ترجمه بر اساس رمان اصلي
آسمان : عزيزاي دل اين رمان رو يكي از دوستان من و تيم اشون اماده كردن. من توي پيج ام اپ ميكنم هم جهت صرفه جويي و هم اينكه اگر دوست داشتيد دنبالش كنيد.
چنل تلگرامي : @FictionLand_farsi
خلاصه :پسر دوم مافیا، کین آناکین، توسط یک دشمن مورد حمله قرار می گیرد و باعث می شود که از دست آنها فرار کند تا اینکه با پورش پیچایا - دانشجوی جوانی که به عنوان پیشخدمت پاره وقت در یک موسسه سرگرمی استخدام شده بود، ملاقات می کند. پورش این صحنه را در مرکز تفریحی دید اما توجه چندانی نکرد
كين از او خواست به او كمك كن اما
اما مقداری در ازای آن وجود دارد. پورش که بهترین مدرک هنرهای رزمی را دارد و قهرمان ملی جودو است، تصمیم می گیرد درگیر شود و به کین کمک می کند تا فرار کند. کین به دلیل مهارت های رزمی کوبنده اش، می خواهد پورش را به عنوان محافظ شخصی خود استخدام کند.
کین پیشنهاد داد. اگر پورش می توانست او را از دست دشمنانش نجات دهد، به یک پورش مقدار پول خاص پرداخت می کرد که با مخالفت و رد کین مواجه شد، که هر کاری برای رسیدن به خواسته او انجام می داد. پس از وحشت دشمنان و خویشاوندان کین، او چاره ای جز موافقت نداشت.
مسئله سکس نیست! ::::....
اونها، دو تا بیمار جنسی بودند...
و فکر میکردند هیچ چیز ممکن نیست از سکس اونها جذاب تر باشه!
ولی حالا هیچ چیز اونطور که فکر میکردند پیش نرفته بود....
و داستانی که خیلی وقت پیش فکر میکردند قراره دَرِش "همه چیز درباره ی سکس باشه" ، حالا به همه شون فهمونده بود که "مسئله هیچوقت سکس نبوده!"
~°~°~°~
ژانر :
( روانشناسی جنسی / سمات / فاکینگ کمدی / رمنتیک / درام / اکشن / ... )
کاپلز :
اصلی ◀ یونمین - تهکوک
فرعی ◀ نامجین
خونه رو ترک کردم.
تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد.
بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم.
از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم
برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک
جئون جونگ کوک
پسری که خانواده ش رهاش کردن و توی یه روستا بزرگ شده و بعد بعنوان برده به پادشاه فروخته میشه...
و دقیقا کدوم پادشاه وقتی چوسان روی دست شاهزاده ی خوناشام ارباب کیم میچرخه... کسی که همه از شنیدن اسمش وحشت دارن!
و درست وقتیکه کیم تهیونگ میخواد از خونش استفاده کنه میفهمه که اون یه دورگه ی خوناشامه!
_باید تبدیل بشه... وگرنه میمیره!
اگه به این ژانر علاقه دارین میتونین این داستانو امتحان کنین♡ با ورود شخصیتای جدید فیک مهیج تر میشه♡ بنا بر این از دستش ندین♡
#vkook
#yoonmin
#namjin
Best rankings
#1 teahyung🎖
#1 comedy🎖
#1 jungkook🎖
#2 bangtan⛧
#3 romance✔
#6 namjin✔
#4 vkook✔
#6 yoonmin✅
#22 bts✅
# 1 نامجین🎖
# 1 جونگ کوک🎖
# 1 بنگتن🎖
# 1 تهیونگ🎖
# 2 یونمین⛧
# 2 ویکوک⛧
# 7 فارسی✔
《 شورش 》
فصل دوم فیکشنِ "شاهدخت"
برای جیمین، همه چیز فقط از نیازمندی و بیچارگی خودش و خانوادهش شروع شده بود...
اما کسی چه میدونه؟ شاید اگه از همون اول میدونست قراره از وسطِ بزرگترین خیانت های سلطنتی و براندازهای بیرحمانه ی سیاست سر در بیاره، شاید همون نیازمندی و بیچارگی رو ترجیح میداد!
~.~
~.~.~
(⛔این فیکشن با کاپل اصلی Teakook هم توی همین اکانت با همین اسم وجود داره⛔)
~.~
~.~.~
ژانر :
( سلطنتی-کلاسیک / سمات / رمنتیک / درام / طنز /... )
کاپل(ها) :
اصلی ◀ یونمین
زمانی فهمیدم یک گناهکارم که به امگا بودنم پیبردم. با متولد شدنم به عنوان یک امگا، بزرگترین گناه عمرم رو مرتکب شدم. اما وقتی دست خودم نبود که چطور متولد بشم، آیا عادلانه بود که از طرف خانوادهم به گناهکار بودن متهم بشم؟ و اگه این تقصیر منه...کاش اونهایی که به اختیار خودشون یک آلفا متولد شدن بهم بگن که دقیقا کجای راهو اشتباه رفتم؟
پ-ج
____________
زمین میچرخه، مرزها میشکنن، آدما عوض میشن، همه چیز امکان پذیره حتی تغییر کردن من! آتیش خشمم با قطرات شفاف صدای تو خاموش شد و به آرومی تغییر کردم. تو اینکارو کردی و من یه عمر مدیون آرامشی که الههی ماه بهم اعطا کرده میمونم. آرامشی از جنس لطافت و ظرافت. آرامشی از جنس تو، امگای کریستالی من!
م_ی
💎کاپل اصلی:یونمین
💎کاپل دوم:ویکوک/کوکوی (ورس)
(پ.ن:نوشتم کاپل دوم چون یه موچولو مونده بود جزء کاپلای اصلی باشن. در حد فرعی نبینیدشون:))
💎ژانر: امگاورس / انگست/ امپرگ / رومنس
(به گفتهی خوانندهها، کمدی! به علت ناتوانی انجل در کنترل خود برای طنز ننوشتن:[ انگست+کمدی=خطر ترک خوردن؟!؟!)
[Completed]
༺شاهدُخت༻
جیمین از مرد بودن شرمی نداشت...
از یک مردِ متفاوت بودن هم شرمی نداشت.
اما نمیتونست بشینه و ببینه که تک تک اعضای خانواده ش جلوی چشم هاش پر پر میشند!
پس توی دنیای لباس های پر زرق و برق و جواهرات گرون قیمت غرق شد و خودش رو به جای یک دختر جا زد و پا به قصرِ سلطنتی گذاشت... اما هیچوقت فکر نمیکرد شاهزاده ی کشورش به هویتِ دروغینِش دل ببنده!
لعنت... اون حتی یک دختر هم نبود!
~.~
~.~.~
(⛔این فیکشن با کاپل اصلی Taekook هم توی همین اکانت با همین اسم وجود داره⛔)
~.~
~.~.~
ژانر :
( سلطنتی-کلاسیک / رمنتیک / درام / طنز /... )
کاپل(ها) :
اصلی ◀ یونمین
فرعی ◀ تهکوک
~.~.~.
~.~.
[فیکشن الهام گرفته از سریِ Selectionـه. ولی روند داستانها هیچ شباهتی ندارند. کافیه چند پارت بخوونید تا متوجه بشید^^]