زیام
52 stories
Sealed with a kiss  by lcoldbluel
lcoldbluel
  • WpView
    Reads 564
  • WpVote
    Votes 122
  • WpPart
    Parts 6
بله قرار است تابستانی سرد و تنها باشد ولی من خلاء آن را پر خواهم کرد من تمام رویاهایم را هر روز در یک نامه ممهور به یک بوسه برایت ارسال خواهم کرد.
We don't talk anymore by ToMmoMayne
ToMmoMayne
  • WpView
    Reads 15,751
  • WpVote
    Votes 2,562
  • WpPart
    Parts 20
We don't talk anymore Like we used to do We don't love anymore What was all of it for? cover by: @_zazi_
The love story of zigi by 20112014z
20112014z
  • WpView
    Reads 4,175
  • WpVote
    Votes 910
  • WpPart
    Parts 1
:)از رو جلد قضاوت نکنید
Accomplisher (Z.M) by hastiasa
hastiasa
  • WpView
    Reads 80,482
  • WpVote
    Votes 13,065
  • WpPart
    Parts 48
"من میتونم کاملت کنم لیام." "نمیخوام. چون اونم همینو میخواست ولی من نتونستم ازش محافظت کنم، اگر تو روهم از دست بدم..." "من خودم کسیم ک قراره از تو محافظت کنه." [Completed]
VALIUM [Z.M] by anaw_73788
anaw_73788
  • WpView
    Reads 4,879
  • WpVote
    Votes 703
  • WpPart
    Parts 5
درک روشنایی خنده دار به نظر میرسید. حداقل برای پسری که با چشم های بسته می‌گذشت و شب و روز رو از هم تشخیص نمیداد. روشنایی یک لطیفه محسوب میشد. هر چند که این منطق تا زمان محدودی ادامه داشت... درست قبل از شنیدن صدای بم مرد خارجی که بی اجازه وارد خونه‌ش شده بود. در ادامه... برای زین، روشنایی تنها یک صدا بود.
My angel by risa80
risa80
  • WpView
    Reads 298
  • WpVote
    Votes 70
  • WpPart
    Parts 2
+تو نمیتونی همچین چیزی بخوای اصلا! غیر ممکنه زین _میتونم .. اون ارزوی منه و تو باید براورده اش کنی..چرا میگی غیر ممکنه؟ +تو یه موجود ابزی هستی زین! اینو بفهم تو دنیای اونا طاقت نمیاری.. _پس این غیر ممکن نیست؟ این شدنیه؟ اخم غلیظی به پسرک تحویل داد و سرشو تکون داد _من میخوام ..میخوام یکی از اونا باشم ..
LIBÉRATION  by zr___2004
zr___2004
  • WpView
    Reads 1,628
  • WpVote
    Votes 650
  • WpPart
    Parts 18
زیام & لری استوری ... My mama always said, life's like a box of chocolates. You never know what you gonna get. ~On going ~Update: فعلا نامنظم -Fantasy- -Super Natural- -Vampires- -Damons- -Dark- -Ziam & Larry story-
 Di mi nombre(z.m)          نام مرا بگو by ziamyald
ziamyald
  • WpView
    Reads 367
  • WpVote
    Votes 62
  • WpPart
    Parts 4
Short story مَرا با موهایَت بِ بَند بِکِش گوشهِ ی تَختَت با اینکه مو می شِکَنَد کاری میکُنَم که اِنگار گِره خوردِه اَم وَ دَر آخرین لَحظِه نامَم را بِگو مَرا صِدایَم کن
Dear diary by ZeddyMayne
ZeddyMayne
  • WpView
    Reads 2,026
  • WpVote
    Votes 600
  • WpPart
    Parts 22
خاطرات عزیز، همینجا تورو به پایان میرسونم. فکر نمیکنم هیچ خاطره بهتر یا بدتر از اون خاطراتی که قبلا توی این دفتر نوشتم برام ساخته بشه‌. بذار این پایانِ خاطراتِ مکتوبم باشه، همینقدر زیبا، همینقدر دردناک، همینقدر عاشقانه. Ziam story, Top/Bottom: No smut fanfiction Romance genre
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED by mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Reads 705,071
  • WpVote
    Votes 94,521
  • WpPart
    Parts 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.