عاشقانه
17 story
a little death بقلم _001unknown
_001unknown
  • WpView
    مقروء 1,066
  • WpVote
    صوت 46
  • WpPart
    أجزاء 13
-بزار برم. +نه -گفتم بزار برم +منم گفتم نه، چطوری میتونم بزارم بری وقتی اینطوری گرفتاری زیرم خودت بهم بگو.. هانا کوچولو برای درست کردن اوضاع توی مسافرت خانوادگی همه کار میکنه ولی واقعا موفق میشه؟
+1 أكثر
MY_LITTLE_ANGEL🚬🔞 بقلم iamroosaliin
iamroosaliin
  • WpView
    مقروء 172,454
  • WpVote
    صوت 7,670
  • WpPart
    أجزاء 200
#MY_LITTLE_ANGEL🥃 خلاصه : برایان فرشته روشنایی که بخاطر اذیت و آزار هم نوع هاش مجبور میشه دنیاشو ترک کنه..... زندگی تو دنیای انسان ها سخت و خطرناکِ مخصوصا واسه پسر سفید و دوست داشتنی مثل اون که گی هم هست همه چیز آرومِ تا وقتی که یکی شروع به کشتن دخترای کلابش می کنه برایان در تلاش برای پیدا کردن قاتل با مردی رو به رو میشه که کابوس شبای هر فرشته روشناییِ....... موجودی که همه وجودش پر از خشونت و کشتاره موجودی که قدرت و شرارت خالصِ سایروس هرچی که سر راهش باش رو نابود می کنه هر چی که بخوادو به دست میاره مخصوصا اگه فرشته کوچولویی باش که آتیش شهوت و نفرتو بعد از سال ها دوباره تو وجودش شعله ور کرده باش اون خودِ ترسِ اون یکی از چهار شوالیه تاریکیِ...... ژانر : اروتیک.گی.بزرگسالانه.درام🔞👅 🔥 این رمان دارای صحنه های کاملا باز و سک*سیِ لطفا محدودیت سنیو رعایت کنید 🔥 لینک رمان های رزی در تلگرام : @rosenovelsss
آتش و خاکستر بقلم rosesh121
rosesh121
  • WpView
    مقروء 58
  • WpVote
    صوت 8
  • WpPart
    أجزاء 3
≈در آن روزهای تلخ هیچ کسی نمی‌دانست که جنگ نه تنها کشورها،بلکه قلب هارا نیز شکست میدهد≈ عاشقانه ای میان یک افسر ارتشی و یک آزادی خواه میان جنگ چه چیزی در انتظار آن دو است؟
هانا و مافیای دختر باز || 𝐇𝐚𝐧𝐚 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 بقلم liya71834
liya71834
  • WpView
    مقروء 4,000
  • WpVote
    صوت 80
  • WpPart
    أجزاء 15
تنفرش نسبت به مردی که روبه رویش بود را از چشمان مشکی رنگ و شیطنت بارش میتوان خواند، بر خلاف میل باطنی اش اجبار به کاری داشت که تعفن بر انگیز بود برایش،گرفتن ان دست هایی که به خون خاندانش الوده بود و همکاری با او از مرگ برای دخترک زجر بار تر بود. زخم حقایق نحفته سر باز کرده بود همانند چاقوی دوسر، ترمیمی برای زخم های کهن و دردی هولناک برای زخم های کنونی...
obsession  بقلم itsme_mino
itsme_mino
  • WpView
    مقروء 1,786
  • WpVote
    صوت 204
  • WpPart
    أجزاء 9
جیسون سالها بود که از استلا خوشش میومد ، همیشه اونو زیر نظر داشت ، ازش محافظت میکرد ولی نمیتونست کاری انجام بده ، باید احساساتشو مخفی میکرد چون اون خواهر بهترین دوستش بود و این برخلاف قانون رفاقت بود! اما اتفاقی که این تابستون افتاد همه چیز رو بین استلا و جیسون عوض کرد و حالا جیسون نمیدوست چجوری باید دوباره تو چشمای بهترین دوستش نگاه کنه. ___________________________________________ Genre: تینیجری- رومنس- +18
نور ، صدا ، تصویر ، عشق  بقلم _EELLIISSEE
_EELLIISSEE
  • WpView
    مقروء 12,728
  • WpVote
    صوت 945
  • WpPart
    أجزاء 88
این رمان در ادامه ی حسی به نام عشقه و برای خوندنش اول باید حسی به نام عشق رو بخونید این دومین کاریه که می‌نویسم و درباره ی آیداست ... دختر لیدا و آبتین که عاشق بازیگریه و برای دنبال کردن رویاهاش میره آمریکا اما می‌تونه در برابر نقش مقابلش فقط یه بازیگر بمونه یا ...؟ وضعیت: تمام شده 💫
Violet  بقلم _EELLIISSEE
_EELLIISSEE
  • WpView
    مقروء 36,905
  • WpVote
    صوت 3,068
  • WpPart
    أجزاء 200
حاضری چه چیزی رو برای نجات خانوادت فدا کنی؟ حاضری تا کجاها به خاطر مردم سرزمینت پیش بری؟ برای کایلا ... آخرین پرنسس قبیله ی اژدهای نیلگون ... بهاش ازدواج با یه دشمن قسم خوردست ... ازدواجی که بتونه هر دو سرزمین رو نجات بده ...
برادر زاده ی وحشی من  بقلم Rubitales
Rubitales
  • WpView
    مقروء 36,307
  • WpVote
    صوت 473
  • WpPart
    أجزاء 6
«وقتی یه خرگوشی و برق دندونای آقا گرگه رو می‌بینی، حتی وقتی از ترس میلرزی، دندوناش دور گلوت وسوسه‌ات می‌کنه ! اون موقع، ته دلت آرزو می‌کنه خورده شی . »
شَب خُمار🍷(BDSM) بقلم Drmasterf22
Drmasterf22
  • WpView
    مقروء 97,859
  • WpVote
    صوت 3,243
  • WpPart
    أجزاء 72
بیشتر گریه کن شاید خوشم اومد..🍷🔱 از پارت "دعوتی"تازه شروع اصلی رمانه🔥 . . رمانی که قراره هم بخندی،هم حال کنی😈 ژانر:bdsm,وانشات,خانوادگی,طنز🔞🔥 •DR.THA•
𝖂𝖆𝖗 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊/ جنگ عشق بقلم Faryad1386
Faryad1386
  • WpView
    مقروء 19,350
  • WpVote
    صوت 715
  • WpPart
    أجزاء 22
محکم به دیوار کوبیدم. صدای قلب ترسیدم که دیوانه وار می تپید توی گوشام اکو میشد. دستشو محکم روی دیوار کنار سرم کوبید و به سمتم خم شد. سرشو کنار گوشم برد و نفس های داغشو روی گردنم خالی کرد که باعث شد مور مورم بشه. آروم زمزمه کرد. (...):《حتی اگه یه قرارداد باشه بازم مال منی... بار آخرت باشه بدون اجازه ی من به یه پسر نگاه میکنی، وگرنه...