user20576447
- Reads 5,129
- Votes 549
- Parts 31
کامل شده
هم خونه ها 🏠
کاپل : سونگجونگ ، ووسان ، یونگی ، جونگسانگ
ژانر : رمنس
از خستگی داشت هلاک میشد، چشماش میسوختن از بس خوابش میومد، ساعت از نیمه شبم گذشته بود و هنوز دوستای سان مشغول خوردن و نوشیدن بودن.
سونگهوا به سان نزدیک شد، پسر جوان حسابی مست بود، بطری که داشت به سمت دهنش میبرد و از دستش گرفت :بسه دیگه من میخوام برم خونه... پاشو ببرمت میدونی اجوشی چند بار تماس گرفته...
سان مثل بچه ها شروع کرد به اعتراض کردن :نمیخوام... میخوام بخورم بده به من اون بطری...
بطری رو از دست سونگهوا گرفت و بازم شروع کرد به خوردن :سان بس کن وگرنه به پدرت زنگ میزنم.
سان سرشو کمی جلو برد و با چشمایی مست که به زور بازشون نگه داشته بود گفت :آپا... خو... خونه... نیست...