عشقای من 💌 :)
25 stories
Daddy Byun! by seohoo_1288
seohoo_1288
  • WpView
    Reads 3,757
  • WpVote
    Votes 419
  • WpPart
    Parts 1
Completed✅ پارک چانیول پسر معمولی و تقریبا لوسیه که با یه "شوگر ددی" اشنا میشه و زندگیش تغییر میکنه! نام: ددی بیون کاپل: بکیول (بکهیون تاپ) ژانر: اسمات، رمنس، +21 🚫بکهیون توی این فیک تاپه پس اگه دوست ندارید نخونید.🚫
𓆩✮GorGeous✮𓆪 by Hector_614
Hector_614
  • WpView
    Reads 3,388
  • WpVote
    Votes 454
  • WpPart
    Parts 9
✨️ کاپل‌ها: چانبک، کریسهو، کایسو ✨️ ژانر: فانتزی، درام، عاشقانه، محدودیت سنی +18 ✨️ تایم آپ: شنبه‌ها ──𖧵𓆩♡𓆪𖧵── بکهیون نور درخشان و خیره‌کننده‌ زندگیش رو دیده بود و وقتی به خودش اومد که دیگه دیر شده بود. حالا اگه می خواست اون رو از زندگیش حذف کنه همه چیز باهاش حذف می‌شد و اون تبدیل می‌شد به یه کالبد خالی.. بدون هیچ احساسی‌‌.. پس نخواست حذفش کنه و نگه‌اش داشت. اما.. اون نور.. نه به اون تعلق داشت.. نه به دنیای اون.. ──𖧵𓆩♡𓆪𖧵──
Maybe on the Moon by Light_Sage
Light_Sage
  • WpView
    Reads 37,995
  • WpVote
    Votes 10,540
  • WpPart
    Parts 43
پارك چانيول ٢٧ ساله، مدير و استاد آموزشگاه موسيقي معروف فلوراست و به بيون بكهيون، استاد ويولن ٣٤ ساله كه مرد جدي و سردي هست، علاقمند ميشه. فيكشن: Maybe on the Moon كاپل: چانبك، بكيول ژانر: رومنس، درام، روزمره نويسنده: Light
Messiah River by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 63,207
  • WpVote
    Votes 15,429
  • WpPart
    Parts 51
"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]
" LOTTO "  [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 45,131
  • WpVote
    Votes 7,194
  • WpPart
    Parts 25
•¬کاپل: چانبک (اصلی) | شیوچن | کایسو | هونهان •¬ژانر: ددی کینک | اسمات | رومنس | انگست •¬خلاصه: - من خودت رو میخوام بک! خودکنترلی بکهیون فرو پاشید، دستش رو محکم روی میز کوبید و فریاد زد: - گرفتن جایگاه، موقعیت و معشوقم کم نبود؟ حالا برای مردانگی من برنامه ریختی؟ ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ - این، بکهیونه؟! بک شوکه اتصال لب ها رو شکست و فاصله گرفت، با چشمای گرد بهش نگاه کرد. - چانیول تو... طی یک حرکت بک رو زیر خودش کشید و روش خیمه زد، توی چشمای متعجب و بهت زدش خیره شد و گفت: - آره، عاشقت بودم! ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ - این، بکهیونه؟! - همیشه به کسایی که عاشقشونی به قصد کشت تجاوز میکنی؟ ⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ - این، بکهیونه؟! چانیول با غرور لبخند زد و موهای لخت عروسکش رو نوازش کرد. - البته که بکهیونه، بیبی من. - چـ.. چطور؟! چانیول دستش رو روی رون بیبیش کشید و خیلی عادی گفت: - فقط یکم کنترل کنن رتبه ها: چانبک 🥇 کای 🥇 دی او 🥇 سهون 🥈 چن 🥇 و... ═ ∘♡༉∘ ═ #Thunder @exunder
Frozen Heart [FULL]  by Zazar_96
Zazar_96
  • WpView
    Reads 21,915
  • WpVote
    Votes 4,169
  • WpPart
    Parts 39
اسم: قلب یخ زده کاپل: بکیول، چانبک کاپل فرعی:بکسو، کایسو ژانر: رمنس، انگست، اسمات نویسنده:هیلدا خلاصه‌: بیون بکهیون رئیس جوان یک شرکت بزرگ معماری که هنوز توی گذشته تلخ خودش غرق شده و قلب یخ زده اش مانعی برای نجات پیدا کردنش کسی که سردی قلبش از چشم‌هاش پیداست و باعث میشه وجود هرکسی که باهاش برخورد میکنه از وحشت و غم یخ بزنه و تنها کسی که میتونه باعث گرم شدن قلبش بشه دو کیونگسو خدمتکار عمارتشه پارک چانیول کارمنده ساده ی شرکت که نگاه یخ زده رئیس بیون باعث میشه دلش بخواد وارد زندگیش بشه و بر خلاف ترسش باهاش دوست باشه اما آیا با وجود پس زدن های بکهیون میتونه؟ " IF EVEN WORLD AGAINST OUR LOVE,I CAN'T LIVE WITHOUT YOU" "حتی اگر دنیا بر علیه عشق ما باشه،من نمیتونم بدون تو زندگی کنم" . . عشق و عقل دو آفریده متفاوت هستند.عقل انسان را در هم گره می زند و اجازه هیچ خطری را به او نمیدهد اما عشق حلال مشکلات است و دل را به دریا می زند.عقل همیشه هشدار می دهد و نصیحت می کند و می گوید مراقب باش که از خود بیخود نشوی درحالی که عشق می گوید اصلا مهم نیست در همه چیز غرق شو و فراموش کن.عقل به سادگی در هم نمی شکند اما عشق به راحتی به تلی از خاک بدل می شود.اما نباید فراموش کرد که گنج ها در بین ویرانه ها پنهان شده اند.یک دل شکسته گنج هایی را در خود پنهان کرد
Ambitious by libellula_viola
libellula_viola
  • WpView
    Reads 160,737
  • WpVote
    Votes 37,191
  • WpPart
    Parts 53
پارک چانیول هجده‌ سال پیش باخته بود، به اون امگای اغواگر با چشم‌های شیطون و بی‌رحم. آره، بی‌رحم بهترین توصیف برای اون چشم‌ها بود. چشم‌هایی که در نگاه اول با نهایت بی‌رحمی مجذوبت می‌کردند طوری که هیچ‌وقت نمی‌فهمیدی کی درونشون غرق شدی. پارک چانیول هجده‌سال‌پیش یک بار همه چیزش رو به اون چشم‌ها باخته بود و الان، تو سن سی‌وشش‌سالگی یه پدره و نمی‌دونه چه‌جوری باید به تنهایی پسر هفده‌ساله‌ش رو‌ رام کنه. -یعنی الان به آرزوهات رسیدی بکهیون؟ Ambitious~ couples : chanbaek,kookv genre :omegaverse,romance,smut,school life شروع: 2020/11/15 پایان: 2023/12/2
꧁𝑴𝒂𝒓𝒊𝒆 𝑨𝒏𝒕𝒐𝒊𝒏𝒆𝒕𝒕𝒆꧂ by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 128,148
  • WpVote
    Votes 26,599
  • WpPart
    Parts 43
[پایان یافته] این دنیا برای امگاهای مارک نشده زیادی خطرناکه! من بیون بکهیونم، امگای 23 ساله که طی یه سانحه حس بویاییشو کاملا از دست داده و بخاطر همین مشکل نمی‌تونه فرومونا رو احساس کنه...شاید شما فکر کنین که این‌ یه نقص محسوب میشه اما برای من اینطور نیست‌. حالا اون آلفاهای کوفتی هرگز نمی‌تونستن با رایحه‌اشون منو تحت سلطه خودشون بگیرن. من هیچ نقطه ضعفی در برابر آلفاها ندارم!...این دنیا از چهار رایحه پیروی میکنه که بهشون "رایحه‌های چهار فصل" گفته میشه. و بین تمام این رایحه‌ها، رایحه زمستونی وجود داره که فقط مختص به آلفاهای برتره و میتونه تمام گونه‌ها رو تحت سلطه خودش بگیره. خب، البته وجود همچین آلفایی با رایحه برف که حتی بو هم نداره فقط و فقط یه افسانه‌ست...اوه صبر کن! منم تا یه مدت قبل همین فکرو میکردم اما درست تا وقتی که با چشمای خودم اونو دیدم و با وجود نقصم رایحه برفیشو احساس کردم. ♧♧♧♧♧♧♧♧♧♧ فیک: ماری آنتوانت کاپل: چانبک ژانر: امگاورس♧مافیا♧رمنس♧اسمات
You Must Be Mine by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 189,914
  • WpVote
    Votes 41,553
  • WpPart
    Parts 80
❇️ عنوان : تو باید مال من باشی ❇️ ژانر: رمنس درام انگست اسمات ❇️نویسنده : golabaton ❇️کاپل : چانبک اصلی، هونهان فرعی ❇️وضعیت: کامل شده 🥀 خلاصه پارک چانیول، وقتی یه نوجوان پانزده ساله بود اشتباه بزرگی در حق یه پسربچه کرد. اشتباهی که باعث شد سالهای زیادی با عذاب وجدانش بجنگه و تبدیل به مردی منزوی و خشن بشه‌ . تنها راه خلاص شدن از این عذاب، این بود که بکهیون رو وارد زندگیش کنه. اونم توی شرایطی که خودش دوست پسر داره و بکهیون....اون پسر از گی ها متنفره‌..‌..به خصوص اگه صدای بمی داشته باشن!