📚🧷
12 stories
Satan's Forbidden by Vkook_Fiiik
Vkook_Fiiik
  • WpView
    Reads 73,499
  • WpVote
    Votes 144
  • WpPart
    Parts 2
کیم تهیونگ، مافیای مطرح روسیه، در یک روز بارونی از زندگی تاریک و خون‌بارش، با پسری تصادف میکنه؛ پسری که چشم‌هاش، چند روز قبل در یک کلیسا، در حافظه‌ی نگاه مرد ثبت شده...آیا تهیونگ میتونه راهی از دنیای سرخ کشتار به چشم‌های معصوم اون پسر پیدا کنه...؟ بعید به نظر میرسه؛ چون اون پسر برای بدنام‌ترین شیطان شهر، یک ممنوعه‌ست... _________________________ پسر شیطان، پسر مسیح نخواهد شد؛ مگر با عبور از قاب کهکشان چشمانی فرشته‌‌وار... خیره‌گی برای بدنام شهر، چیزی بی‌زمان خواهد بود... برای شیطانی با قلبی جوهرکشیده‌ به رنگ شب، که راه رسیدن به بهشت فرشته‌ی ممنوعه را باید از میانه‌ی جهنم کرکس‌ها، طی کند... آیا زاده‌ی شر، راهی به محراب‌زاده‌ی آسمانها دارد...؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کوک : از من بگذر چون من از تو گذشتم تهیونگ : دوست داشتن تو اخرین ذره ی معصومیت من بود اگه بری آخرین ذره ی انسانیت منو با خودت میبری چون من دیگه هیچ انسانی نمیشناسم _________________________ Genre : Romance - Angst - Mafia - Smut - Action Couple : Vkook _ Sub Couple : yoonmin_namjin_ secret _________________ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 _ 𝐏𝐀𝐒𝐀 𝐒𝐞𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐬𝐭 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 __ 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫 : 𝐏𝐀𝐒𝐀 __________ Time up : Every other day
فرشتگان سلاخ by pooraan2000
pooraan2000
  • WpView
    Reads 2,413
  • WpVote
    Votes 280
  • WpPart
    Parts 14
عاشقانه‌ای تاریک از اعماق زمین روزهای آپ: پنجشنبه‌ها ساعت ۸ شب کاپل‌ها: ویکوک، یونمین، جینام ژانر: اکشن، جنایی، هیجان‌انگیز، تاریک، رازآلود، انگست، عاشقانه، اسمات دیلی اسپویل فیکشن در تلگرام: @pooraan79
𝑺𝑼𝑺𝑼𝑶 𝑶𝑵𝒀𝑨 by Evil_Queens3
Evil_Queens3
  • WpView
    Reads 53,063
  • WpVote
    Votes 6,176
  • WpPart
    Parts 68
سوسووانیا یعنی؛ می‌شم بوسه روی زخم‌هات تا تو بتونی دوباره جوونه بزنی و شکوفا بشی♡ مافیا می‌تونه یک تجارت خانوادگی باشه. اما کی گفته خانواده نمیتونه بشه دشمنت و خنجرش رو بزاره بیخ گلوت؟ اینجا طمع ثروت و قدرت آدم‌ها رو مجبور میکنه به هم‌خون خودشون هم رحم نکنن. جایی که خانواده زخم میشه روی تنت؛ آیا غریبه ها میشن مرهمی روی زخم هات؟ بازی قدرت بزرگترها خیلی زود جای خودش رو بین کوچک ترها هم باز میکنه. آلفا های جوان ما راه پدرانشون رو ادامه میدن و با هم می جنگند یا...؟ زمین بازی بزرگترها عمارت های باشکوه و مهمانی های آن چنانیه؛ اما جوان تر ها بازیشون رو تو مدرسه پیش می‌برن. یونگسان جایی که باید توش درس آموخت و رفت دنبال رویاها و آینده؛ جهنم ضعیف تر هاست. اینجا هر لحظه امکان داره یکی یقه‌ات رو بچسبه و خفتت کنه. شاید یک روزی، یک جایی، یکی از این تحقیر ها خسته بشه و بخواد تلافی کنه. از کی؟‌ نمیدونم. چه جوری؟ نمیدونم! اما این رو خوب میدونم که وقتی پای عشق وسط بیاد همه چیز پیچیده تر خواهد شد. چون مافیا میتونه خط قرمز داشته باشه، و اون خط قرمز میتونه عشق باشه. میتونه تو باشی... عشق من! couples: Vkook/Kookv, Yoonmin, Sope, Namjin. Genres: School life, Omegavers, Mafia, Angst, romanc, Smut. پ.ن: در این فیک به تمام کاپل ها به یک اندازه پرداخته میشود.
 The Kim troublebook   by seven7purple
seven7purple
  • WpView
    Reads 3,481
  • WpVote
    Votes 822
  • WpPart
    Parts 6
دردسرنامه کیم | The Kim troublebook 《 _ خبر دسته اول برای خانواده ی کیم. بابا توییتر نصب کرده! + بابا توییتر نصب کرده؟!!! × بابا توییتر نصب کرده؟!!! 》 به " دردسر نامه‌ کیم " خوش اومدید. جایی که هر کیم بدون استثنا یه دردسری برای خودش یا خانوادش درست کرده . دردسرنامه کیم علاوه بر دردسر ها، شامل اتفاقا و اخبار دسته اول این خانواده هم میشه. درست مثل امروز... " بابا توییتر نصب کرده " 《 به نام خدا . با سلام و احترام . این اکانت برای آقای کیم نامجون میباشد . شما میتوانید با زدن بر روی گزینه ی Follow, بنده را دنبال کنید.》 از شما دعوت می‌شود با داستان های عجیب و غریب و خنده دار کیم فمیلی همراه باشید^_^. کاپل اصلی : نامجین کاپل فرعی : یونمین ، ویکوک ، هوری ( تقریبا میشه گفت بین کاپل های اصلی و فرعی تفاوتی نیست و به همشون به یک اندازه پرداخته میشه ) ژانر : AU ، طنز، رمنس، روزمره، فلاف، اسمات به قلم " آماریلیس " #نامجین #ویکوک #یونمین #جیهوپ #فیکشن
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 559,134
  • WpVote
    Votes 81,437
  • WpPart
    Parts 64
-اینقدر استاکم نکن. -اخه تو مال منی، دردونه ی من. ... -دهنتو باز کن پسر خوب... -...ولم...کن... لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش و محکم تر فشورد... -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ... چشم هاش و محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده... -خواهش میکنم...ولم کن... سرشو جلو برد و گونش و با انگشت شصت نوازش کرد... به جنون رسیده بود... -خیلی زیبایی...جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه... ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس/درام /جنایی_مافیا/اسمات/هپی اند ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین... لاویو 🐯🐰
Blind [ KookV ] by Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Reads 125,956
  • WpVote
    Votes 19,518
  • WpPart
    Parts 26
"من همسرتم، من با تو ازدواج کردم. من عروسک لعنت شده‌ات نیستم." تهیونگ حالا با صدایی که از خشم می‌لرزید گفت و جونگ‌کوک چهره ناراحتی به خودش گرفت و گفت:"تحت تاثیرم قرار دادی که، حالا چی‌کار کنیم؟ بگم هرچی تو بگی؟" اُمگا محکم لب پایینش رو از حرص گزید و جونگ‌کوک با حرص گفت:"آره اُمگا، تو عروسک من نبودی. تو عشق من بودی، تنها اُمگایی که اگر به من می‌گفت بمیر میمردم! اما همه این‌ها برای قبل از این بود که با خنجر خواهرم رو درست شب ازدواجش به‌قتل برسونی." Couple: KookV Genere: Omegavers, Smut, Romance, History writer: Donya
Collapse | VKOOK by dibaphg
dibaphg
  • WpView
    Reads 256,884
  • WpVote
    Votes 14,160
  • WpPart
    Parts 40
Collapse ~ فروپاشی ❖ کاپل ⇐ ویکوک ❖ ژانر ⇐ درام، جنایی، اکشن، معمایی، انگست، اسمات ❖ روزهای آپ ⇐ یکشنبه ها ❖ نویسنده ⇐ Diba جئون جونگکوک، وکیل والا مقام های شهر سئول برای پیدا کردن خواهر گمشده‌اش و رو کردن دست آدمهایی که از شغل و جایگاهشون برای منافع کثیفشون استفاده میکنن به سراغ کیم تهیونگ، مردی که سه سالِ نگاه جوونش رو بخاطر به گردن گرفتن جرم پسر شهردار کیم پشت میله های سرد زندان پیر کرده میره...مجرم بیگناهی که با پا گذاشتن تو مسیر اون وکیل یاغی، بعد از سالها خونه ی امنش رو پیدا میکنه، خونه ای که آوار شدنش آغازگر فروپاشی یک عشق خواهد بود... بخشی از فیــکـــ: _ جونگکوک...اگه نمیخوای... _ مطمئن باش اگه نمیخواستمت هیچ وقت بهت اجازه نمیدادم تا این حد پیش بری، دلباخته‌ی جونگکوک. دلباخته بود...واژه ای که به درستی از دهان پسر برای توصیفش بیان شده بود...دلباخته ای که دلش رو به سراب وجود ابدی یک وکیل باخته بود.
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 189,795
  • WpVote
    Votes 12,533
  • WpPart
    Parts 82
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 42,503
  • WpVote
    Votes 4,788
  • WpPart
    Parts 17
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
𝐍𝐎𝐈𝐑 𝐏𝐔𝐋𝐒𝐄 by purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    Reads 4,728
  • WpVote
    Votes 435
  • WpPart
    Parts 2
«جشن عروسی ای که به کابوس تبدیل شد... غریبه‌ای آشنا با نگاهی مبهم، که قرار نبود وارد زندگی‌اش شود... و رازی که مثل سایه دنبالش می‌کند. جایی که او فکر می‌کرد همه‌چیز تمام شده... اما سرنوشت نقشه‌ی دیگری برایش داشت. او گرفتار عشقی می‌شود که از همان اول اشتباه به نظر می‌رسد. پشت تمام تاریکی‌ها، قلبی بود که فقط برای یک نفر می‌تپید. حالا عشقشان باید در میان دروغ‌ها و دشمنی‌ها نفس بکشد... و هیچ‌کس نمی‌داند این نبض تا کجا دوام می‌آورد. وقتی نقاب‌ها یکی‌یکی از چهره هایشان بی افتد، آیا قلب هایشان می‌تواند حقیقت را تاب بیاورد؟» داستانِ تهیونگی که درست بعد از اون افتضاح در شب عروسیش با دختری که عاشقش بود، وقتی که فکر می‌کرد همه‌چیز براش تموم شده، با جونگ‌کوک آشنا شد... آشنایی‌ای که کاملا ساده و اتفاقی بنظر میرسید، اما هیچ‌کس نمی‌دونست پشت لبخند اون مرد چه حقیقتی پنهان شده. Name: Noire Pulse (نبض تاریکی) Couples: Vkook / Kookv, Yoonmin Genre: Mafia, Romance, Crime, Mystery, Smut🔞, Angst, Happy End Wr: Nellin