NMT
199 stories
𝗗𝗢𝗥 ᵛᵏ ᵛʳ de vk_dusk
vk_dusk
  • WpView
    Leituras 11,522
  • WpVote
    Votos 1,489
  • WpPart
    Capítulos 37
• خـلاصـه: رِدویل، آشپز ماهری که به‌خاطر دعواهای مکرر توی یکی از مجلل‌ترین رستوران‌های سئول، از کار اخراج می‌شه. چه اتفاقی میفته اگه چند ساعت بعد از دعوا برای دریافت حقوقش، پلیس جنازه‌ی صاحب رستوران رو داخل اتاقش پیدا کنه؟! • بـرشی از داسـتان: - دیگه نمی‌خوام هیچ حقیقتی رو از زبونت بشنوم؛ بهم دروغ بگو. + دوستت دارم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: DOR ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Mystery, Smut, Crime, Romance ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: Silvana
𝕄𝕪 𝕙𝕠𝕥 𝕟𝕦𝕣𝕤𝕖🫂🦋 de jikook9740
jikook9740
  • WpView
    Leituras 128,753
  • WpVote
    Votos 8,117
  • WpPart
    Capítulos 43
تهیونگ ۲۸ ساله قصه،با یه وضعیت مالی بد یهو تو روزنامه یه آگهی میبینه...یه آگهی راجب نگهداری از دونفر با یه حقوق بالا...ولی تهیونگ نمیدونست که اگر پاش رو بزاره تو اون عمارت سرنوشتش به کل تغیر میکنه. کی فکرش‌رو میکرد قراره بشه مطیع دوتا پسر ۲۰ ساله اون عمارت؟... "بخشی از داستان✨️🪽" جیمین:قبول کن که بشی همه چیز ما. تهیونگ:ولی من از شما بزرگترم،چطوری ازم توقع دارید با شما... ولی اون دوتا پسر نزاشتن حرف پسر بزرگتر تموم بشه و با لباشون مهر سکوت رو روی لبای تهیونگ،کوبیدن... . . . کاپل اصلی:ویمینکوک.🐰🐥🐻 کاپل فرعی:نامجین،تهگی.✨️ ژانر رمان:بی دی اس ام،اسمات،عاشقانه،هپی اند🌱 "امیدوارم از خوندن داستان من لذت کافی رو ببرید🦋" #BDSM #Little #Kookmin #Vminkook
𝐁𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫𝐬 de 3Arizen3
3Arizen3
  • WpView
    Leituras 58,145
  • WpVote
    Votos 7,064
  • WpPart
    Capítulos 43
[پایان فصل ۱] - دیگه منو برادر صدا نکن کوک! تو برادر من نیستی! و در کسری از ثانیه ورقی برگشت خورد! Wr: Arizen Main couple: Vkook Genre: Dram/Smut/Romance/Angst
Your Perversion [Vkook] de soha_mayne
soha_mayne
  • WpView
    Leituras 31,442
  • WpVote
    Votos 5,030
  • WpPart
    Capítulos 8
[Completed] تیهونگ متوجه میشه همگروهیش با تاریک شدن هوا سرگرم موبایلش میشه اما چی میشه وقتی میفهمه در واقع اون پسر نصف شبا در حال نوشتن فنفیکشن توی اکانت مخفی واتپدشه؟
THE RED EYES  de bananawithzh
bananawithzh
  • WpView
    Leituras 2,167
  • WpVote
    Votos 403
  • WpPart
    Capítulos 7
عشق میتونه خیلی قدرتمند باشه میتونه زندگی ببخشه میتونه فرشته‌ی مرگ باشه عشق میتونه سرنوشت یه نفرو عوض کنه یا شایدم دو نفر این داستان یه عشق قدرتمنده مینی فیک کاپل:ویکوک ژانر:انگست/ماورالطبیعه فول
• I'm fine (save me) • de FATNA8001
FATNA8001
  • WpView
    Leituras 710
  • WpVote
    Votos 61
  • WpPart
    Capítulos 3
'One shot' هر روز به این فکر میکنم اگه من نباشم... روزی از روی زمین محو بشم...... زمین حس میکنه؟... اطرافیانم دلتنگم میشن؟... کسی دلش برام تنگ میشه؟... چقدر طول میکشه تا والدینم به نبودنم عادت کنن؟... عزیزترین هام که تا جای زیادی فقط به خاطر اونازندگی کردم چه بلایی سرشون میاد؟.... کسی از رفتنم ناراحت میشه یا خوشحال ... فرق نمیکنه؟... الان که هستم کسی هست منو حس کنه؟... همینطور که هستم...با تموم کمی و زیادیم...زمین وزن منو حس میکنه؟... دلم میخواد برای یه مدت ناپدید بشم تا همه اینارو ببینم... شاید تصمیم گرفتم که دیگه مرئی نشم.... شاید خیلی ضعیفم و شجاعت کافی برای زندگی کردن ندارم.... شایدم فقط از جنگیدن خسته ام.... Fatna..... _________________ couple: kookv Genre: angst , romantic , mysterious , sad end writer: FATNA🌌 1400/01/25 بخونید ، پشیمون نمیشید....:)))💔🥀
promises  /kookv/ de Caradeleviz
Caradeleviz
  • WpView
    Leituras 12,235
  • WpVote
    Votos 1,155
  • WpPart
    Capítulos 5
7 rings || VKook de Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Leituras 78,385
  • WpVote
    Votos 10,492
  • WpPart
    Capítulos 5
[ هفت حلقه ] پایان یافته ژانر : رمنس / اسمات / فلاف / چندشاتی کاپل : اصلی - ویکوک ، فرعی - یونمین "وقتی ببینمت و ازت خوشم بیاد، کافیه دلم بخواد داشته باشمت، اون موقعست که به دستت آوردم آقای کیم!"
"TAKE ME TO CHURCH" de pioxer2
pioxer2
  • WpView
    Leituras 12,674
  • WpVote
    Votos 1,407
  • WpPart
    Capítulos 12
خلاصه : جئون جونگکوک ، پسری که به شدت با ازدواج مادرش با کشیش بزرگ شهرشون "کیم تهیونگ" مخالفت میکنه اما به زور مادرش مجبور میشه بپذیره و با اونا توی یه خونه زندگی کنه ولی تصمیم داره وقتی به سن قانونی برسه از پیششون بره اما این وسط اتفاقاتی میوفته که سرنوشت تمام اعضای اون خونه رو تغییر میده ، شاید اتفاقی از جنس و بوی مرگ ؟ بخشی از فیک : -مامان، تو داری منو نابود میکنی با اینکار ! +جونگکوک این به نفعمونه ، بچه بازی رو بزار کنار اما جونگکوک دست خودش نبود ، اون وسط چیزایی رو حس میکرد که اصلا به مشامش خوب نمیومد... . . . -تهیونگ تو گفتی من مثل خدای توعم ، گفتی منو میپرستی مگه نه؟ +کوک...تو همیشه خدای من میمونی اما..اما این اشتباهه عزیزم - به درک ته به درک ! باهام ... باهام عشق بازی کن لطفا ، در برابر خدایی که سالها پرستیدی و خدای کوچیکت که جلوت وایساده ، نشون بده بهم این اشتباهو ! Genere: angst,dark,romance,smut,mystery
𝑱𝒖𝒏𝒈𝒌𝒐𝒐𝒌'𝒔 𝒔𝒊𝒄𝒌 𝒎𝒊𝒏𝒅 de sarasnow00
sarasnow00
  • WpView
    Leituras 75,002
  • WpVote
    Votos 7,831
  • WpPart
    Capítulos 10
𝗰𝗼𝗺𝗽𝗹𝗲𝘁𝗲𝗱 یه جونگکوک بیمار (یه ذهن شلوغ و خسته و مریض) یه تهیونگ عاشق (یه قلب منتظر و مهربون و با وفا) یه زندگی در ظاهر پر زرق و برق ولی در باطن ... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• _ آهه...ااییی ته..تهیونگ ب..بچمون...ییواشششترررر •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• _بابا ولش کن روانیه تعادل نداره _ بچم و بارداره هیچ جوره بیخیالش نمیشم حتی اگه دیوونه باشه الان دیگ بچمو حاملس °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° ∆ ذهن بیمار کوک ∆ ویکوک ∆ امپرگ رومنس اسمات #korea 🥇 #kpop 🥇 #fic 🥇 #mperg🥇