زیامه ، زیام
28 stories
Un bacio tra le rovine di LamaMalik
LamaMalik
  • WpView
    LETTURE 301
  • WpVote
    Voti 123
  • WpPart
    Parti 19
نیویورک، شهری خیس از باران و دروغ. در هیاهوی بوی باروت و قول‌های پنهانی، دو مرد از دو دنیا رو‌به‌روی هم ایستاده‌اند، یکی با سکوت، دیگری با لبخندی کشنده. و میان این ویرانه‌ها، بوسه‌ای اتفاق می افتد که همه‌چیز را زیر رو می‌کند. Ziam fan_fiction Zayn Top
centrifugal force di ghoorbeh
ghoorbeh
  • WpView
    LETTURE 1,592
  • WpVote
    Voti 332
  • WpPart
    Parti 41
مهاجر همیشه بین ماندن و رفتن ، زندگی‌اش را رو به جلو می‌برد ، میزبان هم همواره در پی ماندن و یا رفتن او ...
The Vagrant  di m_shabgard5991
m_shabgard5991
  • WpView
    LETTURE 13,933
  • WpVote
    Voti 2,402
  • WpPart
    Parti 26
•●♤زین یه امگای تنهاست که خونه و پکی نداره و آوارست. هرچند وقت یه بار توی پکی میره و پنهانی مدتی اونجا میمونه همه چیز از وقتی شروع میشه که پاش به یه شهر بزرگ، محل زندگی یه پک متفاوت و خیلی قدرتمند، میرسه... اون به هیچ وجه خبر نداره که سرنوشتش قراره توی این شهر رقم بخوره!♤●• ♤روزنه‌ای به بوک: ○~•{تو یه نیمه شب سه‌ ناشناس موفق میشن از دیوارهای شهر عبور بکنن ولی وقتی دو نفرشون اسیر دست سرباز‌ها میشن و فقط یکیشون فرار میکنه، شهر بهم میریزه! اون پک به هر غریبه‌ای حساسه و اون پسر نوجوان غریبه، در واقع آواره‌ای بود صحراگرد ‌که هیچ خبر نداره پا به کجا گذاشته...}•~○
𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐞𝐜𝐫𝐞𝐭 𝐨𝐟 𝐋𝐨𝐧𝐝𝐨𝐧|𝐋.𝐒 di KimiKimiii5
KimiKimiii5
  • WpView
    LETTURE 12,208
  • WpVote
    Voti 2,716
  • WpPart
    Parti 33
_مرد پلیس، قدم هاش رو تند کرد تا به اتاق 128 برسه باید می فهمید چه بلایی سر پسری که بیهوش روی تخت بیمارستان افتاده، اومده.. لویی تاملینسون جوان توی اولین روز انتقالش به لندن درگیر پرونده ای شده بود که نمی دونست قراره زندگیش رو زیر و رو کنه.. و هری بی خبر از همه جا، توی تن خودش عزا دار بود.. ژانر: عاشقانه | معمایی | جنایی کاپل‌ها: لری ✨، اندکی زیام وضعیت: در حال آپلود شروع: ۱۵/۳/۱۴۰۳ نویسنده: کیمیا 🖤
Trojan [Z.M] di Annalia_fanfic
Annalia_fanfic
  • WpView
    LETTURE 380
  • WpVote
    Voti 41
  • WpPart
    Parti 6
دیگه لازم نیست برای معروف شدن استعداد خاصی داشته باشی. پول در آوردن نیازی به سخت‌کوشی نداره. تنها چیزی که نیاز داری شانسه؛ و البته ذره‌ای از خود‌ گذشتگی و آمادگی برای مرگ. ما بزرگ میشیم تا اگر آشیل لطف و رحمت خودش رو شامل حال ما کرد، تا زمان مرگ بجنگیم و اگر هم مردیم با لبخندی بر لب دفن بشیم. خدای ما پرستش نمی‌خواد، دستور نداده که یکشنبه‌ها به کلیسا بریم یا شراب خوردن رو حرام نکرده. هیچ‌گاه امری در کار نبوده. درخواست کرده و حق انتخاب داده‌، هر سال یک سوال مشخص از ما پرسیده میشه، حاضریم بیست و سه تن قربانی بدیم؟ هر سال هم جواب اکثریت ما بله‌ست. امسال شرکت کننده‌ی بیست و چهارم‌ تروجان منم و اجازه ندارم که بمیرم.
identity [Ziam]  di Goldenlikehiseyes
Goldenlikehiseyes
  • WpView
    LETTURE 2,567
  • WpVote
    Voti 325
  • WpPart
    Parti 9
به خون روی دستات نگاه کن؛ تو هم مقصری.
ziam fictions di wrong_nummber
wrong_nummber
  • WpView
    LETTURE 77
  • WpVote
    Voti 8
  • WpPart
    Parti 1
ziam❤💛
Aphrodite(completed) di Atlanta-NK
Atlanta-NK
  • WpView
    LETTURE 44,158
  • WpVote
    Voti 7,612
  • WpPart
    Parti 30
[COMPLETED] ز-از یه جایی به بعد تنها کاری که‌ از دستم برمیاد از دست دادنه؛ موهام و مژه هام، خیلی چیزا رو قراره از دست بدم.. ل-اما عشق من رو‌ هیچوقت از دست نمیدی آفرودیت ⚠️WARNING: SEXUAL CONTENT
Black Bunny di Atlanta-NK
Atlanta-NK
  • WpView
    LETTURE 790
  • WpVote
    Voti 153
  • WpPart
    Parti 4
جنگ هیچ گاه مقدس نیست؛ مگر برای رهبران سیاسی. هیچ جنگی به آزادی نمی انجامد، مگر اینکه اندیشه ای آزاد در پس آن باشد. در هیاهوی گلوله ها و آتش توپخانه، آنگاه که بوی تند باروت راه تنفس را بسته بود، عشق از نفیر جنگ گریزان بود. همچون خرگوش سیاهی که ناگهان، از میان بوته ها بیرون پرید... . ⚠️ WARNING: THERE MIGH BE VIOLENT SCENES.
Eden di Atlanta-NK
Atlanta-NK
  • WpView
    LETTURE 22,665
  • WpVote
    Voti 3,836
  • WpPart
    Parti 30
بهشت برای من همینه، وقتی از پشت جهنم چشمات به من نگاه میکنی و پایانم رو میخوای "و خداوند آدم و حوا را به تاوان خوردن میوه ممنوعه از باغ عدن بیرون راند" هر چیزی تاوانی دارد، حتی شیفتگی به آتش؛ شیفتگی به چشمهایت... ⚠️ WARNING FOR SEXUAL CONTENT AND HIGH VIOLENCE.