Ongoing
43 stories
𝐏𝐚𝐫𝐚𝐧𝐨𝐢𝐚[𝐊𝐕] by nickhedvnia
nickhedvnia
  • WpView
    Reads 91,192
  • WpVote
    Votes 7,600
  • WpPart
    Parts 35
«داره بهم سخت می‌گذره، الان بیست ساله که داره سخت می‌گذره. باید چیکار کنم؟ می‌خوای ماشین رو بردارم و با هم، بریم ته دره؟ یا میخوای، یه وزنه من دست بگیرم و یکی هم به تو بدم، بعد، بریم وسط دریا تا غرق بشیم؟ می‌خوای فردا شب، مست کنیم و بعد، از پنجره‌های قدی همین خونه، بپریم؟ اگه تو باشی، از مردن نمی‌ترسم. اگه تو باشی، دیگه اینجا چیزی برای از دست دادن، نیست.» •.Status: ongoing •.Couple: Kookv •.Rating: NC-17 •.Tags: Romance, Smut, Angst, mystery, Dram
Saudade | Vkook by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 11,621
  • WpVote
    Votes 567
  • WpPart
    Parts 38
𓂃𝐒𝐚𝐮𝐝𝐚𝐝𝐞𓍯 "_گمونم دیگه نمی‌خوام بدونم! _چی‌؟ _عطرت؛ دیگه نمی‌خوام بلدش باشم..._" -- عشقِ ممنوع، مرد ساعت‌ساز را هر هفته‌ به تماشای یک نمایش می‌نشاند. نمایشی که برای او معنایی پنهان و بهانه‌ی از سر گذراندن شب‌هایش بود. اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر در آخرین بازدید، تئأترِ محبوب ساعت‌ساز کنسل و چشم‌های بی‌روح مرد با فردی غریب دیدار می‌کرد؟ فردی که شاید در ظاهر مزاحم اما، اصلی‌ترین قطره‌ی جوهر، برای سرآغازی سپید و پایان پاییز بود. آن دو تیله‌ی سیه و سرکش، به راستی متعلق به که بود؟ ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟درام، رمنس،‌ انگست، معمایی، اسمات ⊹ نویسنده⤟ #Saren
Self Made Love⏱️🚬 | VKook by LostJis
LostJis
  • WpView
    Reads 29,630
  • WpVote
    Votes 3,745
  • WpPart
    Parts 33
⚙️ Name: Self-Made Love | عشق خودساخته ⚙️ Genre: Smut, romance, Future, Incest⚠️🔧 ⚙️ Main Couple: VKook, may be Vers ⚙️ Age category: +21⛔ ⚙️ Writer: Jisog ⚙️ Up-Time: Weekly on _____🏎️_____ "پیست میامِی"؛ جایی که سرنوشت با سرعت ۳۰۰ کیلومتر بر ساعت نوشته می‌شه! جئون جونگ‌کوک، ستاره‌ی بی‌رقیب فرمول ۱، توی مسیر قهرمانی می‌تازه و با رابطه‌ای عاشقانه که هرکسی آرزوشو داره، زندگی‌ش بی‌نقص به نظر میاد. ولی یه ترس عمیق سایه‌ای روی این خوشبختی انداخته: اگه راز بزرگ زندگیش فاش بشه، چی از دست می‌ده؟ همه‌چی زمانی پیچیده‌تر می‌شه که یه مکانیک مرموز با چشم‌هایی ناهمسان وارد زندگیش می‌شه. نگاهش، مثل چراغ‌های جلوی یه ماشین مسابقه، خیره‌کننده و سرد، روی آسفالت سیاه شب می‌درخشه و انگار یه چیز پنهونی توش منتظره. اسمش "وی‌رُون" نشونه‌ی سرعت، قدرت و چیزی فراتر از خطره... حضور این آدم، مثل یه سایه‌ی تاریک، لرزه‌ای توی دل جونگ‌کوک می‌ندازه؛ تهدیدی که همیشه یه قدم جلوتر از اون نشسته. چه کسی پشت این چهره‌ی مرموز وایستاده؟ آیا جونگ‌کوک می‌تونه از این بازی خطرناک جون سالم به در ببره، یا همه‌چیز تو این مسیر پرسرعت از کنترل خارج می‌شه؟ + بوی روغن ماشین؟ فقط وقتی برام جذابه که به جای موتور، از روی سیکس‌پک‌های داغ مکانیک جدیدم بخار بشه
Ninety-nine by Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    Reads 261,192
  • WpVote
    Votes 25,205
  • WpPart
    Parts 102
📣خلاصه: تهیونگ‌ چیزهای زیادی از دانشکده‌ی حقوق یاد گرفته بود. ۹۹٪ از آموخته‌هاش، اون رو به جایگاه فعلی‌اش رسونده بودن و به یکی از جوون‌ترین و برجسته‌ترین وکیل‌های حال حاضر کشور تبدیلش کرده بودن. شاید از خودتون بپرسید که پس اون ۱٪ باقی‌مونده چی‌ می‌شه... خب، اون ۱٪، پنج‌سال پیش، بعد از کات کردن با دوست‌پسر سابقش از بین رفته بود! تهیونگ تا صبح امروز فکر می‌کرد دیگه هرگز قرار نیست اکسش رو ببینه؛ اما الان رو‌به‌روی اون پسر با موهای کوتاه مشکی و چشم‌های درشتش ایستاده بود و داشت به نیشخندی که روی صورتش بود، نگاه می‌کرد. جئون جونگ‌کوک هنوز هم مثل قبل بود و ذره‌ای تغییر نکرده بود، به‌جز اینکه این‌بار دستبندی به دست‌هاش زده بودن و پرونده‌ی اتهام به قتلش، زیرِ دستِ تهیونگ بود تا بعداز بررسی‌های لازم، به عنوان وکیلش ازش دفاع کنه! ⇶Update: روزهای فرد ⇶Genre: Criminal, Romance, Angst, Smut • Couple: KookV
CALIBER 7.62 by violet_xsm7
violet_xsm7
  • WpView
    Reads 11,394
  • WpVote
    Votes 1,192
  • WpPart
    Parts 27
کالیبر 7.62 - عشق در میان گلوله‌ها در میانه‌ی جنگ و خیانت، جونگ‌کوک و تهیونگ در مسیری بی‌بازگشت گرفتار می‌شوند-یکی بدون خاطره، دیگری با قلبی پر از انتقام. اما نفرت و ترس، جای خود را به کششی خطرناک می‌دهد. نگاه‌های خشمگین در میدان جنگ، تماس‌های تصادفی در تاریکی، بوسه‌هایی که با طعم باروت و خون آمیخته‌اند. عشق‌شان آرام نیست، تدریجی نیست-مثل یک انفجار است. در میان خاکستر و آتش، تنها چیزی که از جنگ جان سالم به در می‌برد، احساسی ممنوعه و ویرانگر است.
𝐃𝐄𝐋𝐈𝐁𝐀𝐋 by Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    Reads 233,295
  • WpVote
    Votes 31,730
  • WpPart
    Parts 69
اون امگای برادرم بود، کسی که دشمن من محسوب می‌شد؛ ولی بعداز دیدن چشم‌های خیس و لرزون و صدایی که مدام ازم کمک می‌خواست، نتونستم کمکش نکنم، کیم تهیونگ مال من بود؛ به‌هر قیمتی که شده نجاتش می‌دادم. . . . خلاصه: آدمی را دلیبال صدا میزنند که نه توان تحمل دوریش را دارند و نه توان نزدیکی بیش از حد به او را. ستاره‌ی مشهور و به نام قرن بیست و یکم، کیم ساموئل، امگایی با چشمهای آبی و موهای طلایی رنگ، اونقدر زیبا و پرستیدنی بود که می‌تونست هر انسانی رو فارغ از جنسیت ثانویه مجذوب خودش کنه! اما ماجرا زمانی شروع به ترسناک شدن کرد، که توسط معشوقِ سابقش تهدید به مرگ شد. سزار، آلفایی زخم خورده که برای گرفتن انتقام خانواده‌اش برگشته، چی میشه اگر تهیونگ برای نجات شهرت و اعتبارش دست به دامن این مرد بشه؟! تقابل بازیگر مشهور هالیوود و مافیای شهر هیوستون، هیچ‌وقت قرار نبود آخر و عاقبت خوبی داشته باشه.
𝐁𝐋𝐔𝐄𝐁𝐄𝐑𝐑𝐘  🅴🆈🅴🆂 by bangtan7stay
bangtan7stay
  • WpView
    Reads 32,465
  • WpVote
    Votes 3,296
  • WpPart
    Parts 16
چی میشه اگه کیم تهیونگ بزرگ ترین فاکر مدرسه باشه و جونگ کوک با هزار زحمت و کار کردن بتونه پولی جور کنه تا به مدرسه ای که دوست داره بره ؟ و فاکر جذاب ما به خاطر بی دفاع بودن جفتش بخواد گردن کسایی که باعث شدن امگاش اینقدر اذیت بشه رو بکنه
caramel by paeeiztaekook
paeeiztaekook
  • WpView
    Reads 127,758
  • WpVote
    Votes 11,148
  • WpPart
    Parts 38
کیم تهیونگ آیدل و بازیگر معروف کره ای که زندگیش تو هاله ای سردرگمی و ابهام میگذره ، و مدت هاس تو فضای مجازی تهدید به مرگ میشه اما با وارد شدن فن بویی در یکی از فن میتینگ هاش و دیدن پلاکارد تو دستش دنیا براش عوض میشه ... و وقتی تصمیم میگیره به خاطر تهدید هایی که حالا رنگ دیگه ای گرفته بادیگارد شخصی استخدام کنه .. coupel: kookv,minsung Genre:romance,dram,smut,,mystery,angst By:paeeiz
Forbidden love  by iamliraaaa
iamliraaaa
  • WpView
    Reads 834,329
  • WpVote
    Votes 52,624
  • WpPart
    Parts 60
پسری که عاشق ممنوعه ترین فرد زندگیش بود... عشق ممنوعه جونگکوک به همسر خواهرش تهیونگ که از قضا سرهنگ بود چی میشه اگه جونگکوک نتونه جلوی احساساتش رو بگیره و بخاطر اینکه تهیونگ بازداشتش کنه دست به کارای خلاف بزنه؟! ___________________________ میدونستم که اشتباه بود....یک اشتباه بزرگ.... ولی من هیچوقت پشیمون نشدم.... اون زیبا ترین و لذت بخش ترین اشتباهم بود و من حتی بارها و بارها متولد میشدم باز هم با کمال میل همون اشتباه رو تکرار میکردم! چون من عاشق اشتباهم بودم!... عاشق اشتباهی بنام کیم تهیونگ.... ❗کپی برادری، باز گردانی و انتشار این بوک به هر شکلی غیر مجازه مگر اینکه اجازه نویسنده رو داشته باشید من فیک رو بجز این اکانت و چنل تلگرام خودم جای دیگه ای منتشر نمیکنم و اگه جایی دیدید که افرادی این کارو میکنند بهم اطلاع بدید writer:lira couple:vkook Genre:romance, dram, angst...