کامل
23 stories
ᴛʜᴇ  ʟᴇɢᴇɴᴅ ᴏꜰ ᴛʜʀᴇᴇ ᴍᴏonꜱ (boyxboy) [کامل شده] by jjxfic
jjxfic
  • WpView
    Reads 8,802
  • WpVote
    Votes 2,030
  • WpPart
    Parts 21
فیکشن«افسانه سه ماه»🌙 بکهیون قرار بود با کابووس های شبونش کنار بیاد و تشکیل خانواده بده.درست روز قبل از ازدواجش، درگیر طوفان میشه و وقتی به هوش میاد، یک شبه شاهزاده ی "دهکده ی لوناس!" دهکده ای که ساکنینش، از هیچ موجود زنده ای برای تغذیه، نمیگذرن!! تنها ادمیزاد دهکده، و کسی که میدونه داره چه اتفاقی براش میوفته، یولِ! همونی که در تمام کابوس های شبانش، ازش کمک میخواست! 🌙کاپل: چانبک 🌙ژانر:تخیلی،رمانتیک،درام
ஜ۩۞۩ஜ2بلک هورس ஜ۩۞۩ஜ by Zizi7787
Zizi7787
  • WpView
    Reads 9,518
  • WpVote
    Votes 1,890
  • WpPart
    Parts 15
((فصل دوم:کامل شد)) ⛓بیون بکهیون رزیدنت نابغه ی جراحی که تمام وقتش توی بیمارستان و اتاق عمل میگزرونه ،به خاطر فضولیش سر از جایی در میاره که نباید اونجا باشه،پارک چانیول رییس یکی از بزرگ ترین باندهای مافیایی کره است که یک دکتر جراح اشتباهی سر از باندش در میاره و چیزهایی که نباید میفهمه‼️ ~ -تقاص انتقامتو،عشقت پس داد پارک چانیول،تو منو انداختی توی آتیش انتقامت،بدون اینکه فکر کنی چه بلایی سرم میاد اسلحه رو به دستم دادی،اون روز من مردم،بیون بکهیون رو اون روز تو کشتی.! کاپل:چانبک،کایسو،کریسهو ژانر:ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ,sᴍᴜᴛ,ᴀᴄᴛɪᴏɴ ᴍʏsᴛᴇʀʏ نویسنده:Zizi
😈°Karma Is a Bitch°😈  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 495,260
  • WpVote
    Votes 86,528
  • WpPart
    Parts 87
بکهیون نوجوون نمیدونست که هر عملی یه عکس العملی داره... شاید اگه میدونست وقتی چانیول 15 ساله با اون چشم های معصوم بهش ابراز علاقه میکرد بهش اسون میگرفت... شاید هیچوقت قلبش رو نمیشکست و به خاطر چاق و زشت بودنش مسخره اش نمیکرد...ولی بکهیون خبر نداشت و کارما داشت همه چی رو تماشا میکرد...و کارما فقط وقتی عوضیه که تو یه عوضی باشی! ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ -"دوستت دارم.." +"دوستم داری؟" +"چقدر دوستم داری چانیولا" -"خ..خیلی...بیشتر از همه چی..." +"واقعا؟" +"پس هر کاری که بگم میکنی؟" +"پس امشب اون بابای لجنت رو تو خواب برام بکش و بعد هم خودت رو از نزدیک ترین پنجره ی قصرتون پرت کن پایین...بعدش قول میدم منم دوستت داشته باشم..." ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ - چطوری این موقع شب از خونه اومدی بیرون؟ + خدمتکارها و نگهبان هارو پیچوندم. - تو واقعا احمقی! + میدونم. - نباید باشی! + من با احمق بودنم مشکلی ندارم .. اگه باعث میشه اینطوری بخندی... ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ ♻️کاپل ها:فصل اول : چانبک فصل دوم : چانبک هونهان. کایسو ♻️ژانر :رمنس.کمدی.زندگی روزمره ♻️محدودیت سنی: 18+ NC
Serendipity ~🍀 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 383,597
  • WpVote
    Votes 119,616
  • WpPart
    Parts 54
🌿•~خلاصه داستان ~•🌿 بکهیون عاشق زندگیش نبود ولی تلاش می‌کرد خوب زندگی کنه. هر روز صبح وقتی در گل‌فروشی کوچیکش رو باز می‌کرد به پرنده رویاهاش اجازه بلندپروازی میداد و همین بهش انرژی برای تلاش بیشتر توی تنهایی‌هاش میداد. ولی تمام نقشه‌های بکهیون با پیدا شدن سروکله دکتر پارک تو زندگیش خراب شد. دکتر بدجنسی که از همه جا تصمیم گرفت طبقه بالای گل‌فروشی بکهیون رو برای مطبش بخره. دقیق جایی که بکهیون می‌خواست توش یه کافه افتتاح کنه... و خب حالا بکهیون یکی رو داشت که ازش متنفر باشه و این از بی‌حسی یه جورایی بهتر بود نه؟ 🪴 -امیدوارم اقامت جهنمی‌ای اینجا داشته باشین. نه...در واقع امیدوارم زمین اصلا دهن باز کنه و شما و مطب زشتتون مستقیم به قعر جهنم منتقل شید. 🩺 +اگه زمین دهن باز کنه من فقط میوفتم تو خونه‌ی تو و فکر کنم خوشحالم بشم. 💢 این داستان دنیای موازی داستان دیگه من Silver and silk ئه. اگه اون رو نخونده باشید هم می‌تونید بخونیدش ولی اگه سیلور اند سیلک رو خونده باشید لذت خیلی خیلی بیشتری از این داستان می‌برید چون... باید بخونید که بفهمید نمی‌تونم توضیح بدم 😂❣️ 🪴 • فیکشن : #Serendipity 🪴 • کاپل‌ها : چانبک 🪴 • ژانر:رمنس.درام.روزمره 🪴 • محدودیت سنی : 🔞 🪴 • نویسنده : @SilverBunny 🐰
  𝓙𝓪𝓭𝓮  |  یَشم by MissLuna_CB
MissLuna_CB
  • WpView
    Reads 24,823
  • WpVote
    Votes 4,145
  • WpPart
    Parts 26
"_ اون یه قاتله.. فکر می‌کنید واقعا فریب پیشنهاد ازدواج با شاهزاده خانم رو میخوره و خودشو تسلیم میکنه؟ اصلا گیریم که قبول کرد و خودشو نشون داد شما واقعا اجازه میدید شاهزاده خانم همسر یه قاتل بشه؟ + یَشم ، کسانی رو به قتل میرسونه که سالهاست ما امپراطوران سلطنت موفق نشدیم یک کلمه حرف روی تصمیماتشون بزنیم اون میتونه کمک کنه تاج و تختمو از دست مقامات پلید و سلطه گرم پس بگیرم" ┈──༎ຶ──෴──༎ຶ──┈ ✑°𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : 𝑳𝒖𝒏𝒂 ✑•𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍 , 𝑨𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 , 𝑺𝒎𝒖𝒕 , 𝑫𝒓𝒂𝒎𝒂 ✑°𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒃𝒂𝒆𝒌 •‌˘‌✑°:✨️ #به‌زودی ✨️ ┈──༎ຶ──෴──༎ຶ──┈ #jade #یشم
••🌘Silver and Silk🌒••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 790,646
  • WpVote
    Votes 101,526
  • WpPart
    Parts 72
📋خلاصه داستان : بیون بکهیون یکی از افسرهای سازمان اطلاعاتی کره اس! کسی که به خاطر ظاهرش همیشه از عملیات ها کنار گذاشته میشه اما یه روز موفق میشه بلاخره یه ماموریت به عنوان مامور مخفی بگیره! بک به خاطر این ماموریت پا به سیلور تاون که یه باند قمار غیر قانونیه میذاره و با ادمای جدیدی اشنا میشه. یکی از این ادمها پارک چانیول رییس بانده که به خودش لقب سیلور داده. بک ناخواسته توجه سیلور رو جلب میکنه و تو موقعیتی گیر میافته که هیچوقت تصورش نمیکرد... همیشه عشق وقتی که کمتر از همیشه انتظارش رو داری سراغت میاد.❣️ دوستی های عمیق... شکستن قوانین... فداکاری... و پیدا کردن کسی که باعث بشه بخوای بخاطرش عوض بشی... 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 من به عشق اعتماد ندارم بک... هیچ وقت نداشتم... چه حسی داره وقتی یکی که حتی به عشق اعتقاد نداره حس میکنه عاشقته؟! 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 🌗کاپل ها: چانبک-کایسو. کریسهو 🌗ژانر: رمنس. جنایی . درام 🌗محدودیت سنی: 18+NC 🌗نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿 Story started at :5/9/2016 Finished: 16/2/2017
Maybe on the Moon by Light_Sage
Light_Sage
  • WpView
    Reads 37,801
  • WpVote
    Votes 10,540
  • WpPart
    Parts 43
پارك چانيول ٢٧ ساله، مدير و استاد آموزشگاه موسيقي معروف فلوراست و به بيون بكهيون، استاد ويولن ٣٤ ساله كه مرد جدي و سردي هست، علاقمند ميشه. فيكشن: Maybe on the Moon كاپل: چانبك، بكيول ژانر: رومنس، درام، روزمره نويسنده: Light
Church Bells Fall ^ Completed by IreneAO_O
IreneAO_O
  • WpView
    Reads 48,820
  • WpVote
    Votes 13,964
  • WpPart
    Parts 59
«تویی که میگفتی دنیا رو بهم میدی، میشه پس بگیریش و برگردی؟» _______ یه شمع روشن کردم و با خودم گفتم "وقتی شمع ذوب بشه، دیگه بهش فکر نمیکنم" اما پنجره باز شد و شمع خاموش شد. گمشده ی من، حالا که دنیا نمیخواد فراموشت کنم. بالاخره یک روز... تمام شمعای دنیا رو خاموش میکنی، و برمیگردی؟ _______ «این داستان منه، داستان عاشقانه ی پزشک ضد دین و کشیش متعصب در تاریکترین روزهای تاریخ کلیسا...میشه تو روزایی که عشق دوتا مرد نتیجه ای به جز چوبه ی دار نداره، پا روی تمام تفاوتامون بزاریم و عاشق بمونیم؟» Church Bells Fall By Irene Genner : Historical , Angst, Classic Channel @Pny_Fiction
Higanbana by ImaginaryLilith
ImaginaryLilith
  • WpView
    Reads 81,915
  • WpVote
    Votes 26,997
  • WpPart
    Parts 48
• خلاصه: تیم شماره‌ی ۳ جرایم خشن، در اولین روز‌های تشکیلش بعد از پذیرفتن دو عضو جدید یعنی چانیول و بکهیون، با پرونده‌ای عجیب رو به رو می‌شه، قاتلی که قبل از کشتن مقتول‌هاش دم در خونه‌شون یه شاخه گل هیگانبانا می‌ذاره تا مرگشون رو بهشون خبر بده. تیم مستعدانه دنبال اینه که این پرونده رو مثل پرونده‌های قبلی حل کنه اما چی می‌شه اگه یه روز دم در خونه‌ی یکیشون یه شاخه گل هیگانبانا قرار بگیره؟ • ژانر: جنایی، معمایی، عاشقانه، انگست، اسمات • هشدار: این فن‌فیکشن شامل استفاده از مواد مخدر و الکل، خشونت فیزیکی و‌ کلامی، سکس، تجاوز، سواستفاده‌ی فیزیکی و رفتاری، سلف‌هارم، افکار خودکشی و خودکشی، افسردگی و دیگر اختلالات روانیه. [اتمام یافته]
𝐅𝐨𝐮 by Mrycle
Mrycle
  • WpView
    Reads 58,422
  • WpVote
    Votes 15,827
  • WpPart
    Parts 19
🥂FICTION: FOU/مست چانیول مرد ارتشی سی و دو ساله‌ای که بعد از آسیب دیدگی کتفش در یکی از ماموریت‌ها، بازنشست شد. و تصمیم گرفت باقی عمرشو به عنوان سرایدار بی‌اعصاب یه دبیرستان زندگی کنه. 🥂GENRE: کمدی، مدرسه‌ای، روزمره، اسمات 🥂COUPLE: چانبک، کوکوی 🥂AUTHOR: مریکل COMPLETED✅