| آلاریون |
گالاهاد سربازیه که در نوجوانی به زور از خانواده اش جدا شده و به عنوان برده برای خواهر پادشاه به قصر منتقل شده..
و اونجا تاریک ترین دوران زندگیش رو تجربه کرده، حالا اما بالاخره بعد از مرگِ خواهرِ پادشاه به عنوان سرباز به لشکری پیوسته که مارشال قراره فرمانده اش بشه...
╭════•✧🦌✧•════╮
𝑮𝑬𝑹𝑴𝑶𝑮𝑳𝑰𝑶 𝑫'𝑨𝑴𝑶𝑹𝑬
⿻ #Hannigram
⿻ #fanfic
⿻ #gay
➜Name: #germoglio_Damore
➜ship: hannigram
- ̗̀ ⋮ season: 2
تعداد پارت هر فصل : 23 ୧
نویسنده : ୧ Aiden
⿻ و من درتمام این مدت ها بهش خیره بودم و نگاهش میکردم. به شور و شوقش به لبخند های شیرینش ، به هوش و زیرک بودنش ، به نگاه معصوم و لبای نرمش و اون بدن بی نقصش...
از انکار کردن خسته شده بودم . اون پسر داشت توی قلبم پرسه میزد . حس میکردم همه قلبم رنگ اون رو گرفته بود و همه فکرم عطر شیرینش رو...
Note :
شروع فصع ۲
───────────────────
⌂ ⌕ ⊞ ♡ 🦌
اسم من زین مالیکه... من با پسرم دیون مالیک که چهار سالشه زندگی میکنم
حدود چندماهه که با همسایم لیام پین قرار میذارم
پسرم و لیام رابطه ی خیلی خوبی دارن
اونقدر که گاهی حس میکنم فراموش شدم و اون دوتا بیشتر اوقات با همن...
دیون از رابطه ی من و لیام خبر داره و لیام رو مادر خودش میدونه و لیام اینو خیلی دوست داره
a Ziam Mayne Short story
حس میکرد که توی بهشت قرار داره. حتی اگه همین لحظه جونش رو میگرفتند، هیچ شکایتی نداشت. دوست داشت همه چیز همین جا تموم بشه. میان بازوهای پر قدرت پرنس و لبهای گرمش. مطمئن بود که نمیتونه دوری ای که قرار بود تجربه کنه رو تاب بیاره. از همون لحظه ی برخورد لبهاشون باهم، حس میکرد قلبش رو کامل از سینه در آورده و اون رو دو دستی تقدیم پرنسش کرده؛ و اگر می خواست ترکش کنه، باید با سینه ای خالی از قلب میرفت و
میدونست که بعد از اون، هیچ فرقی با یک مرده نخواهد داشت.
***
داستان راجع به پسریه که به اجبار و برای نجات وضعیت سرزمینش، مجبور میشه خودش رو به جای خواهر دوقلوش جا بزنه و مدت زمانی رو با پرنسی که قراره با خواهرش ازدواج کنه بگذرونه؛ اما همین اجبار زندگیش رو تغییر میده و عشق ممنوعه ای رو به قلبش راه میده.
🗡️«راز شاهزاده» 🕊️
🔞کاپل : تور - لوکی =تورکی Thorki
📎ژانر : یاعویی - اسمات - امگاورس - ماورالطبیعه - فن فیکشن - درام- اکشن
⬇️🚷⬇️
⚠️رازی محرمانه
که مسموم میکند☠️
هرکس از آن سر در بیارد⚔️
راز دو پرنس آزگاردی👑
قبل از فاجعه ی رگنوراگ🗿
شاید لوکی برای همین دنبال انتقام از ثور بود؟‼️
چه اشتباهی بود که ثور مرتکب شد؟
و لوکی رو تا این حد خشمگین ساخت؟
به راستی چه چیزی؟⁉️اودین یا ثور؟
مقصر کیست؟
چه حسی پیدا می کنی اگه بفهمی یک گناه ممنوع ه رو با برادرت مرتکب شدی؟🚷
و آیا به راستی مرگ به دست تانوس پایان لوکی ست؟
***