1
199 stories
Your eyes tell || VK || Completed by purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    Reads 1,087,456
  • WpVote
    Votes 80,739
  • WpPart
    Parts 45
+ تمومش کن جونگکوک! دیگه تحمل این رفتارهای بچگانه ات رو ندارم! _ من نیاز ندارم که از زبونت بشنوم دوستم داری.. چشمات تهیونگ.. چشمات میگن! خلاصه : جونگکوک، پسر 19ساله ای که سال اخر دبیرستانه و عاشق نقاشی عه. روحیه حساس و شکننده ای داره!! از نظر خودش خدای بدشانسیه. طی اتفاقاتی، خانواده اش اون رو طرد میکنن . اما چی میشه اگر اون با یه مرد سرد "همخونه" بشه ؟؟!!! ولی یک‌ چیزی بگم یادتون بمونه : ‏"گاهی‌ وقتا بدشانسی‌ هامونم از سَر خوش‌ شانسی‌ هست"؛ این رو بعدا متوجه‌اش می‌شیم.🙂 Name: Your eyes tell Main couple : Vkook Side couples : Namjin and (Secret) Genre: Fluff, romance, angst, Smut🔞,slice of life, Dram, tragedy, "happy end" Wr: Nellin&Melli ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ Highest rankings: #1 ویکوک #3 تهکوک #1 تهیونگ #3 fanfiction #1 btsfanfic #1 tae تاریخ شروع: 1400/12/07 تاریخ پایان: 1402/02/29
My Precious Trust || vkook|| Sezon1 by sarah1994m
sarah1994m
  • WpView
    Reads 143,934
  • WpVote
    Votes 11,517
  • WpPart
    Parts 84
ژانر:(رومنس_معمایی_اسمات🔞) #هپی_اند🫰 ✦ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook, secret, (a little verse) ✧ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾:Dark romance, smut🔞 ✦ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: sarah🦋 جونگکوک پسری از یه خانواده متمول و سختگیر که رویای رفتن به آمریکا رو داره... دست تقدیر اونو با مردی آشنا میکنه که زندگیشو به کلی دچار تغییرات غیرقابل بازگشت میکنه.... " هیچکس جز خودم حق نداره حتی وقتی قبل از مرگت دست و پا میزنی لمست کنه جونگکوک یا اون خون کثیفی که ازت میریزه رو ببینه..." " باشه ولی حق با تو بود تهیونگ آدم حاضره بخاطر بچه اش هرکاری بکنه" +"نگران هرچیزی باش جونگکوک جز من..." +"پدر تو شاید دورترین دشمن من بشه... ولی دشمن های اصلی من همیشه از رگ گردنم به من نزدیک تر بودن... کسایی که خواستن منو زمین بزنن همیشه در نزدیک ترین فاصله ی ممکن به من قرار داشتن یا هم خون ام بودن... یا هم خونه ام.... چنل تلگرام : @taehkook_fiction
COLD FIRE║KOOKV-YOONMIN by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 6,696
  • WpVote
    Votes 1,025
  • WpPart
    Parts 18
«فقط کافیه یه دفعه‌ی دیگه من رو اینطوری صدا بزنی تا سگ بشم و یه کار دست جفتمون بدم...» ❈نام‌اثر: |آتـــش‌سرد| ❈کاپل: کوکویـ / یونمین ❈ژانر: اندکی‌انگست / عاشقانه‌ / رابطه‌ی قراردادی / اسمات / پایان‌خوش ❈وضعیت: [نامنظم]-͟͟͞͞𖣘 •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد پس لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 556,642
  • WpVote
    Votes 81,278
  • WpPart
    Parts 64
-اینقدر استاکم نکن. -اخه تو مال منی، دردونه ی من. ... -دهنتو باز کن پسر خوب... -...ولم...کن... لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش و محکم تر فشورد... -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ... چشم هاش و محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده... -خواهش میکنم...ولم کن... سرشو جلو برد و گونش و با انگشت شصت نوازش کرد... به جنون رسیده بود... -خیلی زیبایی...جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه... ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس/درام /جنایی_مافیا/اسمات/هپی اند ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین... لاویو 🐯🐰
شریک خون| BloodBound by Emmary_kim22
Emmary_kim22
  • WpView
    Reads 376
  • WpVote
    Votes 55
  • WpPart
    Parts 6
_این بیرون چیکار می‌کنی، لونا؟ تهیونگ سرش رو بالا گرفت. و همون لحظه قلبش فرو ریخت. اون لعنتی... از کی با اون موتور مشکیِ لعنتیش درست روبه‌روش ایستاده بود؟ _ت-تو اینجا...؟ جونگ‌کوک کلاه کاسکتشو برداشت و نگاه سردش رو مستقیم توی چشم‌های تهیونگ دوخت. _اول تو جواب منو بده. این بیرون، با این حال... چیکار می‌کنی؟ تهیونگ نگاهشو دزدید و از کنارش رد شد. از این بدتر مگه می‌شد؟ دشمنش، درست توی بدترین لحظه‌ی زندگیش، شاهد این وضعِ به‌هم‌ریخته باشه. _کی این بلا رو سرت آورده؟ صداش آروم بود، اما توش خشمی خوابیده بود. جونگ‌کوک از موتور پایین اومد و قبل از اینکه تهیونگ فرصت واکنش داشته باشه، نزدیک شد. شستش خیلی آهسته، تقریباً نوازش‌وار، روی زخم گوشه‌ی لب تهیونگ نشست. _به تو ربطی نداره. _ربط داره، لونا. جونگ‌کوک صدای حرف زدنش رو پایین آورد. _خیلی هم ربط داره. کی جرئت کرده جز من بهت دست بزنه؟ تهیونگ دوباره ازش فاصله گرفت. این‌بار نه برای فرار از جواب... برای پنهان کردن حلقه‌ی اشکی که بی‌اجازه داشت توی چشم‌هاش جمع می‌شد. خواست بره. اما دستش محکم کشیده شد عقب و دوباره به همون نقطه برگشت. جونگ‌کوک با صدایی که بین دستور و خواهش گیر کرده بود گفت: _لازم نیست چیزی بگی. منم دیگه سؤال نمی‌پرسم. مکث کوتاهی کرد. _فقط... با من
𝗠𝗮𝗳𝗶𝗮 𝗗𝗲𝗮𝗹➰ᯤ by Jeonkimxi
Jeonkimxi
  • WpView
    Reads 2,606
  • WpVote
    Votes 309
  • WpPart
    Parts 17
𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲 : - 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲 : 𝖱𝗈𝗆𝖼𝗈𝗆 , 𝖲𝗆𝗎𝗍 , 𝖬𝖺𝖿𝗂𝖺 , 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝖬𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾 , 𝖤𝗇𝖾𝗆𝗂𝖾𝗌 𝖳𝗈 𝖫𝗈𝗏𝖾𝗋𝗌 تهیونگ، وارث جدی و مغرور مافیای دراگون، مجبور می‌شه با جونگکوک، وارث بی‌خیال و دردسرساز امپراتوری فونیکس، ازدواج کنه؛ همونی که با یه لبخند همه‌ چی رو به بازی می‌گیره و تهیونگ رو تا مرز دیوونگی می‌بره. پشت این ازدواج اجباری رازی خوابیده که اگه تهیونگ بفهمه، ممکنه از کل دنیایی که توشه متنفر بشه . . . تلگراف فول پارتش تو چنل تلگرام هست✨
Beyond Family | Taekook by vkookfic_
vkookfic_
  • WpView
    Reads 65,485
  • WpVote
    Votes 6,512
  • WpPart
    Parts 35
فراتر از خانواده | تکمیل شده تغییر حس‌های حمایتگرانه به عاشقانه داستان عشقی بین پدرخوانده و پسرخوانده خلاصه: وقتی تهیونگ سرپرستی جونگکوک رو قبول کرد، هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کرد سال‌ها بعد نگاهش به پسر تغییر کنه. خونه‌ای که قرار بود پناه باشه، کم‌کم به مکان شوم تبدیل شد. جونگکوک چطور قراره از این درامای ممنوعه نجات پیدا کنه؟⛓🔞 «جونگکوکیِ من! برای من! برای تهیونگ و تا آخرین روزی که نفس می‌کشه.» • کاپل: تهکوک • ژانر: ممنوعه، عاشقانه، درام، روزمره و اسمات • نویسنده: Helli ‼️فیک محارم نیست‼️
dark boundaries|دارک بوندریز  by AREZO2316
AREZO2316
  • WpView
    Reads 23,580
  • WpVote
    Votes 3,437
  • WpPart
    Parts 33
نام فیک dark boundaries (دارک بوندریز) ژانر:درام روان‌شناختی، فانتزی، AU، تراژدی ---- تهیونگ یک افسر ارشده که بخاطر افسردگی دست به خودکشی میزنه چی میشه اگه توی دنیای دیگه ای به هوش بیاد و متوجه بشه توی این دنیا یک آیدل معروفه؟ ---- یه اشتباه کافی بود تا همه‌چیو از دست بده همکاراش، عزیزاش، و خودش. تصمیم می‌گیره تمومش کنه... ولی مرگ، براش پایان نیست. وقتی چشم باز می‌کنه، دیگه اون آدم سابق نیست. توی بدن یه خواننده جوونه، وسط دنیایی پر از نور، فریاد و دروغ. دنیایی که هیچ‌چیزش واقعی نیست... جز یه نگاه آشنا. ---- #تهکوک #کوکوی #ویکوک #ورس
𝗦𝗻𝗼𝘄 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 by manilarise
manilarise
  • WpView
    Reads 10,569
  • WpVote
    Votes 1,960
  • WpPart
    Parts 10
پوست اون مثل دونه برف تازه افتاده از آسمون بود، موهای بِلوندش مثل گلِ نرگسِ تازه شکوفه زده و قلبش گرم مثلِ بهاره تازه شروع شده بود. اگه جونگکوک برف بود، پس تهیونگ تگرگ بود. اونها گرم و سرد بودن، یین و یانگ. با قلب هایی بهم گره زده شده که ملودی می‌ساخت که فقط خودشون بلد بودن! A Taekook Au with short chapters Story by ; hOlymOly457 Translated by ; ManilaRise
Excuse Me, Misunderstood! by ex_blackmoon
ex_blackmoon
  • WpView
    Reads 135,716
  • WpVote
    Votes 18,321
  • WpPart
    Parts 43
ببخشید... سوتفاهم شده!