Book
37 stories
 Gypsophilia  de Aso0542
Aso0542
  • WpView
    Leituras 22,432
  • WpVote
    Votos 2,277
  • WpPart
    Capítulos 38
کیم تهیونگ افسر فراری کره‌ی شمالی که به سختی مخفی مونده بود.. فکر نمیکرد با نجات دادن پسرک از اتش‌سوزی گیر وزیر کشور بیفته.. درحالی که ازش می‌خواست از پسر نابیناش.. جئون جونگکوک محافظت کنه.. کاپل:ویکوک_یونمین ژانر:ملودرام_هیجان‌انگیز_انگست وضعیت: پایان یافته نویسنده:آسو
Time Difference || KOOKV  de kopqiwhuwiwih
kopqiwhuwiwih
  • WpView
    Leituras 77,458
  • WpVote
    Votos 7,238
  • WpPart
    Capítulos 18
کامل شده - کاپل:کوکوی،یونمین ژانر:مافیایی،جنایی،امپرگ،هپی اند باید پسش بدی +اصلا،به هیچ‌عنوان شرط تموم شده اون پسرشو میخواد به خواستت عمل کرده +فقط یه راه واسم مونده......باید حاملش کنم شروع:1400/6/11 پایان:1402/3/19 Writer:Jay Honey 1#.جنایی✨️ 1#.boy×boy✨️ 6#.Love✨️ 3#.Mafia 1#.Top kook✨️
The Golden Siren | KOOKV de DejavuRaven
DejavuRaven
  • WpView
    Leituras 6,385
  • WpVote
    Votos 861
  • WpPart
    Capítulos 9
៸៸ پریِ طلایی ៸៸ ៹ ژانر: فانتزی، کلاسیک، سوپرنچرال ៹ کاپل: کوکوی ៹ خلاصه‌: جئون‌ جونگ‌کوک، مردی ۲۳ساله و کاپیتان کشتی‌ اکتشافی فینکسه؛ کسی که به «تنها بازمانده‌ی فاجعه‌ی تایتانیک» معروفه... چه اتفاقی میفته؛ اگه سرنوشت دوباره راهش رو به قلمرو سایرن‌ها، جایی که اون کشتیِ عظیم به گِل نشست و پدر عزیزش رو به سقف سرد آسمون تبعید کرد، باز و راز مخوفِ قلب اقیانوس رو براش فاش کنه؟ ៹ برشی از داستان: "می‌بینی چطور لب‌هام رو به تمنای لمس لب‌هات انداختی کارل؟ تموم این سال‌ها منتظر موندم... منتظر روزی که طعمِ این شراب شیرین رو زیر زبونم حس کنم و الان... فقط همه چیز مثل رویا می‌مونه... احساس می‌کنم هنوز خوابم!" "تو چطور شاهزاده؟ از کجا معلوم که من رو با اون نگاهِ سرکشت طلسم نکرده باشی و ریشه‌ی اعتیاد به وجودت رو توی قلبم نکاشته باشی؟ هوم؟ از کجا معلوم که وجودت رو مثل توهم به روحم تلقین نکرده باشی و داشتنت چیزی جز خواب نباشه؟" "طعمِ شیرینِ نسیم صبح داری کیم آلبرت؛ مجنونم می‌کنی، درست مثلِ کلمات آهنگینت که منو به رقص وامی‌دارن."
𝐕𝐚𝐥𝐡𝐚𝐥𝐥𝐚[𝐊𝐕] de nickhedvnia
nickhedvnia
  • WpView
    Leituras 38,722
  • WpVote
    Votos 5,477
  • WpPart
    Capítulos 29
«محبت و عشق، از اول هم برای آدمی مثل تو زیاد بود. لیاقت تو غرق شدن بین شیشه‌های الکل و خوابیدن با کسایی بود که فرداش، اسمت هم یادشون می‌رفت." جونگ‌کوک با کلماتش، چاقویی تیز رو روی بدن تهیونگ کشید و زخمی عمیق به جا گذاشت‌. زخمی که بوی خونش، اون‌ها رو خفه کرد و رنگ سرخش، مثل پارچه‌ای ضخیم مانع دیدن شد. "توهم لیاقتت زندگی به جای کسیه که مرده. لیاقتت اینه که تا آخر عمر، به اسم خودت، صدا زده نشی و با اینکه زنده‌ای ولی مثل یه خاطره بد چال بشی و لال بمونی.» •.Status: ongoing •.Couple: Kookv •.Rating: NC-18 •.Tags: Romance, Smut, Angst, Age difference, Dram
love OR duty  de TiKionex
TiKionex
  • WpView
    Leituras 2,535
  • WpVote
    Votos 135
  • WpPart
    Capítulos 3
"به نظرت این یه نفرت عادیه؟ من که اینطور فکر نمیکنم کیم!" کیم یه افسر پلیسه که برای انجام ماموریتش به ژاپن فرستاده میشه و با رییس مافیا ینی جعون جونگ کوک ملاقات می‌کنه! اما کی می‌دونه که..اونجا چی در انتظارشه!! ژانر:غمگین/اسمات/خشن/مافیایی کاپل اصلی:کوکوی کاپل فرعی:یونمین
puppeteer de ariiellmina
ariiellmina
  • WpView
    Leituras 535,042
  • WpVote
    Votos 43,660
  • WpPart
    Capítulos 41
♡ʙᴇ ᴛʜᴇ ᴄʜᴀɴɢᴇ ᴛʜᴀᴛ ʏᴏᴜ ᴡɪsʜ ᴛᴏ sᴇᴇ ɪɴ ᴛʜᴇ ᴡᴏʀʟᴅ
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 de this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Leituras 777,006
  • WpVote
    Votos 98,940
  • WpPart
    Capítulos 26
[ کامل شده] + اسمت چیه؟ _ لوسیفر + مثل شیطان؟ پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد... _ دقیقا مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد... + اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم _ چه مخفف احمقانه ای! + احمقانه یعنی چی؟ پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید _ از مامانت بپرس مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد + ولی من خانواده ای ندارم پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت! ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین / نامجین حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :) (دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)
The Reason(kookv,vkook) de nyt_tk
nyt_tk
  • WpView
    Leituras 35,073
  • WpVote
    Votos 3,686
  • WpPart
    Capítulos 32
همه چی عالی بود؛ حداقل از دیدگاه جونگکوک...شاید برای همین از لحظه ای که تهیونگ بهش گفت میخواد ترکش کنه تا وقتی که رفت و درب اتاق رو محکم کوبید، جونگکوک توی بهت ایستاده بود و بدون درک از اتفاقات افتاده سعی میکرد لرزش بدنش رو کنترل کنه. اره همه چی عالی بود، اما فقط تا قبل این داستان کثیف. ___________________________ "یعنی چی؟ چرا باید جدا شیم؟" تهیونگ در جواب فقط سکوت کرد و مشغول بستن کمربندش شد. به هرحال تصمیمش رو خیلی وقت پیش گرفته بود. همون موقعی که اخرین تیکه های روحش از روی دیوار وجودش پایین افتادن و مثل قاب عکسی که سقوط میکنه، به هزار تیکه تقسیم شدن. The reason|دلیل Main couple:kookv/vkook(verse) Sub couple : hopemin Genre : drama,romance, smut,angst Update : sunday Writer : @nyt_tk Cover by: @mj_storiess
𝚂𝙰𝙺𝚄𝚁𝙰 '𝗰𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱' de missmoon_4
missmoon_4
  • WpView
    Leituras 24,344
  • WpVote
    Votos 3,449
  • WpPart
    Capítulos 25
_من شبیه پلیکانم گوشت تنم رو می کنم بهت میدم بخوری اما تو از درد من حرف نمیزنی از کسی که چشماش به خاطرت غمگین بوده داستان میگی! "جئون جونگ کوک" ساکورا روایت عشق شاهزاده ی کره شمالی جئون جونگ کوک به پادشاه کره ی جنوبی کیم تهیونگ هست که به اجبار ازدواج می کنن و هر بار توسط کیم تهیونگ پس زده میشه چون تهیونگ دلباخته ی جیمین شده و... پارت ها کوتاه است. کاپل: ویکوک، یونمین. ژانر: ازدواج اجباری، سلطنتی، رومنس، انگست، جنایی.
IMPOSED  FAMILY de AVINA1061
AVINA1061
  • WpView
    Leituras 75,631
  • WpVote
    Votos 7,484
  • WpPart
    Capítulos 35
کاپل:کوکوی ژانر:معمایی،انگست،جنایی،اسمات،کمی دارک مادر تهیونگ جئون سورا به دلایل نا معلومی خودکشی میکنه و حالا باید با داییش که حضانتش رو به عهده گرفته زندگی کنه البته دایی پیرش بعید به نظر میرسه بتونه این پسر مرموز و لجباز به رو تنهایی بزرگ کنه.... بعد از مدت کمی که با داییش زندگی میکنه به خاطر یه حادثه مجبوره با کوک زندگی کنه و این شروع داستانه... زمان اپ:پنج شنبه ها کاپل ها رو کامل نگفتم چون در جریان داستان می‌فهمید چرا این داستان غیر واقعی و به دور از هیچ گونه ارتباط با اعضای بی تی اس هستش و کاملا زاده تخیل نویسنده اس و به هیچ عنوان شخصیت های اعضا ربطی به این داستان ندارن و فقط از اسم ها استفاده شده وگرنه همگی میدونیم که اعضا فرشته های مهربون خودمون هستن💚💚💚💚💚 نویسنده: noor