Fav
37 historias
(GANGSTER) COMPLETED   por sahar_78
sahar_78
  • WpView
    LECTURAS 724,947
  • WpVote
    Votos 63,166
  • WpPart
    Partes 71
جونگکوک بخاطر وابستگی شدیدی که به پدرخونده‌اش کیم تهیونگ داشت، دلش میخواد همه‌جا کنارش باشه حتی تو زندان.
White Peacock  por Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    LECTURAS 59,514
  • WpVote
    Votos 7,522
  • WpPart
    Partes 25
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: سه‌شنبه
"𝗧𝗵𝗲 𝗳𝗼𝗿𝗴𝗼𝘁𝘁𝗲𝗻 𝘄𝗶𝗳𝗲" por lOreAL____
lOreAL____
  • WpView
    LECTURAS 297,019
  • WpVote
    Votos 26,985
  • WpPart
    Partes 46
تهیونگ و جونگکوک هفت ساله که ازدواج کردن ،اما این ازدواج فقط توی کاغذ ثبت شده و چیز بیشتری نیست،حتی پسر پنج سالشون هم این رو تغیر نمیده . ____________________ _همیشه فکر میکردم چرا ما عاشق ادمایی میشیم که نمیتونیم اونارو داشته باشیم ؟ "تو منو داری،من برای توام تهیونگ " _نه جونگکوک ،تو مجبور بودی که برای من باشی! • • • NAME ‏ະ همسر فراموش شده GENRE ‏ະRomance'omegaverse'Drama'Smut' Thriller'Mystery'Tragedy' COUPLE ‏ະ kookv،... AUTHORະ AFRA کامل شده. 🌸🍃
Risk it all por ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    LECTURAS 38,328
  • WpVote
    Votos 3,013
  • WpPart
    Partes 22
جونگکوک بچه‌ی درس‌خونی بود که بدون درست کردن هیچ مشکلی، همیشه به حرف پدر و مادرش گوش می‌کرد. مسیر همیشگی‌اش، دانشگاه به خونه و برعکس بود. اون هیچ تفریحی نداشت و از این اوضاع خسته شده بود. برای همین جیمین، صمیمی‌ترین دوستش، اون رو به یک مسابقه‌ی رالی غیرقانونی برد و اونجا بود که کیم تهیونگ رو ملاقات کرد. از وقتی اون راننده‌ی جذاب رو دیده بود زندگی‌اش عوض شده بود و اون پسر داشت مسیر زندگی‌اش رو به‌ کل تغییر می‌داد...
Shark ∥ کوسه {VKook, NamJin} por LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    LECTURAS 11,888
  • WpVote
    Votos 1,899
  • WpPart
    Partes 12
🔴 #Full 🔴 شاید وقتی موضوع درباره بزرگ‌ترین کلاهبرداری تاریخ دنیا باشه، اولین تصور شما از فرد یا افراد پشتش، آدم‌های خارق‌العاده‌ای باشن که مثل ابَرقهرمان‌ها بدون هیچ نقص و اشتباهی از عهده هر کاری برمیان. ولی چی می‌شه اگه اون‌ها بر خلاف نبوغ و خلاقیت زیادی که توی برداشتن کلاه آدم‌ها از سرشون دارن، به همون اندازه‌ هم آدم‌های دست و پا چلفتی‌ و بی‌احتیاطی باشن؟ چندتا مرد جوون با همدیگه هم‌خونه میشن تا بزرگ‌ترین سرقت و کلاهبرداری قرن رو برنامه‌ریزی کنن اما این وسط باید حواسشون به یه نوزاد ناخونده‌ هم باشه! فکر می‌کنید این آقایون جوان از پسش بر بیان؟ ༺ Liberté Novels ༻ Name: Shark نام داستان: کوسه Couple: VKook, NamJin کاپل: ویکوک، نامجین Action, Adventure, Romance, Smut اکشن، ماجراجویی، عاشقانه، اسمات ■ A Mini Novel by Mariana ■
| 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗺𝗲 | ᵛᵏᵒᵒᵏ por Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    LECTURAS 241,550
  • WpVote
    Votos 31,877
  • WpPart
    Partes 39
برای تهیونگ، این ازدواج فقط یک برگه‌ست؛ مدرکی برای نمایش "برابری" در اجرای قوانین کشوری که خودش کارگزارش محسوب می‌شه؛ درحالی‌که اوضاع برای همسرش جونگ‌کوک اهل کره‌ی شمالی، کمی متفاوته... ''' «تهیونگ، مواد کشیدی؟» «نه بامبی، اگه قرار به کشیدن باشه که ترجیح می‌دم اون نازِ تو باشه.» ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄, 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖥𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝖼𝗂-𝖿𝗂 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈ روز آپ: شـنبـه‌هـا
UnConscious | VKOOK por V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LECTURAS 303,037
  • WpVote
    Votos 29,319
  • WpPart
    Partes 55
مَدهوش🃏 تهیونگ یک نویسنده ی مشهور با اسم هنریِ (آدرین هرلسون) که با دخترِ 6 ساله ش، مِرا که یادگار از همسرِ عزیزش جونگکوکه زندگی میکنه‌. عشقی که شش سال پیش طیِ یک تصادف جاده ایِ عمدی و سقوطش به ته دره ی عمیقِ پشت جنگل های کاج، فوت شده. حالا چی میشه اگه یک روز وقتی تهیونگ به عنوان مهمان افتخاریِ نقاشی که نخست وزیر فرانسه برای نشون دادنِ ذوق هنری نمایشیش، گالری نقاشیش رو برگزار کرده، عشقش رو دوباره ببینه؟! درست وقتی که با یه اسلحه ی دسته مرواریدی سفید، لای دو ابروی نخست وزیر رو نشونه رفته و با آرامش مشغول شمردنه... "سه" "دو" "یک" و لحظه ی بعد خشابِ اسلحه ای که جای خالیِ گلوله ش رو حس میکنه...! UnConscious Wr: Shamim Main Couple: VKooK Genre: Dram,Romantic,smut,Crime,Amnesia
Silk Skin Kookv por llTARAll
llTARAll
  • WpView
    LECTURAS 113,394
  • WpVote
    Votos 13,703
  • WpPart
    Partes 14
پسرعموی ناتنی تهیونگ به‌عنوان یه انیگما برای قشر امگاها بی‌خطر بود؛ چون میل‌ و کشش انیگماها فقط به دسته‌ی آلفا بود. به همین دلیل توی دو ماهی که والدین امگا به سفر کاری می‌رفتن، اون مرد قرار بود ازش مراقبت کنه؛ اما هر شب پارتی‌گرفتن، مصرف دراگ و خوابیدن با آلفاهای مختلف اصلاً شبیه به مراقبت نبود. ‌ ژانر: امگاورس، روزمره، ای‌یو، کمدی، اسمات، ایج گپ.
Under Fang por ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    LECTURAS 152,891
  • WpVote
    Votos 23,762
  • WpPart
    Partes 29
زندگی برای لونای قبیله‌ی ایلوث زمانی سخت شد که وُلگارا، انیگمای خشنی که آوازه‌اش بین قبایل پیچیده بود، حمله‌ی سختی بهشون کرد. از یک‌جایی به بعد، تهیونگ مجبور شد توی راز اون مرد شریک بشه. رازی که فاش شدنش مساوی با کشته شدن خودش و توله‌ی به دنیا نیومده‌اش بود. "_آره نیراشا، اگه قبول نکنی می‌کشمت. گردنت رو زیر دندون نیشم خرد می‌کنم و مطمئن می‌شم که رازم رو با خودت به گور ببری." Name: Under Fang (زیر نیش گرگ) Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Mpreg, Forced Marriage, Enemies to Lovers, Historical, Smut Written by Luna🌙
Atonement / تاوان por Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    LECTURAS 303,647
  • WpVote
    Votos 26,358
  • WpPart
    Partes 35
تاوان / Atonement (کامل شده ) کاپل : تهکوک ژانر : عاشقانه/ درام /کلاسیک ( ۱۹۴۵ - ۱۹۵۵ میلادی ) امگاورس / امپرگ ( اسمات ) یکی لابه لای تیره ترین روز ها ، چشم انداز قلب و ذهنش آینده ای روشنه ... یکی لابه لای آسوده ترین روز ها ، قلب و ذهنش غرق در ناچاری گذشتشه ... گذشته و آینده ای که در نقطه ای ناچارا به هم می رسن ، و اون نقطه سر آغاز حکایت تازه ایست داستان یک امگا و آلفا در روز های بعد از جنگ جهانی دوم جونگکوک امگایی با اراده ای ستودنی ، امگایی که یاد گرفته برای عبور از سنگ های برنده و تیره ی مسیر زندگیش چطور کفش های آهنین به پا کنه .... و کیم تهیونگ ، آلفایی خوش شانس که زندگی هر اونچه که یک مخلوق برای خوشبختی نیاز داره بهش بخشیده ، اما اگه ازش بخوان زندگی رو تو یک کلمه توصیف کنه ؛ پاسخ اون خواهد بود ؛ « خشم » حقیقتی که زیگموند فروید گفت ؛ « افسردگی از جنس غم نیست افسردگی از جنس خشمه » و به راستی بدترین خشم ها ، خشم نسبت به خود هست ! این داستان از هر اونچه که فکرشو بکنی متفاوت تر خواهد بود ! کافیه چند پارت همراهم باشی دوست عزیزم 🌻