Tessats_2825's Reading List
7 stories
Collision [L.S][Z.M] por AidaStylinson
AidaStylinson
  • WpView
    LECTURAS 49,317
  • WpVote
    Votos 14,481
  • WpPart
    Partes 56
[ C o m p l e t e d ] لویی یه پری ظریف و کوچولو و حساسه که دوست داره از دید بقیه ترسناک باشه و هری به مردم صدمه می‌زنه... طبیعتا این دو تا از هم متنفرن! با حضور لیام، گرگ بزرگ و نه چندان بد، که انسان‌ها نقطه ضعفشن. زین، یه انسان با ظاهری فوق العاده زیبا و نایل، خدای عشقی که دوست داره کارش آسون‌تر باشه. •Persian Translation #1 in PersianTranslation #1 in Styles #1 in Tomlinson #1 in Stylinson Original Story by: @itjustkindahappened Cover: All rights belong to the artist.
No time to die [L.S] | Completed  por meli_notes
meli_notes
  • WpView
    LECTURAS 51,318
  • WpVote
    Votos 12,410
  • WpPart
    Partes 45
[ اخطار❌ این داستان دارای محتوای ترسناک و ماوراء طبیعه است و ممکن است برای همه مناسب نباشد! ] و من، آخرین بازمانده‌ی جدال با مرگ بودم اما فراموش کردم که مرگ قرن هاست که پیروز میدان است. Cover by: @infectedFantasy #1 in Horror #4 in ziam #5 in sad
Crow [L.S] [completed] por Toomas_28
Toomas_28
  • WpView
    LECTURAS 6,364
  • WpVote
    Votos 1,132
  • WpPart
    Partes 24
کلاغ روی شاخه درخت خشک بال باز کرده بود و با تداعی‌گری مرگی که به سراغ آدمی نمی‌اومد، لویی رو وادار می‌کرد به ناگزیر قدم برداشتن در ورطه سقوط و دویدن لبه پرتگاه. هری احساس می‌کرد تنش در گور و در اون انبوه انبوده جسد خوابیده. حال اون‌ دو رو فقط مردگان می‌دونستن. وضعیت: پایان یافته.
Sea's whisper [L.S | Z.M] por Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    LECTURAS 196,291
  • WpVote
    Votos 44,507
  • WpPart
    Partes 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
𝐅𝐄𝐋𝐈𝐂𝐈𝐓𝐘 por zizx_gmb
zizx_gmb
  • WpView
    LECTURAS 802
  • WpVote
    Votos 130
  • WpPart
    Partes 3
نگریستنِ تو شاید از همان شب اول اشتباه بود... آن شب که چشم در چشم تو نهادم، نگاهم به بند چشمانت گره خورد و دگر باز نشد. این بند آنقدر پرورش یافت و ریشه زد که عطرِ برگ های سبز آن، نجوای تپش قلبم را به "با تو بودن" دوخت و وادارم کرد به دنبالش تا "تو" بیایَم. طنابی که مقصد آن، به تو میرسید. تویی که در خانه ی امن و آغوشِ گرمی بی پروا میخندیدی که از بیرون به زمستانی بی پایان شباهت داشت. مقصدی که برای بارها و بارها مرا به یک جمله رساند: «نگریستنِ تو از همان شب اول اشتباه بود!»
𝙒𝙍𝙀𝘾𝙆𝙀𝘿 | 𝙇.𝙎 por thesamina28
thesamina28
  • WpView
    LECTURAS 159,904
  • WpVote
    Votos 20,119
  • WpPart
    Partes 82
_ولی من لایق خداحافظی بهتری بودم. +هیچکس خداحافظی نمیکنه مگر اینکه دوباره بخواد ببینتت ، بدون خداحافظی رفتم چون دیگه هیچوقت نمیخواستم تا آخر عمرم ببینمت. 🎀[درحال ادیت]🎀 زمان اپ : هروقت به شرط برسه. حاوی اسمات🔞 هپی اند🔥 نویسنده:سامینا🫀
End Game (L.S) por harold_iran
harold_iran
  • WpView
    LECTURAS 632,526
  • WpVote
    Votos 88,760
  • WpPart
    Partes 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....