📚🧷
10 stories
𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵 by ForsakenCrow
ForsakenCrow
  • WpView
    Reads 192,293
  • WpVote
    Votes 21,858
  • WpPart
    Parts 40
کیم تهیونگ برای خلاص شدن از دست استاکرش، لب‌های خطرناک‌ترین پسر دانشگاه، جئون جونگکوک رو میبوسه. اما چی میشه اگه معادلاتش اشتباه پیش برن و گیر یه استاکر بدتر بیوفته؟ «از الان به بعد دیگه مال منی، کیم تهیونگ.» ┆𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ┆𝖦𝖾𝗇𝖾𝗋: 𝖲𝗍𝖺𝗅𝗄𝖾𝗋 𝖠𝖴, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝖮𝖿 𝖫𝗂𝖿𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒 ┆𝖢𝗁𝖾𝖼𝗄 𝖮𝗎𝗍 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗋𝗈𝗅𝗈𝗀𝗎𝖾 𝖥𝗈𝗋 𝖬𝗈𝗋𝖾 𝖨𝗇𝖿𝗈 ┆𝖯𝗎𝖻𝗅𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝖮𝗇: 𝖩𝗎𝗅𝗒 𝟣𝟨, 𝟤𝟢25
𝑺𝑼𝑺𝑼𝑶 𝑶𝑵𝒀𝑨 by Evil_Queens3
Evil_Queens3
  • WpView
    Reads 56,151
  • WpVote
    Votes 6,399
  • WpPart
    Parts 68
سوسووانیا یعنی؛ می‌شم بوسه روی زخم‌هات تا تو بتونی دوباره جوونه بزنی و شکوفا بشی♡ مافیا می‌تونه یک تجارت خانوادگی باشه. اما کی گفته خانواده نمیتونه بشه دشمنت و خنجرش رو بزاره بیخ گلوت؟ اینجا طمع ثروت و قدرت آدم‌ها رو مجبور میکنه به هم‌خون خودشون هم رحم نکنن. جایی که خانواده زخم میشه روی تنت؛ آیا غریبه ها میشن مرهمی روی زخم هات؟ بازی قدرت بزرگترها خیلی زود جای خودش رو بین کوچک ترها هم باز میکنه. آلفا های جوان ما راه پدرانشون رو ادامه میدن و با هم می جنگند یا...؟ زمین بازی بزرگترها عمارت های باشکوه و مهمانی های آن چنانیه؛ اما جوان تر ها بازیشون رو تو مدرسه پیش می‌برن. یونگسان جایی که باید توش درس آموخت و رفت دنبال رویاها و آینده؛ جهنم ضعیف تر هاست. اینجا هر لحظه امکان داره یکی یقه‌ات رو بچسبه و خفتت کنه. شاید یک روزی، یک جایی، یکی از این تحقیر ها خسته بشه و بخواد تلافی کنه. از کی؟‌ نمیدونم. چه جوری؟ نمیدونم! اما این رو خوب میدونم که وقتی پای عشق وسط بیاد همه چیز پیچیده تر خواهد شد. چون مافیا میتونه خط قرمز داشته باشه، و اون خط قرمز میتونه عشق باشه. میتونه تو باشی... عشق من! couples: Vkook/Kookv, Yoonmin, Sope, Namjin. Genres: School life, Omegavers, Mafia, Angst, romanc, Smut. پ.ن: در این فیک به تمام کاپل ها به یک اندازه پرداخته میشود.
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 768,098
  • WpVote
    Votes 103,833
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
Blind [ KookV ] by Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Reads 133,456
  • WpVote
    Votes 19,846
  • WpPart
    Parts 26
"من همسرتم، من با تو ازدواج کردم. من عروسک لعنت شده‌ات نیستم." تهیونگ حالا با صدایی که از خشم می‌لرزید گفت و جونگ‌کوک چهره ناراحتی به خودش گرفت و گفت:"تحت تاثیرم قرار دادی که، حالا چی‌کار کنیم؟ بگم هرچی تو بگی؟" اُمگا محکم لب پایینش رو از حرص گزید و جونگ‌کوک با حرص گفت:"آره اُمگا، تو عروسک من نبودی. تو عشق من بودی، تنها اُمگایی که اگر به من می‌گفت بمیر میمردم! اما همه این‌ها برای قبل از این بود که با خنجر خواهرم رو درست شب ازدواجش به‌قتل برسونی." Couple: KookV Genere: Omegavers, Smut, Romance, History writer: Donya
Collapse | VKOOK by dibaphg
dibaphg
  • WpView
    Reads 277,141
  • WpVote
    Votes 15,249
  • WpPart
    Parts 44
Collapse ~ فروپاشی ❖ کاپل ⇐ ویکوک ❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات ❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها ❖ نویسنده ⇐ Diba جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشده‌اش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود... بخشی از فیــکـــ: _ جونگکوک...اگه نمیخوای... _ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباخته‌ی جونگکوک. دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 238,814
  • WpVote
    Votes 14,302
  • WpPart
    Parts 89
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 63,044
  • WpVote
    Votes 6,757
  • WpPart
    Parts 23
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
VENATOR|VKOOK by Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Reads 27,862
  • WpVote
    Votes 1,659
  • WpPart
    Parts 34
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝