرگ خانواده کیم به قتل برسن؟ و تنها چیزی که برای کیم‌تهیونگ سرما خورده ای که به مسافرت نرفته باقی مونده ثروت بزرگ و یادگار برادرش جونگکوک کوچولوی هفت سالس که دیگه نمی تونه روی پاهای کوچولو و قشنگش بدو و مجبوره روی ویلچر بشینه در حالی که تهیونگ خودش فقط شونزده سال سن داره چندین سال گذشته و حالا کیم‌تهیونگ شونزده ساله بیست و شش سالشه و جونگکوک کوچولوش هفده ساله شده تهیونگ قدرتمنده و باهوشش تونسته ثروت خانوادگیشو حفظ کنه و حتی بیشترش هم بکنه اما هرگز‌موفق نمی شه جونگکوک رو ترقیب به دنبال کردن مراحل درمان بکنه چی می شه اگه تهیونگ‌بفهمه برادر زاده برادر ناتنیش و تنها الماس باقی مونده براش به اون احساساتی داره و از ترسش اون هارو پنهان می کنه؟ چی می شه اگه جونگکوک از شدت علاقه به عموی غیر همخونش مریض بشه و بعد از کلی پزشک فقط یک راه درمان‌باشه؟ کیم تهیونگ
𝐘𝐨𝐮 𝐒𝐦𝐞𝐥𝐥 𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐒𝐩𝐫𝐢𝐧𝐠  by Negin2773
Negin2773
  • WpView
    Reads 84,500
  • WpVote
    Votes 9,940
  • WpPart
    Parts 32
❀ تو بوی بهار میدی ❀ 💢فول شده💢 کاپل = تهکوک/ نامجین/سپ ژانر =امگاورس،فلاف، کمدی،اسمات،روزمره نویسنده=نیلماه ✨️داستان از اونجایی شروع میشه که جونگکوک مغازه ی گل فروشی خودش و باز می‌کنه و برگه ی جدیدی توی دفتر زندگیش ورق میخوره +اما این خیلی بیشتر از پنجاه هزاروونه تهیونگ چشمای خمارش از لبخندی که زد خط شد و سرشو اروم تکون داد و گفت ~ نفرمایید شما با اینکه تایم کاریتون تموم شده بود بخاطر درخواست من با وجود خستگیتون ایستادین و برای من دسته گل درست کردین قابلتون هم نداره جونگکوک از جنتلمن بودن مرد حیرت زده شده بود و ته دلش قیلی ویلی میرفت تو دلش آروم گفت کوفت جفتت شی به حق الهه ی ماه چقدر خاصی آخه مرد ❗️این فیکشن کاملا روزمره است و ساده خیلی دراما نداره و صرفا برای حال خوب کردن شما چنل= @taekookwattpad2025