baran003168's Reading List
198 stories
DARK HUNTER (KOOKV)  by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 18,054
  • WpVote
    Votes 1,699
  • WpPart
    Parts 12
تهیونگ لاله و نمیتونه حرف بزنه. هر روز پشت مغازه‌ی شیرینی فروشیش یه دسته گل می‌بینه و نمیدونه اون گلا رو یه قاتل براش میذاره که عاشقشه
moonbound | minsung chanjin  by imtheasteria
imtheasteria
  • WpView
    Reads 1,950
  • WpVote
    Votes 310
  • WpPart
    Parts 10
فقط نگاه خیس جیسونگ و فریادهای دردناکش می‌تونستن مینهو رو سر به راه کنن؛ جوری که فراموش کنه خودش شکارچی بوده و اون پسر طعمه‌ی فراریش. خیال می‌کرد هدفش اینه که حضور جیسونگ رو از صفحه‌ی روزگار محو کنه... ولی چه خیال خالی. زمانی به خودش اومد که برای نجات اون گرگینه دست به دروغ و پنهان‌کاری زد. به امید اینکه عاقبتشون خوش باشه. Couple: minsung, chanjin. Genre: supernatural, werewolf, romance, smut, psychological, angst, dark fantasy. Writer: asteria.
The Last Omega  by VictoriaTheGoddess
VictoriaTheGoddess
  • WpView
    Reads 7,390
  • WpVote
    Votes 960
  • WpPart
    Parts 11
جونگ‌کوک برای برگشت به خانواده و گرفتن قدرت نیاز داره با یک امگا ازدواج کنه؛ اما فقط تعداد کمی امگای مذکر باقی مونده و تهیونگ نازدارترین اون‌هاست. ژانر: امگاورس، انگست، رومنس، ازدواج اجباری، اسمات کاپل: کوکوی
border of love by victoria_TK58
victoria_TK58
  • WpView
    Reads 8,021
  • WpVote
    Votes 885
  • WpPart
    Parts 29
_بوی برف میدی پسر کوچکتر با تعجب نگاهی به الفای رو‌به‌روش انداخت _مگه برف هم بو داره؟ جوری که الفا ، امگای وانیلی رو نگاه میکرد باعث میشد ضربان قلبش بالا بره _اره ، من حسش میکنم چون تو بوی اونو میدی پسرک برفیه من
Strange Start [vkook] by mobinaashabi
mobinaashabi
  • WpView
    Reads 30,783
  • WpVote
    Votes 3,996
  • WpPart
    Parts 22
«شروع عجیب» "درحال آپ..." کیم تهیونگ معتقده که به‌جز کارش و دخترش عاشق هیچکس نمی‌تونه باشه... اما وقتی جفت حقیقی‌تون رو پیدا می‌کنید مهم نیست نظرتون راجبش چیه به هرحال نمی‌تونید اون رو با کسی به غیر از خودتون ببینید! این داستان یک عشقِ پر ماجراست... . ✨️بخشی از متن فیکشن: تهیونگ اروم روی جونگ‌کوک خزید و با گرفتن مچ پاهاش، دستور داد: - وقتشه پاهات رو برای آلفا باز کنی، امگا. جونگ‌کوک که از لذت شنیدن امگا، گرگ بی‌قرارش از خود بی‌خود شده بود، با حس کردن خیسی بیش از حد شلوارش، ناله‌ی بلندی کرد. - هیش‌... بهتره صدات رو کنترل کنی. تو که نمی‌خوای رز کوچولو با صدات از خواب بیدار شه کارامل! ژانر: امگاورس، اسمات، رومنس،کمدی زمان‌آپ: جمعه_ منظمه کاپل: ویکوک(ورژن کوکوی داخل پیج) ●wrιтer: #mobina & #Camomile 𝑩𝑳𝑨𝑪𝑲 𝑺𝑾𝑨𝑵
The Prince by Aren_Levanen
Aren_Levanen
  • WpView
    Reads 139
  • WpVote
    Votes 19
  • WpPart
    Parts 6
در میان جنگلی پهناور ،قصری قدیمی پنهان شده است . مکانی که هیچکس هرگز نمی‌تواند به آن راه یابد. شاهزاده ای درون این قصر زندانی شده است بدون اینکه راه فراری به بیرون داشته باشد، او برای اخرین بار قسم خورد که هر کسی داستان او را بخواند به سرنوشت خود دچار کند.
Ninety-nine by Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    Reads 264,453
  • WpVote
    Votes 25,620
  • WpPart
    Parts 102
📣خلاصه: تهیونگ‌ چیزهای زیادی از دانشکده‌ی حقوق یاد گرفته بود. ۹۹٪ از آموخته‌هاش، اون رو به جایگاه فعلی‌اش رسونده بودن و به یکی از جوون‌ترین و برجسته‌ترین وکیل‌های حال حاضر کشور تبدیلش کرده بودن. شاید از خودتون بپرسید که پس اون ۱٪ باقی‌مونده چی‌ می‌شه... خب، اون ۱٪، پنج‌سال پیش، بعد از کات کردن با دوست‌پسر سابقش از بین رفته بود! تهیونگ تا صبح امروز فکر می‌کرد دیگه هرگز قرار نیست اکسش رو ببینه؛ اما الان رو‌به‌روی اون پسر با موهای کوتاه مشکی و چشم‌های درشتش ایستاده بود و داشت به نیشخندی که روی صورتش بود، نگاه می‌کرد. جئون جونگ‌کوک هنوز هم مثل قبل بود و ذره‌ای تغییر نکرده بود، به‌جز اینکه این‌بار دستبندی به دست‌هاش زده بودن و پرونده‌ی اتهام به قتلش، زیرِ دستِ تهیونگ بود تا بعداز بررسی‌های لازم، به عنوان وکیلش ازش دفاع کنه! ⇶Update: روزهای فرد ⇶Genre: Criminal, Romance, Angst, Smut • Couple: KookV
Elysian | KOOKV by DejavuRaven
DejavuRaven
  • WpView
    Reads 18,431
  • WpVote
    Votes 1,511
  • WpPart
    Parts 13
៸៸ اِلیژیا ៸៸ ៹ ژانر: مافیایی، جنایی، رمانتیک، اسمات ៹ کاپل:کوکوی ៹ خلاصه: مدیرِ بزرگ‌ترین کمپانیِ داروسازی در سئول، جئون جونگ‌کوک؛ مردی سرد و خالی از احساس، که به‌تازگی طیِ وصیت‌نامه‌ی پدر مرحومش فهمیده که آزمایشگاه‌های کمپانیش به‌ساختِ جدیدترین موادهای مخدر مشغولن و اون گادفادرِ مشهورترین باندِ مافیاییِ سئول شده، پاش ناخواسته به گی‌باری باز می‌شه و شیفته‌ی حرکاتِ اغواگرِ استریپرِ مو مشکی، مأموریتش رو به‌دستِ فراموشی می‌سپره؛ غافل از اینکه نگاهِ اون استریپر، از مدت‌ها قبل روی جئون بوده. ៹ برشی از داستان: - حدس میزدم کینک‌های خاصِ خودت رو داشته باشی؛ اما فکرشم نمی‌کردم که به تماشای تریسامِ بقیه علاقه‌مند باشی! آه شت! پس وقتی توی تختتم، یه مزاحم داریم. + من عادت به تقسیمِ اموالم با بقیه ندارم کیم. اگر قرار باشه ردِ مالکیتم رو روی پوستِ بلورینت بکارم، جوری انجامش می‌دم که وقتی اون حرومزاده‌ها نگاهشون رو به تنت می‌دوزن، چشم‌هاشون به‌جای تحسین با وحشت پر بشه.