sekaihun
7 histórias
chocolate and ice de shr_ksL
shr_ksL
  • WpView
    Leituras 196,368
  • WpVote
    Votos 32,710
  • WpPart
    Capítulos 71
♧اسم فیکشن: شکلات و یخ ♤ژانر: رومنس، اکشن، انگست، رازآلود، اسمات ♧کاپل: کایهون/سکای ورس ، چانبک (هردو اصلی) ♤ فصل اول کامل. قرار بود فقط یه جیب زدن ساده از یه مرد خوشتیپ توی کلابی که کار میکنه باشه، نفهمید چی شد که از جیب زدن به چشیدن یه شکلات جهنمی رسید؟ شکلات ممنوعه ای که شاید تاوان مزه کردنش، زیر رو شدن زندگیش بود.. ....... بکهیون ، برادر کوچیک تر و دردساز سهون ، میدونست نباید عاشق چانیول بشه اینجا قصه های پری نبود که شاهزاده و گدا بتونن کنارهم خوشحال زندگی کنن اما دست خودش هم نبود که دلش با دیدن شاهزاده ی این روزای زندگیش ، تند تر می تپید..!
━═𝐓𝐇𝐄 𝐂𝐑𝐎𝐖𝐍═━ ʙᴏᴏᴋ𝟭 de SILVANA00sage
SILVANA00sage
  • WpView
    Leituras 21,778
  • WpVote
    Votos 6,024
  • WpPart
    Capítulos 18
𝗕𝗢𝗢𝗞 1 ۩ ᵗʰᵉ ˢᵉˡᵉᶜᵗⁱᵒⁿ ۩ رقابت انتخاب،برای 32 دختر و پسر یک شانس طلاییه. فرصت زندگی در قصر و به دست آوردن قلب سومین شاهزاده ی جذاب امپراطوری. 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 ۩ 𝘀𝗲𝗸𝗮𝗶 𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞 ۩ 𝗱𝗿𝗮𝗺𝗮, 𝗿𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲, 𝗳𝗮𝗻𝘁𝗮𝘀𝘆 𝐚𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫 ۩ 𝘀𝗶𝗹𝘃𝗮𝗻𝗮
🐱ʟᴏᴠɪɴɢ ᴅᴀᴅᴅʏ 1&2🍭ᵏᵃⁱʰᵘⁿ🍭ددی‌مهربون🐱 de Diyaan93
Diyaan93
  • WpView
    Leituras 28,887
  • WpVote
    Votos 4,294
  • WpPart
    Capítulos 18
🌀ᴄᴏᴜᴘʟᴇs : ᴋᴀɪʜᴜɴ 🌀 ᴋʀɪsʜᴀɴ 🌀 sɪᴄʜᴜʟ ⭐ɢᴇɴʀᴇs: ғᴀɴᴛᴀsʏ ⭐ᴅᴀᴅᴅʏ ᴋɪɴᴋ ⭐ ᴍ-ᴘʀᴇɢ ⭐ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ 🌡1Stʙʏ : ᴅɪʏᴀᴀɴ & ᴀsᴛᴇʀɪᴀ 🌡2ndʙʏ : ᴅɪʏᴀᴀɴ🌙 🖊درکنار دنیایی که عشق ها بی سرانجام میمونن، دنیای موازی ای از وجود داره که هدفش، کنار هم نگه داشتن همزاد های اون آدم هاست. چه اتفاقی میفته اگر سهون و کای، بعد از سال ها، با همزاد عشق سابقشون در قالب یه گربه ی صورتی🐱🍓 و یه خرس عسلی🐻🍯، روبرو بشن؟! فصل اول از چهارگانه ی فلاف🍓🍭🌡⚡ددی مهربون 🍭ʟᴏᴠɪɴɢ ᴅᴀᴅᴅʏ 🍓ʙᴇᴀʀ ɢᴜᴇsᴛ 🌡ᴅᴀᴅᴅʏ's ɪssᴜᴇs & .... sᴜʀᴘʀɪsᴇ ⚡
𝑺𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝑺𝒚𝒍𝒍𝒂𝒃𝒍𝒆𝒔 de shr_ksL
shr_ksL
  • WpView
    Leituras 10,434
  • WpVote
    Votos 2,320
  • WpPart
    Capítulos 13
♧نام: حروف بی صدا ♤ژانر: رومنس،انگست، روان شناسی، مدرسه ای ♧کاپل: کایهون ♤. گاهی حروف صدا ندارن بی صدا، اما عمیقن اثرگذارن مثل حروفِ بین خنده هاش.. عمیقه ؛ اندازه ی درخشش چشم هاش موقع خندیدن.. بی صداس ؛ اندازه ی تکون خوردن صامت لب هاش!
Survivor de sharlot__20
sharlot__20
  • WpView
    Leituras 49,421
  • WpVote
    Votos 12,102
  • WpPart
    Capítulos 78
زمزمه ی متأثر مردم همه جا پیچیده بود. نمیشد توی بازار قدم زد و چیزی راجع به نوه ی بزرگ لرد نشنید! نمی شد لبخند زد...حتی نمی شد اخم کرد... تنها چیزی که توی چشم مردم دیده میشد تأسف بود و تأسف! از اون پسرک نجیب با نگاه معصومانه اش هیچ چیز جز یه خرابه باقی نمونده بود. هیچکس فکرش رو نمی‌کرد تموم اون توهم ها و گریه های پسر واقعیت داشته باشه! اما هنوز دیر نشده بود! با اینکه هنوز هم صدای جیغ و التماس های اون پسر توی کاخ میپیچید اما کلیسا اعلام کرده بود که همه چی رو تحت کنترل داره..‌ و هیچکس خبری از اون پسر نداشت.... کای توی بلند ترین برج قصر زنجیر شده بود... می سوخت، شکنجه میشد و فریاد می‌زد...و در پایان هر روز به سختی به گوشه ی تنگ اتاق می خزید، نوک انگشت های سوخته اش رو برای تسکین درد فوت میکرد و با بغض زمزمه میکرد _من دیگه... نمیتونم.... سهون! ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ⊹⊱Couple: sekai ⊹⊱Ganer:Romance, Smut+18 , omegavers
PARANOID de LITHINKS
LITHINKS
  • WpView
    Leituras 99,991
  • WpVote
    Votos 19,250
  • WpPart
    Capítulos 60
" پـارانوئیــــد " اما هیچکس بی‌گناه نبود. نه سهون که عاشق دوست صمیمیش شد: «به سایه‌ات نگاه کن. نزدیکتم. در حالی که هرگز نمی‌تونم لمست کنم. من سایه‌ی توام جونگین!» و نه جونگین که با اسلحه‌اش قلب دوستِ عزیزش رو نشونه گرفت و بی‌درنگ، شلیک کرد. «کسی که شلیک کرد تو بودی، اما کسی که مُرد هم تو بودی.» . MAIN COUPLE: SEKAIHUN. . SIDE COUPLE: KAISOO. . GENRE: ANGST. CRIMINAL. ROMANCE. . RATE: +18 . COMPLETED FAN FICTION . SINCE: 15 JUL 2021 . TO: 4 SEP 2024
𝐋𝐢𝐦𝐢𝐭𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧 de Haratahug
Haratahug
  • WpView
    Leituras 212,548
  • WpVote
    Votos 40,699
  • WpPart
    Capítulos 100
•عنوان | محدودیت •کاپل اصلی | کریسهون، چانهون، کایهون (چانکایریسهون) •کاپل‌های فرعی | بکسوهان، سولی •ژانر | فانتزی [امگاورس]، امپرگ، تریسام(فورسام)، اسمات، انگست •محدوده‌ی سنی | +۱۸ •تایم آپ | •نویسنده | haratahug/هارا ⚠️لطفا در صورت داشتن مشکلات روحی از خوندن این فیک صرف نظر کنین⚠️ •خلاصه در دنیایی که با معضل کمبود امگا مقابله می‌کنه، کُره جنوبی با فاصله از سایر کشورها و با در نظر گرفتن شیوه‌ی متفاوتی قصد داره از این چالش نجات پیدا کنه. شیوه‌ای که کمی از همسایه‌ی هم‌مرزش، کره شمالی، الگوبرداری شده. سهون امگاییه که سال‌ها از اجتماع دور بوده و حتی تولدش به صورت رسمی ثبت نشده تا جزء آمار کشور به حساب نیاد؛ یک فرار ماهیتی! اما سرنوشت چیز دیگه‌ای براش رقم می‌زنه. تقدیری که اطرافش حصار نامرئی می‌کشه و از دنیای امن خودش خارج می‌شه. باید دید می‌تونه بین فشار دیواره‌های محدوده‌ی کوچکش دووم بیاره یا...؟!!