...ماجرا از این قراره که شرلوک هلمز و ویلیام جیمز موریارتی بعد از گذراندن سه سال متوالی در آمریکا به عنوان کاراگاه خصوصی، همراه بچشون به بریتانیا برمیگردن. بچه ای که به جمع آن ها، امید تازه ای می بخشه~
«تمام حقایقی که می توانیم ببینیم به آن چیزی که توسط چشم ها دیده میشه، محدود شده...»
...Season one...
.
.
.
∆ ژانر: جنایی-معمایی _ دارم_ اومگاورس_ فانتزی_ اسمات
.
.
.
✓زمان پست گذاری: اطلاعی ندارمಠᴥಠ
.
.
.
واسه اونایی که انیمه رو دیدن(مانگا از فصل ۱۴ به بعد) این همونه فقط از ادامشه...
Author: millo(。•̀ᴗ-)✧
«زمانه از مدار خود به در گشته و آه، چه رنج و شکنجه ای من برای آن زاده شده ام تا آن را باز برجانهم»🌙🥀
مقدمه:
درحالی که صدای رگبار و اصابت گلوله به درختان سکوت شب میشکست آن دو پشت کلیسا پناه گرفته بودند.
″شاید الان موقعیت مناسبی نباشه...باید یه چیزی بهت بگم ولی قبلش میخوام بدونی هر اتفاقیم بیوفته کاری میکنم که تو بتونی نقشت رو عملی کنی!″
آلبرت خندید و درحالی که خشاب تفنگش را پر میکرد گفت″کمتر از این هم ازت انتظار نمیره سرهنگ...″
″آل...گوش کن...من...″
-نویسنده: سایکو-
وضعیت: درحال آپدیت
[کامل شده]
به دنبال انتقامی که تنها دلیل زنده موندنش بود و بهش امید میداد.
و مزاحمی که مجبور به تحملش بود. شاید یه روزی از شرش خلاص میشد...ولی نه به این راحتی!
قسمتی از متن :
" اینکه یه قاتل انقدر بهم نزدیک شده باشه؟...آره...هیجان انگیزه...یه مجرم با هوشی مثل تو که نمیزاره حوصلم سر بره. "
NAME : LUNATIC BLONDE (بلوند دیوانه)
ANIME : MORIARTY THE PATRIOT
GENRE : FANFICTION _ DRAMA _ MYSTERY _ BL _ GL
STORY BY : NELLIE
NC+17