• Name: AlmostNever
• Couple: Vkook
• Writer: Kim
• Update: Thu
• Summary:
زندگی و مرگ، انرژی و آرامش، کارهایی که انجام دادم و انجام میدادم اگر میتونستم، ارزشش رو داشت. جاهایی قدم گذاشتم که فقط تو رویا به واقعیت تبدیل میشه. خاطراتی دارم که آرزوی خیلیهاست، آرزوهایی داشتم که خاطرات خیلیها بود. ارزشش رو داشت. همراه جریان تغییر کردن با تغییر کردن بخاطر جریان فرق داره.
هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره.شب تولد 29 سالگی تهیونگ، شبیـه که تصمیم میگیره به زندگیش پایان بده و جونگکوک رو برای همیشه تنها بزاره.
______________________________________
"انگار لحظات ارزشمندش مثل سنجاقکهای بهاری به سرعت از توی هوا میگذشتن و اگه میخواست اونها رو بگیره و مزه مزهشون کنه، باید بلندتر پرواز میکرد."
- اما آخه عزیزم! عزیزم! عزیزم!
- بو کن منو، بوی تورو میدم...
- بوی - تورو - می - دم.
ژانر : انگست،رمنس، روانشناختی ،اسمات،معمایی
کاپل : کوکوی
نویسنده : Humoon (سارای)
ردهی سنی : 14+
_ با الهام گرفتن از افسردگی
شروع : 1400/09/10
پایان : 1401/05/19