Blue💙
83 stories
💙 Blue Madness ( Completed ) 💙 by MillkyBaeky
MillkyBaeky
  • WpView
    Reads 5,659
  • WpVote
    Votes 1,217
  • WpPart
    Parts 20
Fiction : Blue Madness Couple : Yizhan ( Zhan Top ) Genre : Romance , Slice of Life , Angst , Smut Writer : Milky 🍓 Up : Monday Channel : M00NLightCandy & Yizhan_Hub فیکشن : جنون آبی کاپل : ییجان ( جان تاپ ) ژانر : رومنس ، روزمره ، انگست ، اسمات نویسنده : میلکی 🍓 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕 : 7th February 𝑬𝒏𝒅 : 13th June
•Mianju• by YizhanBar
YizhanBar
  • WpView
    Reads 15,501
  • WpVote
    Votes 3,665
  • WpPart
    Parts 43
• میانجو 『کاپل: ییژان』 『ژانر: کرایم، انگست』 『نویسندگان: میلین و ایبو』 خلاصه: هردوی ما مثل تک‌تک افراد دیگه‌ای که روزی روی این زمین زندگی کردن، نقابی به چهره داشتیم اما در مقابل هم مجبور بودیم حتی از چیزی ضخیم‌تر استفاده کنیم تا شاید بتونیم یه روز بیشتر عاشق بمونیم. مدت طولانی‌ای گذشت، نقاب من بی‌اندازه محکم و درخشان بود، باشکوه‌ترین چیزی که هرکسی می‌تونست به عمرش ببینه و هرروز بی‌نظیرتر از قبل می‌شد اما... بالاخره تو شکوندیش. من هیچوقت نمی‌بخشمت. میانجو یعنی نقاب، کاری می‌کنم هیچوقت از یاد نبریش.
•Melantha• by YizhanBar
YizhanBar
  • WpView
    Reads 3,221
  • WpVote
    Votes 547
  • WpPart
    Parts 31
『Couple: Yizhan』 『Writers: Meilin & Hibou』 『Genre: Smut, Romance, Angst』 خلاصه: -هیچکس نمی‌تونه از عواقب تصمیماتش فرار کنه، همه محکوم به پذیرفتن تاوانن. جزای یه گناه برای هرکس متفاوته اما به یقین همه به یک اندازه درد می‌کشن. روزی، جایی، پس پلک گشوده نشده‌ای، دردی ایستاده و انتظار اون‌ها رو می‌کشه. حتی اگه از لحظه به لحظه‌ت مطمئن باشی، دیر یا زود درد جوری راهش رو پیدا می‌کنه و توی تار و پودت می‌خزه؛ اون زمان تنها کاری که از دستت برمیاد، قبولشه. این مابین کسایی هستن که قرعه‌ی قربانی به نامشون می‌افته؛ براشون عزا داری نکن، پاداش در انتظار اون‌هاست. -تو فقط یه آدم معتقدی، نه کسی که واقعا زندگی کرده. 『تایم آپ سه‌شنبه‌ها ساعت هشت』
یک عاشقانه تصادفی (فصل ۲) by fiction_crystal
fiction_crystal
  • WpView
    Reads 16,818
  • WpVote
    Votes 2,836
  • WpPart
    Parts 45
«من طلاق می‌خوام!» این حرف جان درحالی‌که تازه یک ماه‌ و نیمه ازدواج کرده، واقعا از ذهن به دوره! مگر اینکه یه دلیل گنده پشتش داشته باشه... و معلومه که دلیلی وجود داشت! بابای وانگ ییبو که ناگهان از ناکجاآباد پیداش شده بود و می‌خواست پدرناتنیش باشه تا اون دوتا کفتر عاشق رو با انگ "برادر" به هم بچسبونه! وضعیت آپ: تمام شده نویسنده: ♧Fatemeh ویراستار: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ژانر: عاشقانه، روزمره، اسمات، فان تاریخ شروع: ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ ساعت ۳:۲۰ جمعه
بازیگر (bjyx)✔️ by amaneyurinago
amaneyurinago
  • WpView
    Reads 21,522
  • WpVote
    Votes 3,979
  • WpPart
    Parts 20
•پایان یافته ● شیائو ژان ماموری که برای حل پروند ه ای مجبور میشه به عنوان دانش آموز وارد دبیرستان بشه وانگ ییبو پسر جوانی که از همون اول از شیائو ژان متنفر شد و دلیلش ؟ ییبو « ازش خوشم نمیاد چون رو مخمه » ● کاپل : ییژان / مارکسون ● تاپ : ییبو / جکسون ● تعداد پارت : 20 ● پایان : هپی اند ●○کانال : windflowerfiction
𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒉𝒂𝒓𝒎𝒆𝒓༄𓅓ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by yadegar
yadegar
  • WpView
    Reads 9,989
  • WpVote
    Votes 1,584
  • WpPart
    Parts 50
🕸️𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒉𝒂𝒓𝒎𝒆𝒓 🕸️𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝒀𝒊𝒁𝒉𝒂𝒏(𝒁𝑺𝑾𝑾) 🕸️𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍/𝑷𝒐𝒍𝒊𝒕𝒊𝒄𝒂𝒍/𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕/𝑺𝒖𝒑𝒆𝒓𝑵𝒂𝒕𝒖𝒓𝒂𝒍/𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚 🕸️𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : °•𝔂𝓪𝓭𝓮𝓰𝓪𝓻•° 🕸️ افسونگر🕸️ 🕸️خلاصه: در سرزمین کهن و باستانیِ شمال چین، قبیله‌ی بسیار بزرگ و باعظمتی به نام «مردان گرگ» فرمانروایی می‌کرد. تمامِ آن رفاه و آسایش تا زمانی ادامه داشت که فرمانروا ون شانگ کبیر زنده بود. پس از مرگ او، سرزمین میان دو پسرش تقسیم شد و هر کدام بانگ فرمانروایی بنا کردند. در میان این اختلافات، دو جادوگر قدرتمند و خطرناک بودند که مداخله کردند و هر کدام به یکی از طرفین ملحق شدند. اکنون سلطنت و نبرد میان دو جادوگر، شیائو جان و وانگ ییبو آغاز شده بود! 🕸️وضعیت : پایان یافته
The end of the sunflower by BlueM35
BlueM35
  • WpView
    Reads 1,940
  • WpVote
    Votes 374
  • WpPart
    Parts 17
complete... yizhan ¹china ¹yizhan ¹gay اگر روزی برسد که از هم جدا شویم و آخرین کلماتم "دوستت دارم" نبود بدان که وقت کافی برای گفتنش نداشته ام قبل ایگنور کردنش پارت توضیحات رو بخونید🥺💙
HINATA_روبه خورشید(پایان یافته)  by fafa_hhhh
fafa_hhhh
  • WpView
    Reads 10,055
  • WpVote
    Votes 1,772
  • WpPart
    Parts 57
کاپل:ییژان (ییبو تاپ) ژانر: رمنس،فلاف، امگاورس، تاریخی .. وقتی که خورشید از سمت شرق طلوع میکنه ، هنگامی که اغوش گرمشو بر روی قله های دور دست باز میکنه و نسیم صبحگاه سبزه هارو به رقص درمیاره ؛ من اونجا خواهم‌بود . شیائوژان امگای بازیگوش و سرکشی که تسلیم سرنوشت نشده و بین افسرای سلطنتی جایی برای خودش باز کرده و رویای رییس گارد سلطنتی شدن رو داره ... و ییبویی که سالهاست سرنوشت اون رو از ژان جدا کرده، درجایی و شرایطی متفاوت برای هدفش تلاش میکنه .... تااینکه بلاخره یه روز اتفاقی همدیگه رو میبینن ولی ایا ژان حاضره به یییو کمک کنه تا به هدفش برسه ؟ سرنوشتشون اجازه میده باهم باشن یا دوباره از هم جداشون میکنه؟ پ.ن: تعداد چپترا زیاده ولی کوتاهن #Yizhan #fictional ✨