Read,,
22 stories
𝐒𝐌𝐈𝐋𝐄 | لبخند by Deep0Blue
Deep0Blue
  • WpView
    Reads 1,683
  • WpVote
    Votes 346
  • WpPart
    Parts 21
‣𝘯𝘢𝘮𝘦: 𝐒𝐌𝐈𝐋𝐄 ‣𝘨𝘦𝘯𝘳𝘦: psychology - angst - drama ‣𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: chanbaek ‣𝘵𝘳𝘢𝘯𝘴𝘭𝘢𝘵𝘰𝘳: DeepOBlue ▬═▬═▬═▬═▬═▬ ‣خلاصه: لبخند اون تنها چیزی بود که میتونست اشک هاشو بپوشونه لبخند اون تنها چیزی بود که باعث خوشبختی بقیه می شد لبخند اون .کشتش
❣once upon a time:desire🩸❤️‍🔥🏍🔧 by Reshiedmaroh
Reshiedmaroh
  • WpView
    Reads 3,712
  • WpVote
    Votes 603
  • WpPart
    Parts 15
بکهیون سرجاش خشکش زد. عضلاتش برای یک ثانیه از حرکت ایستاد و تمام حس‌هاش روی بویی که همون لحظه به مشامش رسیده بود، تمرکز کرد. اون مرد بوی قوی‌ترین و سیاه‌ترین قهوه‌ی جهانو می‌داد، تلخ اما معتادکننده، به همراه بوی مس و آتیش و شاید زیتون. بویی کاملا مردونه. بدون اینکه کنترلی روش داشته باشه، یک دفعه به طور شدیدی احساس گرسنگی کرد و لثه‌هاش به خارش افتاد؛ خون توی گوش‌هاش غرش می‌کرد و انگار هوای اطرافش متبلور شده بود. متعجب از خودش یه قدم عقب رفت و پشت کاپوت باز اتومبیلش قایم شد. _من چه مرگم شده؟ هیچ وقت اینقدر شدید احساس عطش نکرده بود... کاپل: چانبک⁦⁠♡⁩ سکای♡⁩
remember me(kaisoo_translation) by lil_sua
lil_sua
  • WpView
    Reads 1,948
  • WpVote
    Votes 429
  • WpPart
    Parts 31
با خاطرات از دست رفته و فراموش شده کیونگسو،جونگین بالاخره آماده س که شوهر خوبی برای سوجونگ باشه ولی کیونگسو هرگز نمی خواد تسلیم بشه. پ.ن:این بوک فصل دوم I still love you هست. main writer :@seohoverse translator :@lil_sua ژانر؛درام،رومنس
『𝐌𝐚𝐲𝐛𝐞 𝐘𝐨𝐮 𝐀𝐫𝐞 𝐌𝐲 𝐇𝐨𝐦𝐞』 by I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Reads 48,976
  • WpVote
    Votes 8,980
  • WpPart
    Parts 69
تمام شده✓ «زندگی دو دوست که از مدت‌ها پیش به هم گره خورده. بکهیونی که عاشق چانیوله و چانیولی که از عشق به همجنس فراریه. اما این فقط ظاهر قضیه است و کی واقعا از دل چان خبر داره؟ » «تهیونگی که جئون جونگکوک رو می‌پرسته و جونگکوکی که اون رو فقط یک مزاحم می‌بینه... اما عشق راهش رو بلده و از جایی نفوذ می‌کنه که ناپیداست.» کاپل: چانبک، تهکوک ژانر: رمنس، روزمره، درام محدودیت سنی: 🔞
The weakening of the exile of the moon by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 11,143
  • WpVote
    Votes 2,634
  • WpPart
    Parts 42
میشه با همه‌چی جنگید؟! آره یا نه؟! با چه چیزهایی نمیشه جنگید؟! ترس؟! حس پوچی؟! عشق؟! چطور میشه چیزی که نمی‌شه باهاش جنگید رو شکست داد؟! وقتی هیچی نیست اما هست ولی نمی‌دونی چطوریه که هم هست و هم نیست باید چی کار کرد؟! این چیزهای نجنگیدنی چی هستن که هستن ولی نیستن؟! سال‌ها پیش تمام موجودات تصمیم گرفتن دیگه ساحرها نباشن. ازبین برن و هیچ بشن. جوریکه وجودشون اول برای بچه‌ها قصه بشه و بعد کاملا فراموش بشن و یه روزی یکی بگه اصلا مگه میشه همچین موجوداتی هم باشن؟! همه‌ی دنیا موفق شد همه‌ی ساحرها رو ازبین ببره اما یک نفر باقی‌موند! یک نفری که ارباب ماه شد، اژدهایان رام خونِ آتشش شدن و تو کاخ سایه و خونش، وسط آتش زنده، تارک دنیا شده بود و تنها در مقابل تمام دنیا ایستاده بود تا اینکه یه جادوگر تصمیم گرفت سحر این ساحر رو جادو کنه، جادوگری که از رگ‌های پر از آتش ارباب ماه فقط و فقط یکم گرما می‌خواست...خیلی کم. حتی به اندازه‌ی هیچی!!! ༯꩟‌ ĈØЦPĿЄ: chanbaek ༯꩟‌ ǤЄИRЄ: Romance, Supernatural, Horror ༯꩟‌ 🔞NC+18 ༯꩟‌ ÂЦƚĦØR: Miyuna ༯꩟‌ (completed)
Frozen Heart [FULL]  by Zazar_96
Zazar_96
  • WpView
    Reads 21,796
  • WpVote
    Votes 4,169
  • WpPart
    Parts 39
اسم: قلب یخ زده کاپل: بکیول، چانبک کاپل فرعی:بکسو، کایسو ژانر: رمنس، انگست، اسمات نویسنده:هیلدا خلاصه‌: بیون بکهیون رئیس جوان یک شرکت بزرگ معماری که هنوز توی گذشته تلخ خودش غرق شده و قلب یخ زده اش مانعی برای نجات پیدا کردنش کسی که سردی قلبش از چشم‌هاش پیداست و باعث میشه وجود هرکسی که باهاش برخورد میکنه از وحشت و غم یخ بزنه و تنها کسی که میتونه باعث گرم شدن قلبش بشه دو کیونگسو خدمتکار عمارتشه پارک چانیول کارمنده ساده ی شرکت که نگاه یخ زده رئیس بیون باعث میشه دلش بخواد وارد زندگیش بشه و بر خلاف ترسش باهاش دوست باشه اما آیا با وجود پس زدن های بکهیون میتونه؟ " IF EVEN WORLD AGAINST OUR LOVE,I CAN'T LIVE WITHOUT YOU" "حتی اگر دنیا بر علیه عشق ما باشه،من نمیتونم بدون تو زندگی کنم" . . عشق و عقل دو آفریده متفاوت هستند.عقل انسان را در هم گره می زند و اجازه هیچ خطری را به او نمیدهد اما عشق حلال مشکلات است و دل را به دریا می زند.عقل همیشه هشدار می دهد و نصیحت می کند و می گوید مراقب باش که از خود بیخود نشوی درحالی که عشق می گوید اصلا مهم نیست در همه چیز غرق شو و فراموش کن.عقل به سادگی در هم نمی شکند اما عشق به راحتی به تلی از خاک بدل می شود.اما نباید فراموش کرد که گنج ها در بین ویرانه ها پنهان شده اند.یک دل شکسته گنج هایی را در خود پنهان کرد
𝐎𝐚𝐬𝐢𝐬 𓃭 by park__skyler
park__skyler
  • WpView
    Reads 68,041
  • WpVote
    Votes 12,496
  • WpPart
    Parts 120
♱ 𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮︲ 「𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐤𝐚𝐢 𝐬𝐞𝐤𝐚𝐢」 ♱ 𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮 ︲ 「𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞」 ⌝ چانیول نمیتونست از معشوقه زیباش دل بکنه، بکهیون باید تقاص پس میداد. ولی نمیدونست زورش به اون جگوار قدرتمند میرسید یا نه. بکهیون سامورایی قدرتمندی بود که حتی رئیس جمهور خم میشد تا دستشو ببوسه، مردی که هر جا قدم میذاشت از طرف ۳ دولت چین، کره و ژاپن تک تیرانداز های اموزش دیده در تمام موقعیت قرار میگرفتن تا از این خون سلطنتی محافظت کنن. و حالا این افسر جوان میتونست انتقام چشمهای اشکی معشوقشو ازش بگیره؟ ⌞
i want to hear your voice by shinyrose_04
shinyrose_04
  • WpView
    Reads 20,413
  • WpVote
    Votes 4,065
  • WpPart
    Parts 35
🥇 1 in angst کاپل : چانبک ، هونهان خلاصه : پارک چانیول پسر وزیر کره تظاهر میکنه که عاشق بیون بکهیون شده . بکهیون پسری معمولی و کم شنواست که چانیول رو باور میکنه و عاشقش میشه اما دنیا بهش اجازه نمیده که طعم شیرین خوشبختی رو حس کنه ! برشی از فیک : { _ تو میگی حاضری برای عشق بمیری . اما نه چیزی راجب مردن میدونی و نه چیزی راجب عشق ! من بارها برات مردم چانیول ... هربار که تحقیرم کردی مردم ! هربار که جلوی من اون دخترو میبوسیدی میمردم ! میفهمی چی میگم چان ؟ من هزاران بار برات مردم! ________________ چان بی صدا نگاهش میکرد و چیزی نمیگفت . نگاه بک تیره شد و شونه ی چان رو ول کرد و ازش فاصله گرفت. دستشو به گوشاش رسوند و سرشو انداخت پایین : _ بخاطر اینا داری بهم ترحم میکنی ؟ } ژانر :انگست ،اسمات، رمنس ، هیجانی
ஜ۩۞۩ஜبلک هورس ஜ۩۞۩ஜ by Zizi7787
Zizi7787
  • WpView
    Reads 13,412
  • WpVote
    Votes 2,653
  • WpPart
    Parts 18
ژانر : اکشن ، اسمات ، کاپل: چانبک ، کریسهو ، کایسو ،هونهانی. هر دو زیر باراش شدید باران نفس نفس میزدن،چانیول اسلحه اش را به سمت بکهیون گرفته بود،تصمیم داشت امشب یک چیزی از بک بگیره یا زندگیشو، یا روح پاکشو. _ ازت متنفرم بیون بکهیون. _ اما من حتی دلیلش نمیدونم. _ تنفر دلیل نمیخاد، بهت ده ثانیه وقت میدم، تصمیم بگیر، امشب یک دوراهی داری یا باید جونت به من تسلیم کنی، یا باید جزوی از افراد باند من بشی. بکهیون از این حرف چانیول و از تنفر نگاهش به خودش لرزید، قطره اشکی که از چشمش افتاد لابه لای باراش بارون گم شد اما از نگاه تیز چان دور نموند. _ نمی تونم. بکهیون عاجزانه اینو گفته بود اما این دقیقا چیزی بود که چانیول میخواست،عجز،ناتوانی و غم نگاه بکهیون.اسلحه رو به سمت قلب بکهیون نشونه گرفت. _ ده ثانیه ات شروع شد دکتر، زیاد وقت نداری.
𝑮𝒍𝒂𝒅𝒊𝒂𝒕𝒐𝒓 | گلادیاتور by MissLuna_CB
MissLuna_CB
  • WpView
    Reads 2,816
  • WpVote
    Votes 573
  • WpPart
    Parts 11
چانیول یک سرباز اهل باکجه‌ است که پس از شکست بزرگ در جنگِ با شیلا ، به دنبال خواهر پانزده ساله‌ی خود که احتمال می‌دهد به دست دشمن اسیر افتاده می‌رود اما متاسفانه در بحبوحه‌ی فاجعه‌ی پس از جنگ ، در یکی از بنادرِ شیلا به دست یک گروهِ پرورشِ گلادیاتور گرفتار می‌شود...