KiyanaRezay's Reading List
18 قصة
Capo | Vkook | AU بقلم evena202
evena202
  • WpView
    مقروء 1,274,354
  • WpVote
    صوت 121,531
  • WpPart
    فصول 71
كيم تهيونگ، كاپوى قدرتمندِ مافياى نيوجرسى، باید با دخترِ مشاورِ مافیایِ بوستون به قصد صلح ازدواج كنه، اما درست قبل از مراسم نامزدى با خبر فرار اون دختر، همه چيز بهم ميريزه و تهيونگ براى حفظ غرور و تحقيرى كه در خفا صورت گرفته، خبرِ ازدواجش با پسرِ اون خانواده رو اعلام ميكنه... قوىِ وحشى! ↳Name: Capo ↳Couple: Vkook ↳Genre: Romance / Smut / Crime ↳Writer: #Sahel 🥇1Taehyung 🥇1Fiction 🥇1Romance 🥇1BTS 🥈 2عاشقانه 🥇1Crime 🥇1teakook 🥇boyxboy
Scatto | Vkook | Omegavers بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    مقروء 2,629
  • WpVote
    صوت 352
  • WpPart
    فصول 2
𓂃𝐒𝐜𝐚𝐭𝐭𝐨𓍯 ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟امگاورس، رمنس، درام، اسمات، امپرگ ⊹ نویسنده⤟ #Sadixen ⊹ خلاصه⤟ توی دنیایی که هر حرکت یک سوپرمدل می‌تونه میلیون‌ها دلار ارزش داشته باشه، جئون جونگوک بالاخره به بزرگ‌ترین نقطه‌ی زندگی حرفه‌ایش رسیده؛ کمپین جهانی فندی.❤️‍🔥 اما درست زمانی که دنیا موفقیتش رو جشن می‌گیره، زندگی شخصیش آروم‌ آروم از کنترل خارج می‌شه.❌️ رابطه‌ای که سال‌ها پشت درهای بسته پنهان مونده... رازهایی که هیچ‌کدوم برای فاش شدن آماده نیستن... و آینده‌ای که با هر تصمیم، غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر از قبل می‌شه. کیم تهیونگ همیشه فکر می‌کرد محافظت کردن یعنی تصمیم گرفتن. جونگوک اما می‌خواست برای اولین بار، خودش مسیر زندگیش رو انتخاب کنه. بین قراردادهای میلیون دلاری، رسوایی رسانه‌ها، بارداری‌ای که همه چیز رو تغییر می‌ده و عشقی که مرز بین محافظت و کنترل رو از بین برده... بعضی رازها قرار نیست برای همیشه پنهان بمونن.
INRED | VKOOK بقلم V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    مقروء 1,431,627
  • WpVote
    صوت 95,213
  • WpPart
    فصول 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
+14 أكثر
Strawberry & Cigarette - VK  بقلم LVJEON
LVJEON
  • WpView
    مقروء 6,277
  • WpVote
    صوت 1,571
  • WpPart
    فصول 17
- شیطونی نکن توت‌فرنگی. + ولی من دوست دارم شیطونی کنم و روی پیانوی مورد علاقه‌ات به‌فاک برم. خلاصه: جونگ‌کوک از انیگماها متنفره؛ خصوصاً از یه انیگمای ارتشیِ ازخودراضی که حالا معلوم شده جفتشه و تهیونگ هم قرار نيست دلش رو به یه امگای بی‌پروا ببازه. یک انیگمای کنترل‌گر؛ یک امگای سرکش و پیوندی که هیچ‌کدوم حاضر به پذیرفتنش نیستن. ◞ 𝖭𝖺𝗆𝖾: Strawberry & Cigarette ◞ 𝖴𝗉𝗅𝗈𝖺𝖽: شنبه و چهارشنبه‌ها ◞ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook ◞ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Omegaverse, Enemies to Lovers, Smut ◞ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Rose 📌این فیکشن اول توی چنل LVJEON آپلود می‌شه و بعد در واتپد.
| Doctor Kim |<AU> vkook. Completed✓ بقلم Im_lorya
Im_lorya
  • WpView
    مقروء 168,526
  • WpVote
    صوت 17,350
  • WpPart
    فصول 28
Completed✓ جونگکوک رو استاد دانشگاهش که یه دکتره، کراش بزرگی داره. چی میشه اگه دستش بخوره و یه عکس اشتباهی براش بفرسته؟ یعنی دکتر کیم چه جوری برخورد میکنه؟ AU Name: Doctor Kim couple: Vkook Genre: comedy, fun, fake chat, smut
+22 أكثر
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 بقلم Sarculine_LA
Sarculine_LA
  • WpView
    مقروء 384,557
  • WpVote
    صوت 27,845
  • WpPart
    فصول 42
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــــــــ -میترسم از روزی که جیمین با منِ واقعی رو به رو بشه.. اونوقت دیگه شاید هیچوقت برای من نباشه! ــــــــــــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اونجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــــــــــ -اجازه بده از اول شروع کنیم.. وضعیت: پایان یافته name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:1404/8/9 #vkook #Yoonmin #romance
𝗟𝗼𝘃𝗲 𝘄𝗶𝗻𝘀 | 𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸 بقلم atrisaa
atrisaa
  • WpView
    مقروء 104,939
  • WpVote
    صوت 7,188
  • WpPart
    فصول 34
رئیس‌جمهور پر نفوذ کره، کیم تهیونگ، طی یه تصمیم عجیب یه پسر هجده ساله رو به سرپرستی می‌گیره! این تصمیم به تنهایی به قدری عجیب بود که حتی خانواده و دوستانش هم در شوک فرو رفته بودن؛ اما عجیب‌تر؟ تلاش شدیدی که برای پنهان کردن اون پسر می‌کرد! _دلم می‌خواد برای ددی کیم رو زانوهام باشم... _تو حیفی بیبی، من رو زانوهامم برات، گلبرگ! اسم فیکشن: 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒊𝒏𝒔 تایم آپ: شنبه چنل: @kookv_life ˢᵗᵃʳᵗ: ²⁰²⁵'¹⁰'²³
Wrong number بقلم kookiefortae
kookiefortae
  • WpView
    مقروء 708,702
  • WpVote
    صوت 119,981
  • WpPart
    فصول 69
ناشناس: هنوز نمیتونم باورت کنم.ما سه سال باهم قرار میزاشتیم. سه سالِ لعنتی ،این هیچ معنی ای برات داشت؟ خب، برای من داشت. من اون همه زمانو صرف تو کردم وقتی میتونستم کار بهتری کنم هیچ ایده ای نداری چقدر ازت متنفرم جونگکوک: آم جونگکوک: شماره اشتباه؟ **** [Completed] Toptae Bottomkook Taekook Namjin Yoonminseok [Translated] #1 in vkook🥇 #1 in taekook🥇
🔞kookmin |Honey moon🔞 بقلم kookmin_army9795
kookmin_army9795
  • WpView
    مقروء 65,796
  • WpVote
    صوت 2,931
  • WpPart
    فصول 11
زوج تازه ازدواج کرده ای که از رابطه داشتن باهم سیر نمیشن ولی امگا برای تنوع دادن به رابطه هاشون تصمیم میگیره به ماه عسل برن و..... ژانر:فول اسمات،عاشقانه،امگاورس،امپرگ هشدار:گایز اسمات های این بوک زیادی بازه و بدون محدودیته مثل:bdsm،یا تریسام با شخصی که فقط همون یه بار اسمشو قراره بشنوید و نقشی تو فیک نداره و اینکه احتمالا 12 پارت باشه فقط و قرار نیست زیاد طولانیش کنم
Coshay / نامیرا بقلم rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    مقروء 575,724
  • WpVote
    صوت 40,671
  • WpPart
    فصول 133
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻بالا پایین زندگی این خانواده نامیرا 🙈❤️ . . .