NadiaZ073's Reading List
7 stories
𝐆𝐑𝐄𝐘 ࿐ⱽᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 399,189
  • WpVote
    Votes 48,457
  • WpPart
    Parts 34
جونگکوک و تهیونگ ازدواج کردن، اونا حتی یک دختر شونزده ساله دارن. توی زندگیِ اونا چیزی به اسمِ قسط، بدهی، کمبود مالی یا اجناس ارزون قیمت معنایی نداره. پس چی باعث شده که جونگکوک خودش رو دور از همسرش توی سرمای ونکوور به مدت سه سال حبس کنه؟ چی باعث شده این زوج از هم جدا بشن؟ ~~~ • ~~~ • ~~~ • ~~~ ~~~ • ~~~ • ~~~ ژانر: ازدواج🌲روزمره🫒خانوادگی🍸دارای پرده های غم‌انگیز🌨نیش های طنز❄️پایان خوش✈️ روز های عاپ: پنجشنبه وضعیت: تکمیل🫧 Start : 2 / 6 / 1402 End : 15 / 9 / 1403
◇ 𝒔𝒕𝒂𝒓𝒕 𝒂𝒈𝒂𝒊𝒏 ◇ by user29843072
user29843072
  • WpView
    Reads 13,830
  • WpVote
    Votes 2,019
  • WpPart
    Parts 24
برای وفاداری رها کردن.... به علت نجات شخصی با ارزش تر برای عام .... صحنه سازی دردناک، که قلب های زیادی را شکست و نور امید را از بین برد .... دریچه های عشق و محبتی که با آخرین دیدار بسته شدند...... رنگ هایی که به یک باره تیرگی بر آنها قلبه کرد.... چه اتفاقی افتاد..! آیا ریسمان های تکه تکه شده سرنوشت دوباره بهم گره میخورند.......؟ قلم سرنوشت اینبار...چند صفحه را پر میکند؟! 📜
°• 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒂 𝒏𝒖𝒕 •° by user29843072
user29843072
  • WpView
    Reads 31,579
  • WpVote
    Votes 4,633
  • WpPart
    Parts 22
" اتمام یافته" پایان و شروعی که هم زمان اتفاق میوفته. میتونه جالب باشه. میتونه چیزی مثل یک معجزه باشه . اما میتونه تبدیل به یک کابوس واقعی هم بشه. تداخل تصادف پایان یک وصیت شروع داستانی تازه........ "" تو یه مهره ای اما من دارم بازی می‌کنم کیم "" •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°• ژانر: اومگاورس _ ازدواج اجباری_ رمنس_ اسمات ..............
■□ 𝑊ℎ𝑒𝑟𝑒 𝑠ℎ𝑎𝑙𝑙 𝐼 𝑔𝑜? □■ by user29843072
user29843072
  • WpView
    Reads 41,506
  • WpVote
    Votes 4,375
  • WpPart
    Parts 23
کیم تهیونگ الفایی که هنوز نتونسته عشق گذشته خودشو فراموش کنه و هر روزِ خودشو، با دلتنگی برای امگاش میگذرونه....با تمام حسرت ها و درد های نبودنش...... جوری که تمام محبت عشق رو از قلبش بیرون کرده.... یعنی روزی میرسه که دوباره احساساتش بیدار بِشن؟ میتونه اون عکس ها و خاطراتو کنار بزاره؟ دوباره عاشق میشه؟ ■□ قسمتی از داستان□■ نامجون: هواستون کجاست ؟ پسر که بخاطر درد بیش از حد پاهاش خم شده بود دستشو بالا اورد و ضعیف زمزمه کرد: ب...بخشید. اما وقتی نگاه پسر بالا اومد. زمان بین دونگاه متوقف شد. تهیونگ مستقیم به اون چهره نگاه میکرد. نفسش حبس شده بود...... این غیر ممکن بود...تپش قلبش!.....اون لرزش..... حسش میکرد..... □■□ کاپل: vmin# ژانر : رمنس _ قسمتی از زندگی _ امگاورس _ اسمات ■□امیدوارم از این داستان لذت ببرین□■
S1 : Nurse Twentieth / S2 : In The Name Of Love by bangtan_fantan
bangtan_fantan
  • WpView
    Reads 82,270
  • WpVote
    Votes 9,347
  • WpPart
    Parts 33
S1 :: NAME : nurse twentieth GENRE : romance / drama /+16 COUPLE : vmin WRITER : farnoosh ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ S2 :: NAME : in the name of love GENRE : angst / criminal / +16 COUPLE : vmin / jinkook / sope WRITER : farnoosh
👑คy♄คภ👑 by Jimin_V_VMIN
Jimin_V_VMIN
  • WpView
    Reads 34,433
  • WpVote
    Votes 4,361
  • WpPart
    Parts 37
🤍Ayhan🤍 🤍پادشاه ماه🤍 🌑🌒🌓🌔🌕🌖🌗🌘🌑 _ شطرنج برعکس همه ی بازی ها به هیچ شانس بستگی نداره. اینجا هرچی عوضی تر باشی برنده‌ای...اینجا هر چی باهوش تر هم باشی برنده‌ای ، ولـی وقتی هوش و عوضی بودن کنار هم باشن....درست مثل ترکیب کیش و مات نابودت میکنن ، توی مهره های این بازی هیچ کس قدرت یکسانی نداره...اما عجیب بودن داستان اینه که ضعیف ترین مهره ها بیشترین قدرت و دارن مهره‌ سفید شاه من برداشت رو به روی وزیر سیاه خودش قرار داد _ شاید برای همین شاهی که هیچ قدرتی از خودش نداره وزیر رو کنترل میکنه مهره وزیرم برداشت کنار مهره‌ وزیر خودش گذاشت _ من بیش از حد منتظر اینم بدونم توی این جنگ وزیر تو کی قراره باشه!؟ 🌑🌒🌓🌔🌕🌖🌗🌘🌑 Couple: Vmin🤍 Sub-Couple: Namjin , yoonkook , ? Genre: ‏omegavrese , ‏Romance , Drama , ‏fantasy ,‏ super power , Smut , Mpreg #omegavrese #vmin #Teahyung #V #Jimin #jhope #jimin #jin #jungkook #namjoon #suga #bts #bl #gay
𝐌𝐲 𝐌𝐨𝐨𝐧 by user29843072
user29843072
  • WpView
    Reads 101,999
  • WpVote
    Votes 11,376
  • WpPart
    Parts 50
(اتمام یافته ) . . "... پارک جیمین اومگای، زیبایی که با یکی دیگه از تصمیمات پدرش با پسر دوم خانواده کیم، کیم تهیونگ ازدواج میکنه. و به طرز عجیبی بی اون دو و گرگ هاشون پیوندی قوی شکل میگیره..... و هیچ کسی نمیدونه وعده این عشق و دلبستگی یک حکم تاریخی و اسمونیه.... تا زمانی که.... زندگی آزمون خودش رو برگزار میکنه..." °•°•°•°•°•°•°•°•°•° جیمین: چطور ..چطور تونستی همچین کاری بکنیییی؟ فریادِ پسر همه رو متعجب کرد...تهیونگ به همسرش که حالا با نفس های تند روبه روش ایستاده بود نگاه کرد و کوتاه گفت : کاری که لازم باشه انجام میدم. جیمین ناباور سرشو به چپو راست تکون داد و پوزخندِ عصبی زد: لازم ! دیوونه شدی تهیونگ...ممکن بود بمیرییییی. •°•°•°•°•°•° ژانرها: رمنس_اومگاورس( امپرگ)_اسمات_ آمیخته با تخیلات کاپل اصلی: ویمین کاپل فرعی: نامجین _ چانبک ( فول پارته pdf فیک توی تلگرام و دیلیه خودم قرار گرفته 💞) بعد از قسمت آخر گذاشتم 🫂