- 𝐂𝐁 -
16 stories
Lost my mind. by polargreen
polargreen
  • WpView
    Reads 90,094
  • WpVote
    Votes 29,674
  • WpPart
    Parts 52
🕯️COMPLETED🕯️ روزهای با تو بودن، دیگه برای من قابل لمس نیست و انگار تمام اون روزها رویا بودن، تمام اون روزها خوابِ شیرینِ من در انتهای یک روزِ سرشار از نداشتنِ تو بودن و اون خوابِ شیرین مدت‌هاست که توسطِ شب به تجاوز رسیده و من بدن زخمی و خونی خاطرات و رویاهام رو روی دست‌های ناتوانم بلند میکنم تا تمیزشون کنم... اما چرا مدام خونی‌تر میشن؟ هم دست‌هام و هم رویاها و خاطراتم! حالا تمام روزها، هوای منفیِ بیست درجه‌ی تنهاییه و رادیو اعلام نمی‌کنه که امروز چندمین روزِ بدون تو بودنه... -Couple : Chanbaek (baekyeol), Sebaek. Other. -Genre : Drama, Romance, Fantasy, Smut(+18), Angst.
 Rival [ ChanBaek & HunHan ]  by Castle_Demon
Castle_Demon
  • WpView
    Reads 59,803
  • WpVote
    Votes 5,428
  • WpPart
    Parts 24
🔮 فن فیک: Rival [ رقیب ] 🔮کاپل ها : ChanBaek & HunHan 🔮ژانر : رمنس - فرمول یک - درام - هپی اند ❌ محدودیت سنی : NC+18 ❌ 🔮 نویسنده: Elnaz-CH 🍒✨ ☔ بخشی از داستان: چانبک: پارک چانیول راننده ی اولِ فرمول یکِ جهان پسری احساسی و محکم ، به درخواستِ وزیر بیون به کره میاد تا به پسرش ( بیون بکهیون ) آموزشِ فرمول یک بده پارک‌چانیول قبول میکنه و بکهیون رو سرِ تمرین میبره اما بکهیون سرِ شرط بندی با پسر خاله ی عزیزش ( لوهان ) واردِ رابطه با پارک چانیول میشه
Gone With The Sea by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 79,222
  • WpVote
    Votes 19,480
  • WpPart
    Parts 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
☁️Trance|خلسه☁️ by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 33,591
  • WpVote
    Votes 6,391
  • WpPart
    Parts 10
کاپل : چانبک ژانر: رمنس. روانشناسی .انگست محدودیت سنی: 18+ NC نویسنده : #SilverBunny ⌗═✾خلاصه داستان ✾═⌗ بیون بکهیون پسر جوون و بی انگیزه ایه که زندگی خاکستریش توی سفرهای هر روزه اش به محل کارش و اتوبوس سواری مسیر برگشت و قدم زدن های گاه به گاه روی پلی که تو مسیرشه خلاصه میشه... اون نه انگیزه ای برای ادامه دادن داره نه جراتی برای تموم کردن همه چی... تا اینکه یه روز توی اسانسور با یه پسر قد بلند و جذاب اشنا میشه... یکی که انگار اومده تمام کمبود هاش رو یه تنه جبران کنه... دنیا برای بکهیون رنگی میشه... اما همه چی اونجوری که به نظر میرسه نیست... ◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆ _من تک تکِ اون آدمایی هستم که باید عاشقت میشدن و نشدن... همه اون چیزی ام که میخواستی داشته باشی اما نداشتی... اگه اینجام فقط به خاطر توئه... ◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆ -تو فرشته مرگی... +عاشقتم حتی اگه فرشته مرگ باشم بازم عاشقتم...هر کوفتی باشم عاشقتم اون قدری که حتی خودت هم بلد نیستی خودت رو دوست داشته باشی چون تو نمیدونی کی هستی اگه میدونستی مثل من عاشق خودت میشدی -من کی ام؟ +یکی که میتونه دنیای منو فقط با عوض شدن تصمیمش از حرکت بندازه... 🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️ ❌این داستان تم سرد و به شدت غمگینی داره و برای ادم های حساس توصیه نمیشه ❗❌
StarDust🌠[ ʙᴏᴏᴋ #1 ᴏғ sᴛᴀʀ sᴇʀɪᴇs🌟] by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 24,776
  • WpVote
    Votes 4,320
  • WpPart
    Parts 8
🌟فیکشن : #StarDust | #گردستاره 🌟کاپل ها: چانبک 🌟ژانر: رمنس. غمگین . درام 🌟محدودیت سنی: 18+ NC 🌟تعداد کلمات : 23411 🌟نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿🌸 ⌗═🌿📚✾خلاصه داستان ✾📚🌿═⌗ قهرمان داستان ما همه چی داره... چهره خوب و یه صدای خوب و با یه سر پر از ارزو و امید برای اینده... اون گیتارش رو میندازه روی دوشش و از شهر کوچیکی که دوران کودکیش رو توی یکی از پرورشگاههاش سپری کرده خداحافظی میکنه و میاد سئول تا به رویاهاش بال پرواز بده اما سرنوشت چیز دیگه ای رو ازش میخواد... چشم هاش میشینه روی یکی از زیباترین خلقت های خدا و تو یه لحظه تمام رویاهاش در برابر داشتن اون پسر با چشم های سردش بی معنی میشه... یعنی قهرمان ما میتونه قلب یخی اون شاهزاده کوچولو رو به دست بیاره؟ 🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟 -"میخوام محکم نگهت دارم اونقدر که تو وجودم حل شی...و در عین حال از محکم داشتنت میترسم چون انقدر شکستنی به نظر میای که میترسم بهت آسیب بزنم...اما در عین حال نمیتونم رهات کنم...انگار اگه رهات کنم گم میشی و من باید تا ابد دنبالت بدوام در حالی که تو حتما رد پاهات هم پاک میکنی که دوباره گیرم نیفتی...حتی الان که بین بازوهام نگهت داشتم برام یه رویای دست نیافتنی ای..." ✨ #StarDust
••🌘Silver and Silk🌒••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 794,507
  • WpVote
    Votes 101,618
  • WpPart
    Parts 72
📋خلاصه داستان : بیون بکهیون یکی از افسرهای سازمان اطلاعاتی کره اس! کسی که به خاطر ظاهرش همیشه از عملیات ها کنار گذاشته میشه اما یه روز موفق میشه بلاخره یه ماموریت به عنوان مامور مخفی بگیره! بک به خاطر این ماموریت پا به سیلور تاون که یه باند قمار غیر قانونیه میذاره و با ادمای جدیدی اشنا میشه. یکی از این ادمها پارک چانیول رییس بانده که به خودش لقب سیلور داده. بک ناخواسته توجه سیلور رو جلب میکنه و تو موقعیتی گیر میافته که هیچوقت تصورش نمیکرد... همیشه عشق وقتی که کمتر از همیشه انتظارش رو داری سراغت میاد.❣️ دوستی های عمیق... شکستن قوانین... فداکاری... و پیدا کردن کسی که باعث بشه بخوای بخاطرش عوض بشی... 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 من به عشق اعتماد ندارم بک... هیچ وقت نداشتم... چه حسی داره وقتی یکی که حتی به عشق اعتقاد نداره حس میکنه عاشقته؟! 💎💎💎💎💎💎💎💎💎 🌗کاپل ها: چانبک-کایسو. کریسهو 🌗ژانر: رمنس. جنایی . درام 🌗محدودیت سنی: 18+NC 🌗نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿 Story started at :5/9/2016 Finished: 16/2/2017
📝Before I Kill Myself📝 by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 147,053
  • WpVote
    Votes 26,187
  • WpPart
    Parts 21
بکهیون میخواد خودش رو بکشه... به همین سادگی... اشتباه فکر نکنید اون افسردگی نداره... مشکل مالی هم نداره و شکست عشقی هم نخورده... در واقع زندگی اون از دید یه تماشاگر بی عیب و نقصه... اما گاهی وقت ها چیزای بی عیب و نقص هم ازاردهنده میشن نه؟ اون تصمیم میگیره یه لیست از ارزوهاش برای قبل مرگش درست کنه و بعد خیلی شرافتمندانه بمیره... اما خب همه نقشه هاش با سرک کشیدن های یه پسر جذاب و مو قرمز توی زندگیش به هم میریزه... یعنی اون پسر میتونه کاری کنه که بکهیون بخواد زندگی کنه؟ 🍟کاپل : چـانـبـک 🍟ژانر:رمنس. فلاف. کمدی.روزمره.اسمات 🍟محدودیت سنی : 18+ NC 🍟تعداد قسمت ها : 20 🍟نویسنده : #SilverBunny →•вєƒσяє ι кιℓℓ муѕєℓƒ•← -چه غلطی میکنی پارک چانیول؟ -ارزوهای خوشگلت رو براورده میکنم بیبی
••💮SignMate💮••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 533,662
  • WpVote
    Votes 88,679
  • WpPart
    Parts 88
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه! چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟ 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟! + احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..! #Chanbaek 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - ازم بدت مياد؟ + مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد! #hunhan 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست.. #kaisoo 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 Story Started: 18.01.2017 Story Finished: 13.11.2017 💮هم نشان 💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو 💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی
😈°Karma Is a Bitch°😈  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 496,850
  • WpVote
    Votes 86,581
  • WpPart
    Parts 87
بکهیون نوجوون نمیدونست که هر عملی یه عکس العملی داره... شاید اگه میدونست وقتی چانیول 15 ساله با اون چشم های معصوم بهش ابراز علاقه میکرد بهش اسون میگرفت... شاید هیچوقت قلبش رو نمیشکست و به خاطر چاق و زشت بودنش مسخره اش نمیکرد...ولی بکهیون خبر نداشت و کارما داشت همه چی رو تماشا میکرد...و کارما فقط وقتی عوضیه که تو یه عوضی باشی! ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ -"دوستت دارم.." +"دوستم داری؟" +"چقدر دوستم داری چانیولا" -"خ..خیلی...بیشتر از همه چی..." +"واقعا؟" +"پس هر کاری که بگم میکنی؟" +"پس امشب اون بابای لجنت رو تو خواب برام بکش و بعد هم خودت رو از نزدیک ترین پنجره ی قصرتون پرت کن پایین...بعدش قول میدم منم دوستت داشته باشم..." ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ - چطوری این موقع شب از خونه اومدی بیرون؟ + خدمتکارها و نگهبان هارو پیچوندم. - تو واقعا احمقی! + میدونم. - نباید باشی! + من با احمق بودنم مشکلی ندارم .. اگه باعث میشه اینطوری بخندی... ♻♻♻♻♻♻♻♻♻♻ ♻️کاپل ها:فصل اول : چانبک فصل دوم : چانبک هونهان. کایسو ♻️ژانر :رمنس.کمدی.زندگی روزمره ♻️محدودیت سنی: 18+ NC
☕⊱A Hug In A Cup⊰☕ by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 519,142
  • WpVote
    Votes 134,054
  • WpPart
    Parts 51
بیون‌بکهیون یه مربی مهدکودک سر به هواست که چند ماهه روی یه غریبه جذاب که توی مترو میبینتش کراش زده...☁️💖 و یه روز یهو تصمیم میگیره از دور دید زدن دیگه بسه! دنبال کردن اون غریبه پاش رو به کافه Heavenly# میکشه و یه دوره جدید تو زندگیش شروع میشه. اما خب از اونجایی که بکهیون اونقدرام خوش شانس نیست اون غریبه لعنتی "پارک چانیول" یه باریستای جذاب و آسکشواله و بیشتر با قهوه تحریک میشه تا لاس زدنای بکهیون ... راستی چیزی به اسم " #قهوه‌سکشوال" وجود داره؟ ☕️ •••••••••••••••••••••••••••••••• یونگی هیچوقت فکرش رو نمیکرد با قدم گذاشتن به کافه Heavenly به اصرارهای دوستش اونجا قراره با شیرین‌ترین طعمی از قهوه که چشیده بود اشنا بشه. طعم لب های خوشمزه اون گارسون بامزه پارک‌جیمین شایدم لبخند های کیوتی که میزد یا مدلی که دنبالش راه میوفتاد و هیونگ صداش میکرد میتونست هر قهوه ای رو شیرین کنه... حتی وجود خود مین یونگی رو که خیلی سال بود حتی از قهوه هم تلخ‌تر بود! ظاهرا یونگی بالاخره هم طعم مورد علاقه اش رو پیدا کرده بود... هم یه گربه‌فسقلی که بالاخره بخواد با خودش ببره خونه... گربه ی شانسش! ☕کاپل : چانبک.یونمین. تویون ☕ژانر: رمنس.فلاف. زندگی روزمره.کمدی. ددی‌کینک ☕محدودیت سنی : NC 18+ ☕نویسنده : Silver Bunny