We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
PharynxOT9's Reading List
101 stories
Come For Me🤍 by exo_Bl_fiction
exo_Bl_fiction
  • WpView
    Reads 44,583
  • WpVote
    Votes 5,653
  • WpPart
    Parts 42
✅️completed ❄️Name : Come For Me " برای من بیا " 🌙Gener : Romance.Fluf.Comedy.Smut🔞 . FamilyProblems.Drama 💍Couples : ChanBaek , HunHan 🍂خلاصه : چانیول مرد ۳۸ ساله ای که استاد دانشگاه هانگوک بود به همراه پسر ۱۷ سالش ، میشد گفت تنهایی زندگی میکردن .چانیول و همسرش آیرین مدتی طولانی بود که از هم جدا شده بودن ، هر چند از اول علاقه چشمگیری بهم نداشتن اما چانیول لااقل توقع داشت این رابطه توافقی , بخاطر سهون ادامه پیدا کنه اما مثل این که اون خیلی زود از این زندگی بی عشق خسته شده و ترکشون کرده بود . و حالا بعد از چند سال چانیول دل به یک فاحشه باخته بود . چطور باید بهش ثابت میکرد عشقش فراتر از تملک جسمه ؟! آیا راهی بود تا اون رو کنار خودش داشته باشه؟! جدا از همه این ها پسر دردونه اش چطور با علاقه پدرش به یک فاحشه که قرار بود جایگاه پدر رو براش تصاحب کنه ، کنار میومد؟! 💌تکه ای از متن : +میخوام با من بیای خونم و باهام زندگی کنی ! _زندگی ؟!! خندم ننداز ‌. اونطوری فقط میتونی بی وقفه پارم کنی بی اون که ذره ای برات مهم باشه ! +میخوام باورم کنی و باهام بیای ‌‌‌‌.... _بیام که روزی سه وعده بفاکم بدی؟! عمرااااا ... +میخوام بهم جواب بدی ! _و اگه منفی باشه ؟ +هر شب VIP میگیرم و تا صبح به هم ذول میزنیم ! _مطمئنی کار دیگه ای نمیکنی؟ +راست میگی میتونم مقاله هام رو این جا
You Blind My Soul {COMPLETED} by evie_TM
evie_TM
  • WpView
    Reads 34,248
  • WpVote
    Votes 8,766
  • WpPart
    Parts 66
اون هیچی از زندگی چانیول نمیدونست و اون رو از روی ظاهرش قضاوت میکرد. نمیدونست که چقدر از همه چی خسته است، از تظاهر کردن خسته است، از مخفی شدن خسته است و از روتین بودن زندگیش، از بیماریش، از باری که از نوزادی روی دوش خانواده اش گذاشته بود، ازهزینه های سنگین درمانی ای که پدر و مادرش رو تحت فشار قرار داده بود و تقریبا از همه چی خسته بود اما هیچ کس چیزی نمیدونست! ~~~~~~~~~~~~~~~~ - خیلی خوش شانسم که بهت برخوردم چان. نگران نباش باشه؟ من دوستت دارم. همه چی درست میشه... خودت گفتی... من روح خسته ات رو روشن کردم و تو هم روح من رو... + تو وادارم کردی دست از تظاهر کردن بکشم. اولش مضحک بود ولی با این کارت روحم رو روشن کردی بیون بکهیون... Fiction Name: You Blind My Soul Genre: TeenRomance, Slice of life, fluff, school life, smut, R Couples: Chanbaek/Baekyeol, Hunhan Status: Complete✅ Start [27th Oct, 2020] Ending [12th June, 2021] Word Count: 254,700 By Evie Frye~
Puppet by endlessbblue
endlessbblue
  • WpView
    Reads 3,373
  • WpVote
    Votes 631
  • WpPart
    Parts 6
Fiction: Puppet Couple: Hunho Genre: Angst, Psycological, Historical, Smut, Romance Author: Endless Blue NC-17 فاصله ی عشق و نفرت خیلی کمه. اونقدر کم که به سختی میشه از هم تشخیص‌شون داد. من عاشقانه ازت متنفرم. اونقدر ازت متنفرم که دیگه نمیخوام ببینمت و اونقدر عاشقتم که برام اهمیتی نداره اگر هر لحظه تحقیرم کنی. البته شاید هم اونقدر عاشقت نباشم. شاید از اینکه تحقیرم کنی خسته شده باشم و شاید تنها خواسته‌م، کشتنت باشه.
🌑Tremor|رعشه🌑 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 9,148
  • WpVote
    Votes 1,529
  • WpPart
    Parts 1
"همه یه روزی میرن..." "نمیشه تو همه نباشی؟" "نیستم...من از همشون اشغالترم..." 🍃کاپل : چانبک 🍃ژانر : رمنس.انگست 🍃نویسنده : سیلوربانی 🐰🌸🌿
•𝑵𝒂𝒓𝒄𝒊𝒔𝒕༄ by LiviaFictions
LiviaFictions
  • WpView
    Reads 13,129
  • WpVote
    Votes 3,077
  • WpPart
    Parts 5
❥ خلاصه↶ پارک چانیولِ روانشناس عاشق یکی از عجیب ‌ترین مراجع هاش میشه که به بیماری 'خودشیفتگی' مبتلاست! بیون بکهیون اعتراف چانو قبول میکنه و هردو باهم قرار میذارن️ ولی همه چیز جوری که تصور میکردن پیش نمیره... و جرقه‌ی سرد شدنشون از وقتی شروع میشه که چانیول میفهمه دوست پسر کوچیکش موقع عشقبازی بدون دیدن انعکاس خودش توی آینه ارضا نمیشه... ❥ عنوان⇜ خودشیفته ~ Narcist ❥ کاپل⇜ چانبک، بک و ایکس بک ❥ ژانر⇜ روانشناسی، اسمات، تخیلی، رازآلود ❥محدودیت سنی⇜18+ ❥ وضعیت⇜چندشاتی|کامل شده ❥ نویسنده⇜ اِمِرالد
☁️Trance|خلسه☁️ by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 33,947
  • WpVote
    Votes 6,410
  • WpPart
    Parts 10
کاپل : چانبک ژانر: رمنس. روانشناسی .انگست محدودیت سنی: 18+ NC نویسنده : #SilverBunny ⌗═✾خلاصه داستان ✾═⌗ بیون بکهیون پسر جوون و بی انگیزه ایه که زندگی خاکستریش توی سفرهای هر روزه اش به محل کارش و اتوبوس سواری مسیر برگشت و قدم زدن های گاه به گاه روی پلی که تو مسیرشه خلاصه میشه... اون نه انگیزه ای برای ادامه دادن داره نه جراتی برای تموم کردن همه چی... تا اینکه یه روز توی اسانسور با یه پسر قد بلند و جذاب اشنا میشه... یکی که انگار اومده تمام کمبود هاش رو یه تنه جبران کنه... دنیا برای بکهیون رنگی میشه... اما همه چی اونجوری که به نظر میرسه نیست... ◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆ _من تک تکِ اون آدمایی هستم که باید عاشقت میشدن و نشدن... همه اون چیزی ام که میخواستی داشته باشی اما نداشتی... اگه اینجام فقط به خاطر توئه... ◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆ -تو فرشته مرگی... +عاشقتم حتی اگه فرشته مرگ باشم بازم عاشقتم...هر کوفتی باشم عاشقتم اون قدری که حتی خودت هم بلد نیستی خودت رو دوست داشته باشی چون تو نمیدونی کی هستی اگه میدونستی مثل من عاشق خودت میشدی -من کی ام؟ +یکی که میتونه دنیای منو فقط با عوض شدن تصمیمش از حرکت بندازه... 🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️ ❌این داستان تم سرد و به شدت غمگینی داره و برای ادم های حساس توصیه نمیشه ❗❌
𓂃Lilac𓂃 by Hony88Moon
Hony88Moon
  • WpView
    Reads 11,459
  • WpVote
    Votes 3,574
  • WpPart
    Parts 7
این چندشاتی تقدیم شما امیدوارم دوستش داشته باشید :)♡ خلاصه: چانیول مدیر یک شرکت طراحی داخلی هستش که مدتی میشه آوازه‌ی یه نقاش کاربلد به اسم "لیلاک" رو میشنوه اما نمیتونه هیچ راه ارتباطی‌ای باهاش پیدا کنه تا به همکاری دعوتش کنه؛ بعد مدتی شانس بهش رو میکنه و لیلاک برای اولین بار نمایشگاه برگزار میکنه. چی میشه اگر لیلاک معروف، بیون بکهیونی باشه که از قبل میشناخته؟ 𖧷𓍢 Couple: Chanbaek 𖧷𓍢 Genre: Romance,Drama,+18 𖧷𓍢 Writer: HonyMoon
The Story Boy: Hands  by ImaginaryLilith
ImaginaryLilith
  • WpView
    Reads 22,571
  • WpVote
    Votes 5,235
  • WpPart
    Parts 9
Completed ✅ فصل اول: دست ها كاپل ها: بكيول، سكاي ژانر: فلاف، عاشقانه، اسمات خلاصه: چانيول يه نقاش درجه دو و درونگرا هست كه عادت داره وقتشو توي كافه ي بهترين دوستش يعني جونگين بگذرونه. اون زندگي آرومي داره و ترجيح ميده اونو همينجوري حفظ كنه و همه چيز خوب پيش ميره تا اينكه تو كافه جونگين با بكهيون كه نويسنده ي معروفيه آشنا ميشه. بكهيون نسبت به زندگي چانيول كنجكاوه و خودشو درگير زندگيش ميكنه... اين فصل درباره ي دست هايي هستن كه براي لمس كردن دراز ميشن.
The Story Boy: Touches by ImaginaryLilith
ImaginaryLilith
  • WpView
    Reads 28,332
  • WpVote
    Votes 5,779
  • WpPart
    Parts 10
Completed ✅ فصل دوم: لمس ها كاپل ها: بكيول، سكاي ژانر: فلاف، عاشقانه، اسمات خلاصه: با ورود بكهيون به زندگي چانيول، اون دچار يه سردرگمي عميق نسبت به روابطش شده. بكهيون بالاخره بعد از مدت ها ميتونه بنويسه و روحيه خوبي داره و يه جوراي دلش ميخواد بيشتر با چانيول باشه ولي اون مدام ازش فرار ميكنه. جونگين و سهون از هم جدا شدن و جونگين فعلا پيش چانيول زندگي ميكنه و تصميم گرفته كه خود واقعيشو پيدا كنه. به نظر خودش اوضاع اونقدرام بد نيست تا اينكه متوجه ميشه يه مرد خيلي جذاب تو زندگي سهونه... اين فصل درباره ي لمس روح هاست.
The Story Boy: Amorist by ImaginaryLilith
ImaginaryLilith
  • WpView
    Reads 20,017
  • WpVote
    Votes 3,910
  • WpPart
    Parts 7
Completed ✅ فصل سوم: اموریست کاپل ها: بکیول، سکای ژانر: فلاف، عاشقانه، اسمات خلاصه: آیا رابطه‌ی چانیول و بکهیون با همه‌ی تفاوت‌هاشون درست پیش میره؟... جونگین هنوز برای پیدا کردن خودش داره تلاش می‌کنه تا این‌که غیرقابل ‌پیش‌بینی‌ترین آدم ممکن بهش کمک می‌کنه...