G_GhoGhnos_s's Reading List
5 stories
kookmin (my half brother)  by nami730
nami730
  • WpView
    Reads 48,608
  • WpVote
    Votes 4,013
  • WpPart
    Parts 55
جیمین پسری که تو بچگیش از مادرش به دلایلی جدا میشه و با دوستش تهیونگ به امریکا سفر میکنه اما یهو چی میشه بعد از سال ها جیمین دوباره به کره برگرده و با برادر ناتنیش روبرو بشه ....
ZIMA by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 79,026
  • WpVote
    Votes 12,756
  • WpPart
    Parts 56
آدما همونطور که یهویی وارد خط فرضی ای که دورت کشیدی میشن، همونطور یهویی هم بار و بندیلشون رو میبندن و جوری ناپدید میشن که انگار هیچ وقت نبودن... یکی تو بهار و زیر شکوفه ی درختا یکی تو تابستون و زیر نور تند خورشید یکی تو پاییز و خیابون هایی که بارون خیسشون کرده و سنگدل ترینشون تو برف ... با اولین برف زمستون رفت و منو با غم نبودنش تنها گذاشت. Couple: Chanbaek/Baekyeol •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• Genre: Romance, Omegaverse, Fluff, Forced Marriage, Smut ZIMA: در زبان روسی به معنی زمستان.
「of warm coats and pancakes (translated)」 by aluckykoyadoll
aluckykoyadoll
  • WpView
    Reads 18,986
  • WpVote
    Votes 3,675
  • WpPart
    Parts 27
خلاصه : وقتی جین "اون" رو توی یکی از خیابون های تاریک سئول پیدا کرد ، گرسنه و تقریبا فریز شده بود . پس راهی نمیموند جز اینکه توی خونه ی خودش راهش بده ...
Rebel (AU) by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 197,444
  • WpVote
    Votes 29,476
  • WpPart
    Parts 54
هفت سال پیش وقتی جونگ‌کوک رو از دست داد بابونه‌اش هفت ماهه باردار بود و منتظر تولد دختر کوچولوشون بودن؛ اما حالا اون رو درحالی پیدا کرده بود که شکمش کاملاً صاف بود و توی شرایط جسمانی اسف‌باری قرار داشت! +می‌شه بپرسم چرا من رو جونگ‌کوک صدا می‌زنید؟ _ت... تو... من رو نمی‌شناسی؟ Writer: Ashil Couple: Vkook Genre: Omegaverse, Romance, Fantasy, Mystery, Smut, Angst, Mpreg
that man / اون مرد " yoonmin" by rominaromina396
rominaromina396
  • WpView
    Reads 309,230
  • WpVote
    Votes 22,567
  • WpPart
    Parts 70
🍇 فعلا توقف خورده 🍇 🔥برشی از داستان : " دوست دارم ببینم روابطشون در حد پدر پسریه یا .... با ضربه جین به شکمش خفه شد صورت همیشه خندون هیونگش اخمی بود " یااا ...هیونگ !!!! " نباید اینجوری پشتش حرف بزنی اون همسره یونگیه ! کوک پوزخند زد " ول کن هیونگ اون یه ازدواج صوری بود مطمئنن هیونگ حتی اسم اون پسرم یادش نیست !!!! کاپل : Yoonmin ژانر : مافیا / امگاورش / کمدی و غمگین / امپرگ / معمایی / پلیسی / هیجانی / خانوادگی خلاصه: _طبق وصیت عمه ..." اون " ..باید باهاش ازدواج می‌کرد... .اما ... چرا آخرین تصویرم ازش ...برای ۱۷ سال پیشه ! ...شاید ..نباید بهش میگفتم " دوست دارم " . . . نگاهی به صورت معصوم دو بچه روی تخت انداخت _ شما ...بوی اونو میدید .... نویسنده " رومی " شروع داستان ۱۲ /۳ / ۱۴۰۳ پایان : .....