..
28 stories
Atonement | جبران   by Zherminal
Zherminal
  • WpView
    Reads 5,385
  • WpVote
    Votes 671
  • WpPart
    Parts 27
برای خیلی از آدم ها ناامیدی مستمر جای خودش رو به درد و افسردگی میده. ولی برای وویونگ اینجوری نبود؛ ناامیدی رو به خشم رفت. سان، افسر جاه طلب مواد مخدر مدت ها بود که اکس غیرقابل کنترلش، وویونگ‌، رو کنار گذاشته بود. ولی اون شب، دقیقا زمانی که داشت مجبور میشد شکست رو بپذیره، وویونگ مثل یه بلای آسمونی ظاهر شد؛ مثل یه صاعقه.
Shelter 🪐༉ by RealWinko
RealWinko
  • WpView
    Reads 19,890
  • WpVote
    Votes 1,985
  • WpPart
    Parts 55
⊹ فیکشن: Shelter ⊹ کاپل: جیکهون ⊹ ژانر: School life, Angst, Slice of life ⊹ روز های‌ آپ: جمعه‌ها ⊹ نویسنده: Winko خلاصه: «همه چی از جایی شروع میشه که تو وجود داری..وقتی میخوام بخندم به تو نگاه میکنم، وقتی نیاز داری گریه کنی شونمو بهت قرض میدم، وقتی میخوام فرار کنم دستمو میگیری وقتی میخوای حرف بزنی ذهنتو میخونم. خیلی سعی میکنم ازت فرار کنم ولی حتی موقع فرار کردن هم به پشت سرم نگاه میکنم تا مطمئن شم هنوز داری دنبالم میای. اینجا یه نقطه ی امن واس تو بود و تو اون نقطه ی امن برای من بودی. یه نقطه ی امن با تمام ناامنی‌هاش.» لینک چنل تلگرام: @BabyPeachandHisIkeu
𝗜𝗻𝗳𝗲𝗹𝗶𝗰𝗶𝘁𝗼𝘂𝘀 𝗦𝘁𝗮𝗿𝘁  by Magi_know
Magi_know
  • WpView
    Reads 6,451
  • WpVote
    Votes 974
  • WpPart
    Parts 15
[ongoing] داستان از اون جایی شروع میشه که پارک جی ، سال آخری محبوب دبیرستان جذب سال دومی و هوبه ی خودش میشه . یانگ جونگوونی که به تازگی دوست صمیمیش رو از دست داده ! کاپل : جیوون ، سونسون ژانر : انگست ، رومنس ، مدرسه ای ، جنایی ، اسمات ، معمایی
Blue and Blue  by your_stuff
your_stuff
  • WpView
    Reads 2,297
  • WpVote
    Votes 324
  • WpPart
    Parts 11
شیفته ی اون آبی بی انتها شده بود، دقیقا مثل دلباختگی‌ش نسبت به تفکرات بی‌نهایت عکاس. -SunSun مینی فیکشنی که اگه خسته‌ای میتونه استراحتت باشه.
𝖶𝗁𝖺𝗍 𝖼𝗈𝗆𝖾𝗌 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋 𝗌𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋 by baradek
baradek
  • WpView
    Reads 2,790
  • WpVote
    Votes 350
  • WpPart
    Parts 8
𝖥𝗂𝖼: 𝖶𝗁𝖺𝗍 𝖼𝗈𝗆𝖾𝗌 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋 𝗌𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖸𝖾𝗈𝗇𝗀𝗒𝗎 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 , 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾 , 𝖲𝗆𝗎𝗍 , 𝖥𝗅𝗎𝖿𝖿 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: 𝖡𝗋𝖽 فیکشن: 𝖶𝗁𝖺𝗍 𝖼𝗈𝗆𝖾𝗌 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋 𝗌𝗎𝗆𝗆𝖾𝗋 کاپل: یونگیو ژانر: رمنس ، روزمره ، اسمات ، فلاف نویسنده: 𝖡𝗋𝖽 خلاصه: پسر ناشنوایی که از افسردگی رنج می‌بره،وقتی با فردی در همسایگیشون آشنا میشه نور امید به زندگیش برمی‌گرده.
•• Supreme ••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 605,689
  • WpVote
    Votes 146,696
  • WpPart
    Parts 102
آلفاها همیشه نژاد برتر بودن. این یه اصل بود. همه این رو می‌دونستن. اما اگه این جایگاه همیشگی توسط یه نژاد دیگه تکون بخوره دنیا چه شکلی میشه؟ ♟ • فیکشن : #Supreme ♟ • کاپل‌ها : چانبک.ویکوک.کایسو ♟ • ژانر: امگاورس. درام. رمنس ♟ • محدودیت سنی : 🔞 ♟ • نویسنده : @SilverBunny 🐰
You lied by ofjnls
ofjnls
  • WpView
    Reads 30,278
  • WpVote
    Votes 3,514
  • WpPart
    Parts 18
•jenlisa fanfiction •وقتی که جنی به هم گروهیاش دروغ میگه که با دوست‌پسرش کای عضو گروه معروف اکسو بهم زده و لیسا تنها کسی هست که از این موضوع باخبر میشه. جنی از لیسا می‌خواد که این راز رو بین خودشون نگه داره، اما آیا لیسا قراره به جنی کسی که مخفیانه عاشقش هست کمک کنه و اجازه بده عاشق آدم دیگه‌ای به جز اون باشه؟
Querencia by teayun77
teayun77
  • WpView
    Reads 498
  • WpVote
    Votes 98
  • WpPart
    Parts 13
واژه اسپانیایی کِرِنسیا (Querencia): به معنی جاییه که توی اون احساس امنیت میکنی، حالا یا گوشه ی دنجِ اتاقته یا آغوش کسی که دوسش داری...
Game Of Love by LittlleMoa
LittlleMoa
  • WpView
    Reads 16,141
  • WpVote
    Votes 2,306
  • WpPart
    Parts 22
یه شرط بندی بچگونه که زندگیشون رو عوض کرد! کی فکرشو میکرد چوی بومگیو و چوی یونجون، دانشجو های دبیرستان، از نفرت زیادشون به هم دیگه شرطی ببندن که باعث بشه به عقل خودشون شک کنن؟! اون شرط بندی... اون بازی... هیچ چیز دیگه عادی نبود. اونا وارد بازیی شده بودن که دیگه حالا باید برای نجات جون خودشون به اتمام می رسوندنش! --------------------- -کامل شده-
Wall_دیوار by JungDracula
JungDracula
  • WpView
    Reads 99
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 1
____________ تاریکی...سیاهی...خون... تنها چیز هایی بود که به خاطر داشتم. تک تک نفس هایی که میکشیدم مملو از درد و رنج بود. نمیدونستم چه اتفاقی افتاده...یا شاید نمیخواستم باور کنم، چه اتفاقی افتاده! بعد از ده سال، هنوز هم منتظرم که در خونه ی مامان بزرگ، مثل همیشه کوبیده بشه...یادته وقتی که با مامانت به شهر میرفتی بهم میگفتی که «ماه» راه ارتباطیمون باشه؟ حالا من ده ساله که دارم با ماه حرف میزنم! میشنوی؟ ازم نخواه حرف ادم بزرگا رو باور کنم...میدونم که همش دروغه؛ تک تک اون جملاتشون رنگ و بوی دروغ داره! ترجیح میدم پشت دیواری از جنسِ امیده برگشتنت، که بقیه اسمش رو حماقت میذارن بمونم و به انتظار بشینم...اون قدر منتظرت میشینم که در نهایت این دیوار خراب شه... اون زمان اسمم هم درست مثل جسم بی جونم، زیر اون پارچه ی سفید میره و از صفحه ی این روزگار تاریک ناپدید میشه... کم کم نامرئی میشم و دیگه کسی من رو یادش نمیاد...اما بابتش ناراحت نیستم! چون اون زمان پیش تو هستم...دور از غم هام...دور از ترس هام...دور از هر چیزی... و دوباره...این صدای خنده هامونه که جای رد اشکِ روی چهره هامون رو میگیره! ____________ -𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 ⤷𝘑𝘶𝘯𝘨 𝘞𝘰𝘰𝘺𝘰𝘶𝘯𝘨 & 𝘊𝘩𝘰𝘪 𝘚𝘢𝘯 ( 𝘸𝘰𝘰𝘴𝘢𝘯 ) -𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴 ⤷𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 ⤷𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 ⤷𝘏𝘪𝘴𝘵𝘰𝘳𝘪