درحال خوندن/ هنوز شروع نکردم
19 storie
Moscow | Hopemin Completed di Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    LETTURE 116,633
  • WpVote
    Voti 17,516
  • WpPart
    Parti 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
TENSION🍷(vkook) di seta8603
seta8603
  • WpView
    LETTURE 263,656
  • WpVote
    Voti 22,735
  • WpPart
    Parti 44
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم ویکتور،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخابش کردی
𝗗𝗼𝗺𝗶𝗻𝗮𝗻𝘁 𝗢𝗺𝗲𝗴𝗮🐺༢  di ItcRhw
ItcRhw
  • WpView
    LETTURE 73,074
  • WpVote
    Voti 10,315
  • WpPart
    Parti 30
- 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 - 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖠𝗋𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾𝖽 𝖬𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍 جونگ‌کوک تنها امگای خاندان آلفامحور جئون و ننگ خانواده‌ش، برای حفظ اعتبارش مجبور می‌شه با تهیونگ، یه امگای سنتی و مطیع‌، ازدواج کنه و کاری غیرممکن انجام بده: تهیونگ رو حامله کنه و یه وارث آلفا بیاره! حالا دو امگایی که هیچ شباهتی به‌هم ندارن توی یه ازدواج اجباری گیر افتادن . . . 𝖨'𝗆 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗋𝖾𝗌𝗉𝗈𝗇𝗌𝗂𝖻𝗅𝖾 𝖿𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝗧𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻!
Us for Us di KuroSamaDesu
KuroSamaDesu
  • WpView
    LETTURE 42,431
  • WpVote
    Voti 8,244
  • WpPart
    Parti 38
ازدواج با یک غریبه اون هم فقط برای دریافت یک وام احمقانه، احتمالاً بهترین تصمیم زندگیشون نبود؛ اما تنها راه ممکن؟ چرا. جونگ‌کوک فقط می‌خواست رستورانش رو از نابودی نجات بده و تهیونگ صاحب باشگاهی بود که اگر دیر می‌جنبید، برای همیشه از دستش می‌داد. یک امگای هیکلی معتاد به ویپ که مشت‌هاش جمجمه رو سوراخ می‌کرد، بدون شک با آلفای نارگیلی دماغویی که تنها مهارتش درست کردن پن‌کیک‌های خرسی بود، تیم ایده‌آلی نمی‌ساخت؛ اما حالا که تک تک مسیرهای پیش روشون به بن‌بست رسیده بود، یک راه بیش‌تر وجود نداشت: یکی باید سکو می‌شد تا اون یکی بتونه از روی دیوار بپره. «ما برای ما» همین‌طوری خلق شد. با یک قانون تک‌خطی ساده‌ که قرار بود آینده‌ی خیلی‌ها رو توی این داستان، تغییر بده: «اول ازدواج می‌کنیم و بعدش؟ خب... بعدش دیگه خودمونم نمی‌دونیم قراره چه خاکی توی سرمون بریزیم!» *** - ما... قراره شب اول هم داشته باشیم؟ - آره. شب اول تو ظرفا رو می‌شوری، منم سعی می‌کنم یه جایی بهتر از زمین برای خوابیدن پیدا کنم. 💍🥥💍🥥💍🥥💍 Genre: Omegaverse, Drama, Social, Romance, Smut Couple: KookV Written by: Kuro
MOONBREATH «Vkook» di zoom_in_story
zoom_in_story
  • WpView
    LETTURE 3,283
  • WpVote
    Voti 250
  • WpPart
    Parti 1
وان‌شاتِ مــــاه‌نَفَس🌙 به مناسبت تولد جونگ‌کوکی و نامجونی🎂🥳 جونگ‌کوک بعداز اتفاقی که برای پدرش افتاد دچار یک‌سری تروما شد و این ترس‌ها کم‌کم داشتن روی زندگی مشترکش هم تأثیر می‌ذاشتن. هرچند که تهیونگ همه‌جوره از همسرش مراقبت می‌کرد؛ اما انگار این کافی نبود! جونگ‌کوک باید از پس این مشکلات برمی‌اومد وگرنه ممکن بود مهم‌ترین چیزی که توی زندگی داشتن رو هم از دست بده؛ مثل دخترش... نووا! امپرگ نیست❌ ژانر: دراما، رمنس، لیتل اسمات کاپل: ویکوک، نامجین
𝓣𝓱𝓮  APRIL di AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    LETTURE 38,623
  • WpVote
    Voti 6,725
  • WpPart
    Parti 21
زیباییِ آوریل فقط برای همون ماه بود. چون جونگکوک چیزی جز سرما حس نمیکرد. ژانر: بریتانیا🇬🇧 عاشقانه🍁 سرد و بارونی🌧 انگست☔️ و زندگی روزمره🎳 مسائل ازدواج🕰 پایان خوش🐦‍⬛ کاپل: ویکوک Start: بیست و چهارم شهریورِ هزار و چهارصد و چهار
لورنزو | Lorenzo di seven7purple
seven7purple
  • WpView
    LETTURE 324,134
  • WpVote
    Voti 29,641
  • WpPart
    Parti 63
لورنزو | Lorenzo _چطور با لورنزو آشنا شدی فابیو؟ + من یه بوکتروتم * ....زمانی که توی کتابخونه قدم میزدم و کتاب هارو تماشا میکردم انتظار نداشتم که روز بعد یه نسخه نو از هر کتابی که لمس کردم دم در خونم پست بشه و روی اون بسته فقط یه نوشته باشه... " از طرف لورنزو " * بوکتروت : کسی که هم عاشق کتابه ، هم درونگراست و به خوندن کتاب و ادبیات کلاسیک علاقه داره ! کاپل اصلی : یونمین کاپل فرعی : کوکوی ، جیهوپ و ... ژانر : مافیا ، دارک ، اکشن ، طنز ، اسمات ، دارای صحنه های خشن ( از لحاظ جنگ و خونریزی) نکته : این فیک صحنه های خون و خونریزی و خشنی داره که برای همه توصیه نمیشه *فصل ۱ تمام شده . برای خواندن فصل ۲ وارد اکانتم بشید.^^ #lorenzo
All The Married Alphas || همهٔ آلفاهای متاهل {YoonTae} di LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    LETTURE 11,856
  • WpVote
    Voti 2,058
  • WpPart
    Parti 50
توجه‼️ این داستان در دو ورژن یونته و کوکوی نوشته شده. همه ی آلفاهای متاهل به جفتشون بیتوجهی میکردن؟ یا فقط اونهایی که بدون آشنایی قبلی با همسرشون ازدواج کرده بودن؟ ༺ Liberté Novels ༻ Name: All The Married Alphas نام داستان: همه آلفاهای متاهل Couple: YoonTae کاپل: یونته Omegaverse, Smut, Slice of life, angst امگاورس، اسمات، روزمره، انگست ■ A Novel By May ■
Blind [ KookV ] di Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    LETTURE 139,169
  • WpVote
    Voti 20,199
  • WpPart
    Parti 26
"من همسرتم، من با تو ازدواج کردم. من عروسک لعنت شده‌ات نیستم." تهیونگ حالا با صدایی که از خشم می‌لرزید گفت و جونگ‌کوک چهره ناراحتی به خودش گرفت و گفت:"تحت تاثیرم قرار دادی که، حالا چی‌کار کنیم؟ بگم هرچی تو بگی؟" اُمگا محکم لب پایینش رو از حرص گزید و جونگ‌کوک با حرص گفت:"آره اُمگا، تو عروسک من نبودی. تو عشق من بودی، تنها اُمگایی که اگر به من می‌گفت بمیر میمردم! اما همه این‌ها برای قبل از این بود که با خنجر خواهرم رو درست شب ازدواجش به‌قتل برسونی." Couple: KookV Genere: Omegavers, Smut, Romance, History writer: Donya